حق به حق دار رسید. علی جوانمردی سکان هدایت صدای آمریکا را به دست گرفت و به ریاست صدای آمریکا منصوب شد.
@Javanmardi75
ریاست همزمان بخشهای فارسی و کوردی صدای آمریکا (VOA) توسط علی جوانمردی را نمیتوان صرفاً یک انتصاب مدیریتی دانست. این تصمیم، محصول یک روند طولانیست؛ روندی که در آن تجربه میدانی، شناخت ساختار قدرت در جمهوری اسلامی ایران، و ایستادگی رسانهای در برابر روایتهای رسمی نقش تعیینکننده داشتهاند.
علی جوانمردی در سالیان گذشته صرفاً «مجری» یا «مدیر برنامه» نبوده؛ او بخشی از فرایند شکستن انحصار روایت بوده است. حضوری مستمر در بزنگاههای سیاسی، پرداختن به موضوعات ممنوعه، و عبور آگاهانه از خطوط قرمز تحمیلی، جایگاهی برای او ساخته که این انتصاب را قابل فهم میکند.
این انتخاب، در سطحی عمیقتر، اعتراف به یک واقعیت است: مسئله کورد، دیگر حاشیهای یا تزئینی نیست. پیوند دادن مدیریت بخش فارسی و کوردی یعنی پذیرش اینکه تحولات ایران بدون درک کوردستان، ناقص و تحریفشده خواهد بود.
در عین حال، این انتصاب یک آزمون است؛ آزمونی برای عبور از محافظهکاری مزمن رسانهای، برای بازتعریف «بیطرفی» بهمثابه شفافیت، نه موازنهی دروغ و حقیقت.
این مسئولیت را به کاک علی جوانمردی تبریک میگویم؛ مسیری تعیینکننده برای آینده روایت در برابر قدرت.
هەر بژی کاکە گیان پیرۆزە و سەرکەوتنی زیاترت ببینم.
#ژن_ژیان_ئازادی
#علی_جوانمردی
من برای خانم فهیمه خضر حیدری @Fahimehkhezr احترام زیادی قائلم،
نهفقط بهخاطر قلم توانمندش، بلکه بهخاطر شخصیت مستقل، نگاه دقیق و شرافتی که در کلماتش موج میزند.
ایشان از آن دست آدمهاییست که حضورش کیفیت هر گفتوگویی را بالا میبرد، حضوری آگاه، شریف و عمیق.
در زمانهای که ابتذال و هیاهو بسیاری را با خود برده، فهیمه خضر حیدری همچنان به شرافت کلمه وفادار مانده است.
در برنامه پربار «میدان» نیز میبینیم که چگونه شرافت حرفهای را زنده نگه داشته است.
#روزنامەنگار
بنظرم این تفاهم نامە بحران را حل نکرده،
بلکە زمان اقدام آمریکا و اسرائیل رو فعلا عقب انداخته، برخلاف ظاهر دیپلماتیک تفاهم نامە، از متن پیداست کە نه ریشههای بحران از بین رفته، نه موازنه تهدید تغییر کرده، و نه مهمترین نگرانیهای اسرائیل برطرف شده است، نە اسرائیل دستاوردهای راهبردی قاطعی به دست آوردە.
نە آمریکا بە اهدافش رسیدە، دلایلش هم روشن است:
۱) قلب بحران یا همان برنامه هستهای رژیم جمهوری اسلامی، عمداً به آینده موکول شده است، در واقع هیچ توافق واقعی بدون تعیین تکلیف سطح غنیسازی، ذخایر اورانیوم، ظرفیت سانتریفیوژها و بازرسی دائمی آژانس بینالمللی انرژی اتمی،ممکن نیست.
۲) تفاهم نامە هیچ ضربهای به ستون بازدارندگی نظامی رژیم نزده است. برنامه موشکی و پهپادی آنها عملاً دستنخورده مانده. این یعنی مهمترین ابزار بازدارندگی و قدرت ضربتی سپاە تروریست پاسداران حفظ شده؛ موضوعی که از نگاه اسرائیل تهدیدی فوریتر از پرونده هستهای محسوب میشود
۳) اسرائیل در اصلیترین اهداف امنیتی خود تقریباً هیچ دستاوردی بدست نیاوردە،
نه غنیسازی متوقف شده، نه توان موشکی محدود شده، نه زیرساخت نفوذ منطقهای ایران تضعیف شده. برای تلآویو، چنین توافقی خط قرمز است
۴) شبکه نفوذ منطقهای رژیم بدون کوچکترین محدودیت باقی مانده است.
هیچ تعهد الزامآوری درباره نیروهای همسو با سپاە تروریست پاسدارن در لبنان، عراق، یمن و سوریە یا منطقه وجود ندارد. این یعنی ظرفیت فشار منطقهای رژیم همچنان فعال است و اسرائیل این را یک تهدید دائمی و باز میبیند
۵) امتیازهای آمریکا عمدتاً کاغذی و برگشتپذیر هستند.تحریمها لغو نشدهاند، آزادسازی داراییها قطعی نشده. تقریباً همه امتیازها مشروط به مراحل بعدیاند. همین بند نشان میده کە واشنگتن امتیاز قطعی نداده، بلکه زمان خریده است.
۶) ساختار زمانی ۳۰ و ۶۰ روزه، منطق آتشبس مقطعی رو نشون میدە نه منطق توافق یا صلح رو، چون در توافقهای پایدار، چارچوبها معمولاً بلندمدت و دقیقاند. اینجا همهچیز کوتاهمدت و مرحلهای است.
۷) ابهام عمدی در تفاهم نامە نشان میده
طرفین هنوز بر سر مسائل اصلی توافق ندارند
وقتی در بندهای کلیدی مدام گفته میشود:
بعداً توافق میشود
سازوکار تعیین خواهد شد
جزئیات در مذاکرات مشخص میشود
معنای روشنی دارە اونم اینە کە: اختلاف اصلی هنوز پابرجا و طرفین از توافق بسیار دور هستند.
۸) آرایش نظامی منطقه نشان میدهد برای سناریوی بعدی همە آمادهاند، وقتی همزمان سامانههای دفاع هوایی و ضد موشکی در کشورهای عربی و همسایە ایران از جانب آمریکا و اسرائیل تقویت میشوند، نشانەای جدی برای بازگشت درگیری است.
۹) اسرائیل هیچگاە اجازه نخواهد داد نسخه فعلی این تفاهم نامە به توافق نهایی نزدیک شود.
مطمئنا تلآویو در مرحله بعدی فشار سنگینی برای افزودن شروط سختتر وارد خواهد کرد:
کاهش شدید سطح غنیسازی نزدیک بە صفر
نظارت گستردهتر بازرسان، محدودیت موشکی،
مهار شبکه منطقهای تحت حمایت رژیم.
حالا بە دلایل بالا اینهم اضافە کنید: بازگشت میلیونها زائر از عربستان و همزمانی با جام جهانی، منطقه را وارد یک دوره بسیار حساس امنیتی کرده بود. در چنین شرایطی، آمریکا، اسرائیل و دولتهای منطقه بیش از هر چیز به جلوگیری از شروع جنگ نیاز داشتند. پس این مسئله احتمال اینکه تفاهمنامه فعلی یک آتشبس تاکتیکی برای عبور از این مقطع حساس باشد را تقویت میکند.
#تفاهمنامه
#IranWar
⚽️ فوتبال یک اصطلاح دارد: یار دوازدهم،
در سیاست ایران هم سالهاست یک پدیده مشابه دیده میشود؛ هر زمان جمهوری اسلامی زیر فشار واقعی قرار میگیرد، گروهی که خود را اپوزیسیون معرفی میکند، ناگهان به یار دوازدهم حکومت تبدیل میشود و مثل یک دیوار دفاعی جلوی هر توپ خطرناک را میگیرند. ⚽
#جام_جهانی
#فرقه_پهلوی
ای کاش هیچوقت این منفعتطلبها وارد رقص سیاست نمیشدند, کسانی که هر روز با سازی تازه میرقصند و هر بار آرمانی را زیر پا میگذارند. برای آنان نه حقیقت اهمیت دارد و نه مردم, جهت باد که عوض شود, موضعشان هم عوض میشود. سیاست در دست چنین افرادی از میدان مسئولیت به بازار معامله تبدیل میشود.
#فرقه_پهلوی
رهبر واقعی خیزش دیماه در ایران، که بعدها از سوی برخی «انقلاب ملی» نامیده شد، در عمل خود ترامپ بود؛ چرا که با وعده حمایت از مردم و تبلیغات گسترده درباره چنین حمایتی، انتظاراتی ایجاد شد که بخشی از جامعه را به خیابانها کشاند. در شرایطی که دسترسی به اینترنت محدود یا قطع شده بود، بسیاری از مردم در معرض تبلیغات مطبوعات حامی جریان پهلوی قرار گرفتند؛ جریانی که سخنان ترامپ و نتانیاهو را تکرار میکرد و مدعی بود رژیم در آستانه سقوط است، ساختمانهای دولتی را تصرف کنید و کمک خارجی نیز در راه است.
کسانی که حتی برای «صد روز پس از سقوط رژیم» برنامهریزی کرده بودند، بیش از آنکه به چگونگی تحقق این هدف بیندیشند، تحت تاثیر روایتهای ترامپ و نتانیاهو قرار داشتند. تمرکز اصلی آنان بر دوران گذار، سهمخواهی از قدرت و حذف دیگر جریانهای سیاسی بود. به همین دلیل نیز ضرورتی برای اندیشیدن به یک راهبرد عملی جهت سقوط رژیم نمیدیدند.
اکنون باید دید این جریان به کدام سو خواهد رفت؛ آیا به اشتباهات خود اعتراف خواهد کرد، دست به خانهتکانی خواهد زد و در مسیر اصلاح و تغییر گام برخواهد داشت، یا آنکه از سوی بخشی از مردمی که روزگاری حامی آن بودند طرد خواهد شد. البته نباید فراموش کرد که همواره گروههایی در جوامع وجود دارند که در برابر پذیرش اشتباه و تغییر مقاومت میکنند. چنین جریانهایی گاه برای پنهان کردن خطاهای خود، نهتنها در مواضعشان تجدیدنظر نمیکنند، بلکه به سمت مواضع رادیکالتر و تندروانهتر حرکت میکنند. از این رو، این احتمال را نیز باید در نظر داشت. #IranWar
من هنوز نفهمیدم اینا ستاد انتخاباتی پهلوین یا کانون هواداران نیوزیلند؟! 😂
طرف انقدر قاطی کرده که اگه نیوزیلند گل بزنه، معلوم نیست باید شادی کنه یا سرود «چاپید شاه» بخونه! 🤦♂️
#فرقه_پهلوی#سس_خرسی
بزرگترین ضعف این تفاهم نامه در تضاد منافع امضاکنندگان و بازیگر اصلی آن اسراییل است.
آمریکا میخواهد بحران را مدیریت کند، جمهوری اسلامی میخواهد به هر طریقی بقا پیدا کند، اما اسرائیل میخواهد تهدید را برای همیشه از بین ببرد.
این سه هدف یکی نیستند.
تا وقتی جمهوری اسلامی، اسرائیل را دشمن موجودیتی میداند و اسرائیل نیز جمهوری اسلامی را تهدیدی موجودیتی میبیند، هر توافقی میان تهران و واشنگتن روی یخ نازک ساخته شده است.
به همین دلیل احتمال شکست این تفاهم بسیار بیشتر از چیزی است که تیترهای خوشبینانه نشان میدهند.اختلاف اصلی هنوز حل نشده، موقتاً به تعویق افتاده است، شاید برای چند ماه یا تا پایان جام جهانی.
#تفاهمنامه
#IranWar
#Israël
بچرخ تا بچرخیم را از دهان شماها که میشنوم، یاد پنکهای میافتم که سالهاست با صدای زیاد میچرخد اما هیچ بادی نداره.
تنها چیزی که در این سالها واقعاً چرخیده، چرخهی تکرار شعار و شکست و فروختن توهم قدرت به مردمی بوده که هزینهاش را پرداختهاند.
#IRGCTerrorists
هرگز نمیتوانند هیچ بخشی از ارکان مقاومت را تک و تنها گیر بیاورند؛ مجاهدتهای رزمندگان غیور لبنان و دیپلماسی مقتدرانهٔ جمهوری اسلامی ایران حاکمیت و تمامیت ارضی لبنان عزیز را تضمین میکند و بساط دیوانهبازی و جنگافروزی رژیم اسرائیل را بر هم خواهد زد، بچرخ تا بچرخیم.
زمستان رفت و روسیاهی بە ذغال ماند!
مردی کە بدون هیچ شناختی از داخل کشور و بدون هیچ تخصص و تجربەای، صرفا بە واسطە چند "بچەمشاور" کە اطرافش شاەشاە میکردند و گانگستریسم خیابانی و پاچەخواریهای مراد و حسینعلی و شرکاء، رؤیای جلوس بر تخت سلطنت را میدید، برای همیشە پروندەاش بستەشد!
در تازهترین یادداشتم برای واشینگتن اگزمینر توضیح دادهام که چرا امروز نسبت به دوران اوباما با چالش بزرگتری روبهرو هستیم و ترامپ نباید دچار اشتباە اوباما شود. مسئله جمهوری اسلامی دیگر فقط برنامه هستهای، موشکها یا نیروهای نیابتی نیست؛ تنگه هرمز به یکی از مهمترین ابزارهای نفوذ و فشار تهران تبدیل شده است.
باز شدن تنگه هرمز بهتنهایی به معنای پایان بحران نیست. دکترین دریایی جمهوری اسلامی باعث شده تهدید بیثباتی همچنان مانند شمشیر داموکلس بر فراز خاورمیانه و اقتصاد جهانی باقی بماند. #iranwar
دوستان عزیز 🌱
فردا شب یک برنامهٔ زندهٔ ویژه دارم که نمیخواهید از دستش بدهید.
در لحظهای که آمریکا و جمهوری اسلامی از یک توافق حرف میزنند، میخواهم با دو پژوهشگر مسائل خاورمیانه بنشینیم و بدون تعارف، بدون شعار، و بدون فروختن رؤیا بگوییم این ماجرا واقعاً کجا میرود.
🗓 یکشنبه ۱۴ ژوئن - فردا
🕘 ساعت ۲۱:۰۰ به وقت تهران - ۱۹:۳۰ به وقت رم
📍 کانال یوتیوب شاهین مدرس - پخش زنده
🎙 مهمانان برنامه:
👤 کوثر فتاحی — پژوهشگر حوزه دیپلماسی و کُردستان @Kawsar1348
👤 نوری آلحمزة — پژوهشگر مسائل امنيت و سیاست خاورمیانه @BenSusaaa
🔍 موضوعات بحث:
🔹 این توافق واقعاً چیست؟ پیمان صلح یا آتشبسِ شکننده؟
🔹 چرا حتی اگر امضا شود، پایدار نخواهد ماند
🔹 پروندهٔ هستهای: چرا سختترین بخش هنوز شروع نشده
🔹 تنگهٔ هرمز و پیامدهای اقتصادی برای منطقه و اروپا
🔹 سرنوشت کشورهای عربی منطقه و اقلیم کردستان عراق در این معادله
🔹 آیندهٔ جمهوری اسلامی: تثبیت یا فروپاشی درونی؟
🔹 سه سناریوی پیش روی منطقه
🔔 اگر هنوز مشترک کانال نیستید، همین حالا سابسکرایب کنید و حتماً زنگوله را روشن کنید تا اول از همه خبردار شوید.
فردا شب منتظرتانم 👇🏻
https://t.co/HwhajBPata
هیچکدام از ما طرفدار جنگ نیستیم؛ بلکه از جنگ بیزاریم. اما جمهوری جنایتکار اسلامی ایران از جنگ تغذیه میکند، چون بقای خود را در بحران و آتش و جنگ میبیند.برای حاکمیتی که مشروعیتش را از دست داده، جنگ نه فاجعه، بلکه ابزاری برای ماندن است.
#IranWar#موشعلی
הגורם שהוביל לתקיפות נגד איראן עליהם הורה הנשיא טראמפ היה הפלת מסוק אמריקני, אך מאחורי הקלעים טראמפ הלך והפך מתוסכל יותר ויותר מההמתנה שנמשכה כמעט שבועיים לתגובה איראנית להצעתו האחרונה - תגובה שמעולם לא הגיעה, כך אמרו שני בכירים אמריקנים
واقعا کدام جریان اپوزیسیون یک نقشه راه عملی برای گذار از وضعیت موجود ارائه کرده است؟
آنچه در این سالها دیدهایم، عمدتاً سمینار، کنفرانس، میزگرد، بیانیه و بحث درباره دولت آینده، قانون اساسی آینده و انتخابات آینده بوده است،اما کمتر جریانی توضیح داده که چگونه باید از امروز به آن فردا رسید.
واقعا دستاورد این همه سال فعالیت چە بود؟ نقشه راه کجاست؟ سازوکار هماهنگی نیروها چیست؟ مسئولیت هر جریان در قبال مردم داخل کشور چگونه تعریف شده است؟
خانم @Fahimehkhezr باور بفرمائید، سازمانهایی که دههها در چرخه اختلافات باقی ماندەاند با همین پارادایم های تکراری رقابت، بیاعتمادی و ناتوانی را هم تولید کردەاند.
وقتی تمرکز اپوزسیون بجای همکاری بر رقابت باشد، انرژی جامعە هم به جای تبدیل شدن به ظرفیت تغییر، در درگیریهای درونگروهی مصرف میشود.
جدای از اینکە جامعه سالها وعدەهای بدون برنامە شنیدە، کە بە تدریج باعث بی اعتمادی و سرخوردگی اش شدە.
این مردم به دنبال سخنرانیهای پرشور یا چهرههای کاریزماتیک نیستند، آنها به دنبال انسجام، قابلیت اجرا و پاسخ روشن به این
سؤال اند که گام بعدی چیست؟
مردم در داخل، آگاهانە متوجە این شدەاند کە قدرت یک جنبش را تعداد کنفرانسها یا بیانیههایش تعیین نمیکند، بلکه توانایی در تبدیل همبستگی به اقدام سازمانیافته، تعیینکننده است. اما اپوزسیون ایرانی، همان چرخە تکراری رو ادامە میده و هیچ توجهی بە این آگاهی مهم و حیاتی جامعە رو ندارە.
جامعه با شعار زنده نمیماند، با شبکهسازی، آموزش، هماهنگی، تقسیم وظایف و حمایت متقابل رشد میکند. بدون این زیرساختها، ظرفیت کنش و واکنش جامعە محدود میشود.
از این هم نباید گذشت کە در حال حاضر هر جریان روایت اختصاصی خود را ارائه میدهد و هیچ چارچوب مشترکی برای همکاری را ندارند،کە همین باعث افزایش شکاف میان نیروهای سیاسی و جامعه شدە، شکافی که احساس بیپناهی سیاسی را در مردم تقویت کردە.
#Iran
میدانِ امشب: آیا هیچ امیدی به اپوزیسیون هست؟
بیش از چهار دهه، زمان کمی برای آموختن نیست. گروههای مختلف اپوزیسیون، مخالفان جمهوری اسلامی از پس این همه سال چه آموختهاند؟
اگرنه هیچ چیز دیگر؛ آیا کشتار دی ماه و جنگِ اخیر درسی برای اپوزیسیون داشت؟
اپوزیسیون از رخدادهای سیاسی، پویاییها و تحولات اجتماعی و تاریخِ پشت سر خود، آیا بهرهای برداشته؟ آیا همزمان با جامعه پیش رفته یا دچارِ زمانپریشی و دورماندگی و جداافتادگی است؟
مهمانان:
فرج سرکوهی، مهدیه گلرو
عطا هودشتیان و آریا کنگرلو
https://t.co/uRxR3NXKj3 via @YouTube
با سلام دوستان عزیز و برای شفافیت و اطلاعرسانی به دیگران برای هک نشدن:
صبح امروز تلاش شد با تماس تلفنی و از طریق فریب به نام آقای اصغر رمضانپور از سردبیران تلویزیون ایران اینترنشنال من به وسیله فیشینگ هک شوم.
ابتدا که دیدم آقای رمضانپور تماس گرفته؛ با خودم گفتم شاید پیرامون اختلافات حول روش کار ایران اینترنشنال و نقدهای شدیدی باشد که به این فرمت در این چند ماه نوشتهام میخواهند نقدی کند، چندی پیش هم بکی از تهیه کنندگان این تلویزیون به خاطر متنی از من تماس گرفته بود؛ البته که بر سر نقدهایم ماندم.
نوشتم «در خدمتم»، با ادامه مکالمه به صورت ویس و اصرار فرد متقابل برای ورود به یک لینک «به قول خودشان جلسه» به سرعت شک کردم، شماره تماس از لندن بود، تصویر تصویری بود که آقای رمضان پور برای واتزاپش استفاده میکند. باز هم به صدا و نوع تماس شک داشتم، بلافاصله با یکی از دوستانم که میدانستم شماره وقت آقای رمضانپور را دارد تماس گرفتم. گفت نه این شماره عوض نشده. با اقای رمضانپور تماس گرفتم و او گفت عملیات است.
در اخر هم برای آن مزدور جمهوری اسلامی که پیشت این عملیات است نوشتم:
«خب فهمیدم جریانو، خیلی مارو دست کم گرفتید احمقها، هی بدو بدو بدو بیا تو لینک و اینها قدیمی شده، کلا روش کارتون قدیمیه، مرگ بر جمهوری اسلامی»
یادگرفتن پروتوکلهای امنیتی لطف نیست وظیفه ماست، امنیتیها و سایبری ها معمولا شما را در «دام» ایگوی خود میاندازند، فکر میکنند اگر بگویند «رئییس فلان جا میخواد با شما سریع سریع صحبت کند» شما حتی اگر دشمن آن فلان جا و جریان باشید هم بالاخره ایگویتان قلقلک میشود. فکر میکند با سرعت دادن شما را گیر میاندازند. دوستان این روزها خیلی مراقبل حمله های سیابری از نوع «فیشینگ» که در مجموع برای هم کردم استفاده میشود باشید.
البته امثال من وظیفه مان است در این سطح دست پایین دیگر بازی امنیتی نخوریم، تلخ مشاهده فضایی است که از قضا نه تنها به سرعت این فریب را میخورد بلکه در حوزه امنیتی و امنیتی سایبری اساسا آموزش پذیر نیست. بسیاری از اشاره و تکرار اشتی ناپذیر پروتوکلهای امنیتی ناراحت میشوند؛ به جای اینکه حواسشان باشد امنیت مردم در داخل ایران دست کم -همه کسانی که اطلاعاتشان دست ماست- اصلا شوخی و اغماضپذیر نیست.
در اخر با هر نقد شدیدی به ایران اینترنشنال که من سر مواضع خودم هستم، حمله سایبری بهشان یا به نامشان را شدیدا محکوم میکنم و مرگ بر جمهوری اسلامی!