نقطه اوج روشنفکری دینی پراگماتیک مصدق بود. مدرنیته غربی با شرع مبین ناسازگاری بنیادین دارد. تلاش برای آشتی دادن دموکراسی در معنای موسع آن با دین یا فریبکاری است یا خوشخیالی.
رسالهٔ دکتری محمد مصدق، برخلاف آنچه بسیاری گفتهاند، اثری از جهاتی یگانه است. در ظاهر پژوهشی فقهی دربارهٔ وصیت است، اما در باطن برنامهای برای بازسازی حقوق ایران بر پایهٔ عقل. مصدق در مقدمهٔ نودصفحهای، عقل را که فقه شیعه در کنار قرآن و سنت منبع مستقل حقوق میشناسد، به ابزار اصلی نقد سنت بدل میکند و در تعارض عقل و نص نظریهای از خود پیش مینهد: تعارض از نقص شرع نیست، از تغییر زمانه است، و تا اوضاع دگرگونشده برجاست عقل بر نص مقدم است؛ اکثریت فقها هم کافی است، اجماع لازم نیست. از همین راه ربا را مجاز میداند، با این استدلال که دولتهای اسلامی بی وام خارجی نمیتوانند بر پای خود بمانند و بازرگانی نوین بی اعتبار و بهره میمیرد؛ کافی است حد نرخ تعیین و رباخواری مجازات شود تا مقصود شارع در حمایت از ضعیفان نیز حفظ گردد. مشروطه را نیز از درون شرع توجیه میکند: چون امام دوازدهم جانشینی تعیین نکرد، تعیین شکل حکومت حق ملت است. آنجا که به مادهٔ هشتم متمم قانون اساسی میرسد، اعتراف میکند که قرآن و سنت در مواردی برای مسلمانان برتری قائلاند و مجلس از آن عدول کرده، و همین عدول را با استناد به عقل تأیید میکند: «قانون باید برای همه یکسان باشد، بیتمایز دین»، زیرا هیچ انسانی جز پیامبر و ائمه توان بازرسی وجدان دیگری را ندارد.
دامنهٔ اصلاحطلبی او در جزئیات پیداست. در پانوشتی بر آیهٔ تعدد زوجات از «تساوی اخلاقی دو جنس» مینویسد و نتیجه میگیرد که رعایت صادقانهٔ شروط قرآنی لاجرم به تکهمسری میرسد. سن بلوغ نهسالگی دختران را که فقها از اوضاع عربستان گرفتهاند برای ایران بیمعنا میخواند، از دخترانی مینویسد که بهسبب ازدواج زودهنگام سر زا میروند، و پیشنهاد میکند سن رشد به حکم قانون بیستویک سال شود، چون دلیلی نیست ایرانی شش سال زودتر از روس و فرانسوی و انگلیسی به عقل کامل برسد. این پیشنهاد در ۱۹۱۴، از سن قانونی ازدواج در ایران امروز نیز فراتر است.
مصدق در هیچجای این رساله اسلام را کنار نمیگذارد، اما نه از آن رو که در پی اصلاح دین باشد. رویکرد او عملگرایانه است: حقوق شیعه ابزاری است که در ایران وجود دارد و مشروعیتش پذیرفته است، و نوسازی از درون همین دستگاه مؤثرتر است. او خود میپرسد آیا ایران باید مانند اروپا دین و حقوق را جدا کند و آگاهانه پاسخ منفی میدهد، زیرا قانون از پیوند با دین اعتباری میگیرد که هیچ منبع دیگری در ایران نمیتواند به آن بدهد. میان جدایی کامل به شیوهٔ اروپا و حفظ بیچونوچرای سنت، راه سومی برمیگزیند که به کارآمدی نظر دارد: قانونی که با آداب، نیازها و منابع کشور سازگار باشد و بیمقاومت به اجرا درآید.
این رساله، که به گمان من نخستین رسالهٔ دکتری نوشتهشده به دست یک ایرانی است، از زمان خود پیشتر است. هرچند شاید با همهٔ محتوای آن موافق نباشم، برای روزگار خود کوششی بزرگ و پیشرو بود، و هنوز هم اثری خواندنی و از نظر نگارش ارزشمند است
@Mohamd_MMalihii ساختمانی با طراحی زیبا و دلربا که با مصالح پوشالی ساخته شده باشد کمتر از یک چاردیواری مربعی ساده که با مصالح واقعی ساخته شده باشه ارزش و قابلیت استفاده داره. اصل موضوع به همین سادگی است و جزییات تغییر اساسی در این واقعیت ایجاد نمیکنه
@F_Tavakoli22@FLawyer88 از ابتدای تشکیل اسرائیل بزرگترین کمک به توسعه سرزمینی این کشور تهاجم خارجی به آن بوده است. بدون کلاپس داخلی محال است اسرائیل تحت تأثیر عمده قرار بگیرد.
@saeedderik@RahbareKharan نرود میخ آهنین در سنگ بر سیهدل چه سود دادن پند
بدترین دفاع از حقیقت، توسط مدعیان دروغینی انجام میشه که تصور میکنند تمام حقیقت را در اختیار دارند. ایراد ناروایی به بتپرستان گرفتی و پاسخی گرفتی که بالطبع باید باعث میشد متوجه شوی که در واقع همان هستی که منع میکنی اما افسوس..
@DrSaeedJalili ۱. فردگرایی مهمترین پیششرط نقش مشترک و حق متقابل است. قائل بودن به فردگرایی یعنی پذیرش اینکه تمام حقیقت نزد هیچکس نیست. ۲. انگارههای گرگانسان و لویاتان تلاش برای رفع تعارض حاصل از نگرش حق به جانب تکتک افراد ثانویه به فردگرایی است. بقیه متن هم مثل همیشه پوچ، مهمل و انتزاعی