پس هر خاکریز را به شهری بدل کن!
نه نه هیچکس نمانده است نقابها فرو افتاده است!
اعراب پی دشمنان دیرینشان رفتند
اعراب روحشان را فروختند
اعراب گم شدند
محاصرهات را محاصره کن دیوانهوار و دیوانهوار و دیوانهوار
رفتند آنها که دوستشان میداشتی
رفتند
اکنون مسئله بودن یا نبودن است.
"محمود درویش"
محاصرهات را محاصره کن.
راه ��ریزی نیست!
بازویت افتاد آن را بردار،
و دشمنت را بزن راه گریزی نیست.
من در نزدیکیات افتادم مرا بردار
و دشمنت را با من بزن.
که اکنون تو آزادی،
آزادِ آزادی.
کشتهها یا مجروحانت مهمات تواند؛
پس با آنها دشمنت را بزن راه گریزی نیست!
هر پارۀ ما نام ما را بر خود دارد.
محاصرهات را محاصره کن دیوانهوار و دیوانهوار و دیوانهوار.
رفتند آنها که دوستشان میداشتی
رفتند.
اکنون مسئله بودن یا نبودن است.
نقابها یکی پس از دیگری فرو افتاد.
نقابها افتاده و جز تو هیچ کس نیست؛
در این گسترۀ گشوده بر دشمنان و فراموشی.
بعید نیست چنین ایده احمقانهای در دستور کار سرمایهداری ایران قرار بگیرد. با محروم ساختن جمعیت روستایی از منابع و امکانات ضروری زندگی، برای سرمایهداران سودزایی موقت اتفاق میافتد.
⭕️ ترجمه با هوش مصنوعی: عطش سودجویی سرمایهداران ایرانی
✂️برشی از متن
🔻 امروز صبح با خبر عجیبی مواجه شدم: یکی از بزرگترین انتشاراتیهای کشور از هوش مصنوعی برای ترجمه کتابها استفاده کرده و آنها را روانه بازار کرده است! این خبر گرچه از همان ابتدا با واکنش منفی مخاطبان در
صفحات مجازی همراه بوده اما در پسزمینه خود حکایت از یک ماجرای ادامهدار در آینده دارد. ظاهرا مالکان و صاحبنظران این مجموعه انتشاراتی در جایگاه سرمایهدار و مدیران ایرانی، از همنوعان استثمارگر خود در دیگر نقاط جهان پیشی گرفتهاند. از این لحاظ که به گواه بسیاری از افراد، در این
گرامیباد اول ماهِ می، روز جهانی کارگر🚩
▫️آگاهی سوسیالیستی یعنی دریافتن این واقعیت رعبانگیز که ثروت موجود در جامعهی سرمایهداری، نتیجه تلاش و زحمت کارگران است؛ یعنی انسانهای طبقهای که ارزش اضافی خلق میکنند اما خود بهرهای از آن نمیبرند و توسط نظم اجتماعی و سیاسی مسلط،
متعهد بودن به مبارزه طبقاتی، انقلاب را در برابر یک ساختار استثمارگرِ درحال زوال، ممکن میکند.
ما نیز در یک دستمان بیرق "مبارزهی فلسطین" و در دست دیگر، بیرق "مبارزه با بورژوازی خودی" را حمل میکنیم.
لنین در ۱۵۵ سالگیاش؛
"بله کارها زیاد خواهند بود
و باغها شکوفه خواهند داد
با اطمینان به سوی فردا میرویم
راه لنین را دنبال میکنیم!"
- شعر از سوشا کاپوتیکیان (Սոսե Կապուտիկյան)
متفاوت است. آنچه که ضرورت دارد، پویایی اندیشه انقلابی و سوسیالیستی و تبیین راههای خروج از جامعه مدنی است. خروجی به مثابه لغو این جامعه و در امتداد آن، لغو روابط اقتصادی استثماری.
به باور گرامشیایی، جامعه مدنی، پردهایست میان جبر دولت سرمایهداری و پیکره سازه اق��صادی آن که روی تضاد کار-سرمایه بنا شده. زیست هر انسانی در این ساختار که مظهر مدنیت سرمایهداری است، شکل گرفته و توسط آن احاطه شده است.در جامعه مدنی، مفاهیم و مکاتب چنان از معنا تهی میشوند و چنان
آثار ادبی میتواند در به تصویر کشیدن تغییرات اتفاق افتاده برای "مفاهیم" در جامعه مدنی از گذشته تا به امروز، تاثیرگذار باشد. برای ما، مناسبت اول اردیبهشت از لحاظ تقویمی اهمیتی ندارد و نگرشمان با نگرش افرادی که تنها به اشتراک گذاشتن پارهای از بیتهای اشعار، بسنده میکنند،