بومی کردن علوم انسانی و بخصوص فلسفه و تغییر آن بدون توجه به زمینه های زبانی، فرهنگی، اجتماعی و زیست بومی احمقانه ترین کار ممکن است. ای کاش ما که در ایران فجایع علوم انسانی در دهه 50 و دهه 60 را دیده ایم از این جنایت دست بر می داشتیم...
فلسفه تحلیلی به دلیل نگاه زبانی به راحتی می تواند از پس حل مشکلاتی برآید که در مکاتب فلسفه آلمانی و اروپایی( با لفظ اشتباه قاره ای) معضل تلقی می گردند.
یکی از بیهوده ترین و مشخصا اشتباه ترین روش ها در علوم انسانی و بخصوص فلسفه پیوند زدن مکاتبی است که از لحاظ جغرافیایی اختلاف مکانی دارند. پیوند ابن رشد و دائوییسم به هایدگر یا شیخ اشراق به پوزیتویست ها با بیشترین یقین ممکنم، غیر فلسفی ترین کاری است که می توان انجام داد.
فاجعه علوم انسانی در ایران آنجاست که اگر یک چرخ کوچک در اینستاگرام یا توییتر ( همان اکس) بزنید به راحتی می توانید ببینید که تقریبا اکثریت هنوز حتی نمی دانند که سوسیالیسم، کمونیسم، فمینیسم، لیبرالیسم و ... ایسم چیست و له یا علیه آنها قلم فرسایی می کنند...
توانایی مدیریت و ارتقاء موفقیت آمیز و استقرار سیستم روشنایی محیطی جدید با هزینه ها و حوادث ایمنی صفر
این یک مغلطه معروف و به معنای توانایی عوض کردن لامپ است.
شبیه همان چیزی که این روزها کلاهبرداران فلسفه به خورد ما می دهند.
اگر چنین جملاتی دیدید حتما فرار کنید...
فلسفه باید شکافها را پر کرده و با شکستن پیچیدگی و تقرب به زبان علمی، شفافیت ایجاد کند و در واقع قابل فهم باشد.
نامفهومی و پیچیدگی تنها از توخالی بودن و بی ارزش بودن موضوع نشات میگیرد و لاغیر...
یکی از انتقادات مهمی که بر پدیدار شناسی در مواجهه با مسائل زنان وارد می شود، خنثی بودن آن است. از این امر بزودی کوتاه در پدیدار شناسی فیمینسم خواهم گفت...
چیزی که باید جا بیفته اینه که مبارز اجتماعی یا سیاسی ( این برای هنرمندان هم صدق می کنه) نظریه پرداز و دانای کل نیست و نباید که مغالطه اقتدار روی ما تاثیر بذاره. قرار نیست کسی که مکانیکی ماشینه، در خصوص تمامی معادلات فیزیکی یا متالورژی سر سیلندر هم دانش داشته باشه...
دستگیری پاول دورف و اتفاقاتی که این چند وقت بخصوص در آلمان، انگلستان و فرانسه رخ داده است و می دهد، مایه شادی است. خوشحالم که ویروس تندروی، سانسور و ضدید با آزادی بیان که سالها به دیگر ممالک صادر می کردندش، گریبانگیرشان شده است...
سعی دارم اگر عمری بود مطلبی در خصوص پدیدار شناسی فیمینسم آماده کنم. قبول دارم که دانشی اندک و الکن در خصوص پدیدار شناسی و ایضا فیمینسیم دارم، اما شاید همین اندکها هم راه گشا باشد...
تغییر در نگاه به مسائل زنان و اخلاق مرتبط با آن باید به اصلی ترین امر در علوم انسانی تبدیل گردد. عمیقا اعتقاد دارم این تنها راه تغییر در وضعیت موجود است
بدترین و خودخواهانه ترین جملاتی که شنیده ام، آنها هستند که بر الویت دوست داشتن خود و الویت خوب کردن حال خود در برابر هر امر دیگری تأکید می کنند.
بهترین نمونه ها برای بهشت دروغین سرمایه داری، که بر چنین خرافاتی پا میفشارد.
یک دنیای اخلاقی راستش، اینگونه کار نمیکند...
مفاهیمی مانند منطق فازی یا اصل عدم قطعیت که به بدترین وجهی کلیشه شده اند بدون شک آن چیزی نیستند که بیشتر ما فکر میکنیم. ایضا نقش هایی که به آنها نسبت میدهیم هم همینگونه است. در اکثریت مسائل روزمره در عالم مهندسی، این دو فرضیه هیچ کاربردی ندارند. هیچ مشکلی هم پیش نمی آید.
از داستان های پشت پرده نمایش و البته کارگردان سیرک رستم و سهراب و هزینه های میلیاردی که در روزگار کنونی احتضار تئاتر برای یک کار می شود بگذریم، یک سوال برای من پیش آمده؛ از امیر آقایی با این قد و هیکل کسی بهتر برای نقش رستم !!!! وجود نداشت؟؟
فلسفه برای من تبدیل شده است به سوهان روح. به نفرین. راستش کم می دانمش و در واقع هیچ نمی دانم. با نادانیم اما میدانم که میدان در دست بی سوادان و کلاهبردان است و خرافات فلسفی از در و دیوار بالا میرود. شما دیکر ببینید چه افتضاحی است و فاجعه تا به کجاست...
راستش زاویه دار بودن آدمها در ایران با چپهای وطنی را می توانم درک کنم. اما درک اینهمه ضدیت با تفکر چپ در جهان، آنهم از جانب کسانی که تقریبا هیچ چیز از آن نمیدانند برای من سخت و دشوار است....
در فقدان نهادهای جدی متولی علوم انسانی و فلسفه، شاهد رشد ویروسی آموزش فلسفه هستیم که مشخصا با سو استفاده از کم دانشی فلسفی و با تزریق چیزی که بدفهمی فلسفی است به ترسناک ترین وضعیت ممکن دامن میزنند. تجربه بدفهمی علوم انسانی موقعیتی دهشتناک است و تکرار تجربه ای دردناک در ایران...
باید فهرست واژگان قلمبه سلمبه و نامفهوم موجود در چیزی که این روزها به اسم فلسفه توسط لشکر نو فلاسفه در حال آموزش است، تهیه گردد؛
مثلا فرکانس، شهود، بصیرت، و تقریبا انواع معادل های فارسی مجعولِ واژگان فلسفی آلمانی
Dasein, Sein, Seinede, ontisch, Sinn, Bedeutung
و الخ...