در یک رودخانه دوبار نمیتوان گام نهاد،
زیرا آبهای تازه،پیوسته در جریاناند.
هراکلیتوس
و در ترجمانی دقیق تر:
«در همان رودخانهها هم گام مینهیم و هم نمینهیم،
هستیم و نیستیم.»
در واقع :
آدمی، خودش را هم، در هر لحظه، یک بار می زید.
پس ترا هر لحظه مرگ و رجعتی است...
شروع کردم the Pitt رو دیدن و توی نیم ساعت اول مدام اشک ریختم. منی که بیش از ده هزار مریض دیدم توی دو سال گذشته و حداقل ۲۰۰ شیفت اورژانس رو به عنوان تکپزشک اورژانس، منیج کردم.
آیا بیش از آن چه فکر میکردم، توسط شغلم و شرایطی که توش بودم تروماتایز شدم؟
«شبهای روشن» رو خونده بودم. تکههایی از فیلمش رو در نوجوانی دیده بودم و الان نشستم کاملش رو دیدم. ملانکولیک، ادایی و شعاری. اما میشینه غصهاش به دل. نمیدونم چرا.
پینوشت: «رنجهای ورتر جوان» هم همون داستانه. روایتهای تکراری انسان جوان و غریب.
@peygirnabash77@gil_galadion خیلی حرف عجیبیه
چرا باید پزشکش مقصر باشه؟
اگر سمع ریه و قلب کرده و بچه سابقه نداشته، هیچ مسئولیتی متوجهش نیست.
و چرا باید تک تک بچهها رو ارجاع بدیم متخصص قلب؟ اندیکاسیونش چیه؟!
به نظرم مقصر کسانیاند که سیپیآر بلد نبودن. قطعاً با سیپیآر به موقع برمیگشته.