@mostafa_sibil کلا ما دهه شصتی ها
خیلی با دنیای غم و رنج آشنامون کردن،
کارتون هامون،سریال هامون و حتی کتاب ها
همین هم شد که بویژه دختران مون بیشتر تو رویا زندگی کردن تا واقعیت
اما در کنار همه چیش شاید سهمون از مزه مزه کردن خیلی از تفریحات خوب در کنار خانواده بیشتر بود.🙏🏻🌻
@Pishiyeto این احساسات بخاطر وابستگی ما به دیگران ایجاد میشه،
پس با توانمندسازی خودمون می تونیم به حال بدی که دیگران در ما ایجاد می کنند غلبه کنیم،
و وقت و انرژی خودمون رو صرف اموری نکنیم که خارج از حیطه کنترل ماست🙏🏻🥰
@Pishiyeto دوست گرامی
اول خودت برای خودت ارزش قائل شو،
خدا دنیایی ازقابلیت ها رو در تک تک آدمها گذاشته،
هر کدوم روکه دوست داری درخودت تقویت کن بذار رشد کنی و حتی ازتلاشت در مسیر لذت ببری،
وقتی دیگران رفتار درست و پر تلاشت رو ببینند مرزها مشخص میشه،
خودت با پذیرش و دوست داشتن خودت توانمندی
یک روز به جایی میرسی
که میفهمی
خوب بودنِ آدمها،
لزوماً به معنی مناسب بودنِ آنها برای یک رابطه نیست...
بعضی آدمها
قلبِ مهربونی دارن،
آدمهای محترمی هستن،
و حتی دوستداشتنی به نظر میرسن؛
اما بلد نیستن
چطور رابطهای سالم بسازن،
چطور مسئولیتِ احساسات و رفتارهای خودشون رو بپذیرن
یا چطور در روزهای سخت،
کنارِ یک نفر باقی بمونن.
اونجاست که
دیگه فقط به ظاهرِ آدمها دل نمیبندی،
فقط مجذوبِ خوبیهاشون نمیشی
و به هر احساسی
اسمِ عشق نمیدی.
چون فهمیدی
برای ساختنِ یک رابطهی سالم،
خوب بودن کافی نیست...
بلوغ، مسئولیتپذیری،
احترام، امنیت
نامه ژرژ ساند به گوستاو فلوبر:
« مطمئن باش که این روزها هر کسی از مشکلی غیر قابل درک رنج میبرد، زندگی تشکیل شده از بلاهایی پیدرپی که به قلب انسان مشت میکوبد اما وظیفه در همینجاست: باید ادامه دهیم.