آخرای کارشناسی، سر کلاس مهندسی احتراق؛ با حسن و محمد یه سره کخ میریختیم ولی علی هیچی نمیگفت و فقط لبخند میزد بهمون
یادی که دیگه بخیر نیست و خاطرهای که خوش نیست.
به یاد:
جاویدنام علی دیزآبادی
۱۸ دی ۱۴۰۴
از ۹سالگی وارد دنیای نجوم شدم
هیچ رخدادی نبوده که از دست داده باشم؛ بلااستثناء هر جوری شده همه رو دیدم و تا جایی که بلدم بودم به بقیه هم آموزش دادم
اما هیچ چیزی بهاندازه طلوع خورشید گرفته تو رادکان ۱۰- درجه نتونست به وجدم بیاره.
حقیقتا بینظیرترین تجربهای بوده که داشتم
۵ دی ۹۸
رسالت من در ترویج متالیکا اون جایی به اوج خودش رسید که وسط کفی تمومنشدنی سبزوار-شاهرود دیدم تو ماشین سهیل داره One پلی میشه و با هم داریم داد میزنیم:
Darkness imprisoning me :)
برای زمانهای آزاد و استراحتم تفریح جدید پیدا کردم
با پرامپتهای مختلف بازی میکنم و تو کمتر از نیم ساعت با هوش مصنوعی مولد برای بخشی از آهنگهایی که دوستدارم موزیک ویدئو میسازم:)
One - @Metallica
توصیف آهنگ: Gemini
تولید تصویر: Whisk
تبدیل فریم به ویدئو: Flow
ادیت: Camtesia :)
نمیدونم تو یک سال گذشته چه اتفاقی افتاده؛ اما هرچی که هست، بیش باد!
نمایشگاه امسال هفته پژوهش و فناوری مشهد از همه لحاظ نسبت به نمایشگاههای مشابه سالهای پیش، پیشرفت کرده.
البته که هنوز هم بیخطوربطهایی حضور دارن
اما با عینک سختگیرانه ژورنالیستی، کماکان ارزش خبری درخوری نداره
نمایشگاه آیتکس ۲۰۲۴ مشهد با عینک خبرنگاری:
بینظم
بیبرنامه
بد سرپرست
تبلیغات با بوق و کرنا
آلودگی صوتی اعصابخردکن
بدون متولی پاسخگو و رسانه
محفل دورهمی مسئولین استانی
مایه آبروریزی دومین کلانشهر و قطب IT کشور
و
گلس و موبایل قسطی کنار دانشبنیان :)
جمنای و نانوبنانا واقعا استفاده از هوش مصنوعی رو فان کردن
اسکرینشات هومپیج توییتر رو با این پرامپت به جمنای دادم و این شد نتیجه😂
واسه بقیه اکانتها هم اوکیه، زبان و رنگ هم رو میشه تغییر داد
"overlay this with funny comments, red ink, doodles, remarks, comments in Persian"
جدی جدی مگه چه جوری ناخودآگاه روم تاثیر گذاشت که الان تقریبا ۳ساله که کوچکترین لذتی از فوتبال دیدن نمیبرم و هیچ رغبتی بهش ندارم. حتی در حد نیم ساعت هم حوصلهم نمیکشه دیگه!
تازه ChatGPT داشت معروف میشد که برداشت بهم گفت الکی خبرنگار شدی، هرکسی با هوش مصنوعی خیلی بهتر از شما خبرنگارا مینویسه و کلی راجع به این قضیه سرکوفت زد بهم
چند وقت بعد به معنای واقعی کلمه داشت قربون صدقه یه خبرنگار میرفت؛ چرا؟ چون کارش پیشش گیر بود و کار رسانهای میخواست :)