پدران ما ، سر ناآگاهیشون مارو توی چاه عمیقی انداختن ، ما نمیتونیم از دست گذشته فرار کنیم ، ولی خوب میتونیم آینده رو بسازیم جوری که بشه جبرانش کرد شاید جبران حتی خون یه ایرانی ولی اگه امید باشه پیروزی هم هست (بعد هر شکست ، پیروزیست)
می شناسمت "کولی"
سهم من از دنیا یه دستبندِ بی رنگه،که سهم تو از دنیا یعنی دستاتو می بنده
می شناسمت "سرهنگ"
تو قاتل رقص بادی میون موهات من بودم اونجا وقتی کشیدی شونه
می شناسمت "قاضی"
امروز این چکش که اجرای قانون کرد دیروز تو دستام سر کولی رو داغون کرد
همیشه سعی کردم در حد انتظارتون باشم و وقتی میدونم ازم توقع پرکار بودن رو دارید شمارو منتظر نزارم.این قضیه کاملا وظیفه ی منه اگه یه نیمچه هنرمند محسوب میشم.