ریک داره بر میگره آلمان. خیلی ذهنش درگیره. آخر هفته میریم سفر با همکاراش. موقعیت جدیدیه برام. یک زن و شوهرند که ریک با خانومه دوسته و کراش هم داره روش ولی تاحالا سکس نکردن و طرف گفته رابطهمون باز نیست. ببینیم چی میشه در طول سفر و حجم آبجو و الکلی که اینا میخوان بخورن.
از مدل سکس و قوارهی کیر لورن خوشم میآد. امشب ساعت ۱۱ بهش گفتم دلم سوشی میخواد دارم میرم یکجای باز پیدا کنم سوشی بخورم. اومد. بعدش اومد خونهی من. یک طوری نیپل چپم رو گاز گرفته که باید مسکن بخورم. اینقدر پر بود که نتونست جلوی خودشو بگیره. یک هفته بود هر شب پیغام میداد.
مم رو رسوند به ماشینم بوسید و گفت خواهش میکنم بیا باز ببینیم همدیگه رو. گفتم حالا حرف میزنیم. و رفتیم. شب با ریک یک عالمه عکس و فیلم رد و بدل کردیم. گفت اجازه نگرفتی ازم رفتی دیت، دارم برات. گفتم بیا اینجا تا بهت بگم. همچنان براش هورنی و خیس بودم
پنجشنبهی پیش یه ریک پیغام دادم گفتم میتونیم بیینیم همو؟ خیلی هورنی ام. میدونستم داره بساط سفر میبنده و وقت آرایشگاه و کوفت داره. گفت خیلی دلم میخواد ولی نمیرسم. گفتم خب. روی اپ شروع کردم آدمهایی که مچ شده بودم باهاشون رو نگاه کردم. لورن چند وقت پیش پیغام داده بودم جواب
برای خودم این معنی رو داره که سکس خیلی خوب خوب و طرف آدم خوبی بود ولی مناسب من نبود. انگار یک نوع قدردانی و خداحافظی. ولی طرف که نمیدونه. نیک گفت تو بهترین سکس من در سالخای اخیر بودی. خوشگلی سکسای داغی بامزهای معلومه ریک باید عاشقت باشه. گفتم هنوز همچین چیزی نگفته بهم.