یه دوستی داشتم ��یبا و باهوش، ولی اعتمادبهنفس صفر. گیر یه پسر تاکسیک خودشیفته افتاده بود که یه خط درمیون پسش میزد و برمیگشت.
دخترک بورسیه آمریکا گرفت، رفت و با یه آدم حسابی ازدواج کرد.
تو پست عروسیش نوشت: «از همه جانورهایی که از زندگیم رفتن بیرون تا به این عشق برسم، ممنونم»