شایدم آتش بس اعلام کردن که @Vahid بتونه یه استراحتی بکنه، این آخریا دیگه به نظر میومد اعصاب براش نمونده، اونجا که نوشته بود کلمه ها رو بیخودی کش ندید پاره شدم از خنده :))))
من واقعا نگران نیستم.
در واقع مدتهاست هیچ حسی ندارم. گویا همه احساساتم بلاک شده. نه به معنای دقیق کلمه میترسم، نه استرس میگیرم، نه ناراحت میشم، نه خوشحال میشم و نه هیچ چیز دیگری.
همه تلاشم رو در زندگی کردم که شرافتمندانه زندگی کنم و زندگی شایستهای بسازم. اما از جایی که عاملیت خودم رو در زندگیم از دست دادم و فهمیدم هر چقدر هم تلاش کنم در نهایت سرنوشت ما رو کسان دیگری رقم خواهند زد، نشستم یه گوشه عین یک لاشه؛ بدون هیچ حس انسانی. برای هر بحران احتمالی منتظر میمانم؛ یا وفق میگیرم و زنده میمانم، یا حذف میشم.
تنها کسی هم که مهمه برام نظرش چیه دربارهم همسرمه؛ تلاش کردم برای خودم و اون زندگی شایستهای بسازم. اون راضی باشه، دیگه بقیه مسائل هیچ اهمیتی نداره.
همه دارن حموم اخرشونو میرن من میخوام پاشم ناهار درست کنم فردا ببرم سر کار این کله زرد املاکی دو ساعت دیگه توییت میزنه یه بامبول جدید رو میکنه نگران نباشید
همه دارن حموم اخرشونو میرن من میخوام پاشم ناهار درست کنم فردا ببرم سر کار این کله زرد املاکی دو ساعت دیگه توییت میزنه یه بامبول جدید رو میکنه نگران نباشید