یه روزایی بود که تو پلههای بیدادگاه خانواده، فکر میکردم ��یچوقت این کابوس تموم نمیشه
ولی الان که برمیگردم به عقب میبینم بهترین و درستترین تصمیم زندگیم بود!
سخت بود؟خیلی
میارزید؟زیاد
نقطهای که همه فکر کردن زمین خوردنه واسه من نقطهی اوج گرفتن بود!
بخاطرش به خودم افتخار میکنم🙌🏻
@taasianam مطمئن باش همینطوره
همون حسی که به این نقطه رسوندت و اون صدایی که نهیب زد تمومش کن، بعد از سوگ جدایی بازم به دادت میرسن که آفرین دختر! هم خودت رو نجات دادی و هم مارو…
راه آسونی نیست، مخصوصا هفتهها و ماههای اولش که تاریکه
اما بعد خودت میشی نور زندگیت
زنها، مخصوصا زنهایی که سختی زیاد کشیدن
حرف هیچ کس رو باور نمیکنن
حتی چیزهایی که با چشم خود میبینن، تمامش رو باور نمیکنن
فقط وقتی حس درونی انها چیزی به انها بگوید،قبول دارند.
ما تو فارسی میگیم ناامیدی. اما عربی چند مدل ناامیدی داره. مثلا یکیش «یأس». که ما هم میشناسیمش. اما یه کلمه برای ناامیدی داره؛ «خذلان». ناامیدی ناشی از رها شدن به وقت نیاز. رها شدن زمانی که هیچ پشتوپناهی نداری. فک کن! طرف کلمه رو میگه و تو میفهمی الان این چرا ناامیده!