روز ۴۲۰ام:
امروز موقع برگشتن از کار، سر خیابونمون ماشینت رو دیدم.
ماشین تو که نه، شبیهش رو.
یکم دورتر پارک کردم و نشستم به تماشا.
انقدر نشستم تا صاحبش اومد، سوار شد و رفت.
باید مطمئن میشدم تو نیستی.
ولی فارغ ازاینکه آموزش تقریباً شغل اصلیم حساب میشه، کلاسهام رو یهجور دیگه دوست دارم.
اینکه بچههام ذوق میکنن، با هم صمیمی میشن، سر کلاس تولد میگیرن و شوخی میکنن. اینکه دلشون نمیخواد کلاس تموم شه.
عاشق ارتباطیام که آدما با مینیاتور میگیرن
و تازه اون موقع من رو میفهمن:)
هزارتا ایده تو ذهنمه برای شروع یه کار جدید که مطمئنم خیلی خوب میشه نتیجهش.
اما اجرا کردنش به تنهایی خیلی سخته.
نه اینکه نتونم، میتونم انجامش بدم.
اما نمیخوام دیگه…
سلام دوستان🌱
دوره جدید آموزش حضوری ظرفیتش رو به اتمامه.
خواستم اعلام کنم که اگر میخواین صفر تا صد ساخت مینیاتور رو بصورت کامل یاد بگیرین،
الان میتونین ثبت نام کنین🌱
اینجا بهم پیام بدین:
@nahila_art
تو این مدت اخیر انقدر همه جور اتفاقای بد و بزرگ افتاده که یه چیزایی رو دیگه نمیدونم درسته یا غلط.
مثلا فلان انتظاری که دارم از فلانی بجاست؟
آیا حق دارم فلان آرزو رو داشته باشم؟
فلان توقعی که دارم حقمه یا مهم نیست؟
انگار فقط یاد گرفتم سرکوب کنم همهی خواستههام رو…
داداشم دوبار اومد تو اتاقم دنبال چیزی میگشت، بار سوم باز اومد با یه حالت خجالت گفت نمیدونم یه چیزی میخوام پیداش نمیکنم یه بار دیگه بگردم.
:)))
گفتم بیا عزیزم چرا توضیح میدی از من میترسی:)))
بمیرم براش واقعا:(