یک میدان بزرگ در تهران با یک یادمان باشکوه؛ نام تکتک اونهایی که در این سالها به جرم جور دیگری زیستن و طلب آزادی و برابری کشته شدند، همهی اونهایی که بیگناه کشته شدند. نوید، سهراب، ندا، محسن، پویا، ستار، ریرا ...
#رویای_بزرگ
حالا ببین، کوبا هم از شر بقایای کمونیسم و کاسترو خلاص میشه، ما هنوز داریم دور ۴۵۶۸۹۰۰۰۰۰ اُم مذاکرات با جمهوری اسلام�� در اقصینقاط جهان رو دنبال میکنیم.
پژمان جمشیدی متجاوز به نود و نه ضربه شلاق محکوم شد و یک بچه نوزده ساله به دلیل سنگ پرتاب کردن اعدام شد. لجنزار دستگاه قضایی جمهوری اسلامی، متجاوز شلاق تعزیری میگیرد و معترض به نداشتن نان در آن اعدام میشود.
در نیمه آبان ماه ۱۴۰۴، وقتی که فیلمبرداری فیلم «دادگاه تاریخ» را به پایان بردیم، هرگز گمان نمیبردیم که تنها دو ماه بعد، جمهوری اسلامی دست به جنایت�� چندان بزرگ خواهد زد که نه تنها بر جنایتهای گسترده و فراوانش در نیم قرن گذشته سایه اندازد، بلکه حتی نظیری برایش در تاریخ ایران و جهان نتوان یافت.
جمهوری اسلامی در ۱۸ و ۱۹ دی ماه، فقط در چند ساعت دهها هزار تن از شهروندان ایرانی را کشت، دهها هزار نفر را مجروح و دهها هزار نفر دیگر را بازداشت کرد تا اندکی بعد به اسم اعدام و در لباس بیقوارهای به اسم قانون، دست به قتل آنان در زندانها بزند.
این کشتار و سپس جنگی که جمهوری اسلامی بر ایران و ایرانیان تحمیل کرد، نمایش این فیلم را که قرار بود در فروردین ۱۴۰۵ در حاشیه نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو انجام گیرد، بهناگزیر به تاخیر انداخت.
با این همه، تداوم جنایت و سوء استفاده از قوه قضاییه بهعنوان بازوی اجرایی بیداد و سرکوب و قتل، حتی بیش از گذشته، مسئولیت جمعی ما برای اندیشیدن به نحوه اجرای عدالت در فردای پس از جمهوری اسلامی را سنگینتر کرده است.
چگونه میتوان و باید هم به اجرای عدالت برای ملتی دادخواه متعهد ماند و هم، چرخه خشونت را در هم شکست و سرانجام به یکی از اصلیترین خواستههای مردم که از انقلاب مشروطه تاکنون عملا تحقق نیافته، دست یافت و دستگاهی دادگستر بنیان نهاد که در آن، دادرسی در نهایت انصاف و عدل، شفافیت و با رعایت حقوق همگان، از شاکیان تا متهمان، و براساس قوانین پذیرفتهشده جهانی و مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر و کنوانسیونهای بینالمللی صورت گیرد.
دادگاه تاریخ، تلاشی برای به تصویر کشیدن چنین دادگاهی در ایرانِ رها شده از چنگ جمهوری اسلامی است؛ دادگاههایی که میتوانند تضمینکننده مسیر جمعی مردم ایران برای رسیدن به دموکراسی و آزادی و عدالت باشند و همچون فانوسی در طوفان حوادث، ساحلی را به ما نشان دهند که در آن ما یک بار برای همیشه از چرخه خشونت و تکرار آن رهایی یافتهایم.
همه امید ما این ��ست که این فیلم مستند و داستانی، گامی در راستای تقویت همه تلاشها در این جهت و کمکی به جنبش بزرگ دادخواهی مردم ایران باشد.
ساخت این فیلم بدون مشارکت بیدریغِ همه عوامل فیلم و یاری و مشورت بسیاری از حقوقدانان، کنشگران مدنی و سیاسی، سینماگران و هنرمندان و از همه مهمتر دادخواهانی که در همه این سالها با همه دشواریها، سوگ و اندوه و خشم و امید خود را نیروی برافراشتن پرچم دادخواهی کردند و این جنبش را به یکی از پایههای اصلی دموکراسیخواهی و پایبندی به حقوق بشر بدل ساختند، ممکن نبود.
دست همه این یاران را میفشاریم و امید آن داریم که این فیلم توانسته باشد ب��شی از تلاش و نیز امید و رویای آنان را به تصویر کشیده باشد و تاکیدی دوباره بر این واقعیت باشد که بدون یک دستگاه قضایی مستقل، رسیدن به آزادی و عدالت، همچنان رویایی دوردست باقی خواهد ماند.
#جمشید_برزگر و #سعید_دهقان @vakilroaya
#دادگاه_تاریخ
#TheCourtOfHistory
ترانه رو شنیدم و نفسم به شماره افتاد. بعد از چند ثانیه قطعش کردم، چون ملودیش غم و استیصال عظیمِ مدفونشدهای رو بیرون میکشید که بعید میدونم تا روزی که زندهم بتونم بهش نگاه کنم و روانم یارای پردازش این حجم هولناک ملغمهای از خشم و رنج و اندوه و حسرت و استیصال رو داشته باشه.
اخطار! با یک دروغ ترکیبی و فریبکاری سازماندهیشده طرف هستیم!
فقط چند نمونه گذری:
بیت خامنهای رو «شهری» حساب کرده نه حتی «حکومتی»!
توی دوشان ت��ه، وسط ستاد مشترک سپاه، چندین منطقه «شهری» کشف کرده!
صنایع تانکسازی در جنوب غرب (که الان در کار میکسر و لانچر هستند)، کل منطقه رو در دسته «صنعتی» گذاشته!
قرارگاه نیروی قدس در سعدآباد که اسماعیل هنیه کشته شد رو «کامرشیال» زده!
ستاد مشترک نیروی زمینی رو «شهری» و «کامرشیال» زده.
سوراخ بالای شهرک دوکوهه در داخل کوه که جلسه مخفی شعام بوده رو «شهری» زده!
پایگاه هوایی قدر هوافضای سپاه رو ترکیبی از «صنعتی، شهری، تجاری و نظامی» زده!
سازمان فضایی رو «کامرشیال» زده!
منطقه صنایع دفاع در خیابون لنگری رو زده «شهری و تجاری»!
آنتنهای کلکچال رو زده «تجاری»!
صنایع اپتیک وزارت دفاع رو زده «شهری»
شلترهای منطقه پایگاه یکم شکاری رو زده «شهری و تجاری»!
صنایع تولیدی هوافضای سپاه در حکیمیه رو زده «صنعتی»!
زمینهای شرق و شمال دانشگاه امام حسین رو زده «شهری»!
سپاه و فرماندهی بسیج اصفهان رو زده «تجاری»!
شهرک توحید و سایت شیان (کارگاه چاشنی بمب اتمی) رو زده «تجاری» و روبروش در مالک اشتر رو زده «شهری»!
و دهها مورد دیگه که وقتش رو ندارم! (حواستان باشد که در روزهای آینده چه کسانی به این پروپاگاندای جمهوری اسلامی دامن خواهند زد)
آب برگشته به دریاچههای خشکیده، آسمان شهرها پاک و آبی، دماند پر برف. آخوند و سپاهی وحشی فقط یک ماه و ��یمه برای کوافتکاری فرصت نداشته. شما ببین اینا برن اون مملکت چی میشه.
محلیها میگن "برکت" به این مملکت برگشته، حتما چیزی تغییر کرده است.
برای گلهای غربت که پشت ملتشان ایستادند:
دماوند از زاویه پلور زیبا، ۴ اردیبهشت.
(اوج ولخرجی یک ایرانی شهروند درجه ۳ در استفاده از اینترنت)
چندروز پیش مامان بابام لباسا و کفشای در حد نوی سینا رو جمع کردن و به نیازمندا اهدا کردن. بعدش بابام انقدر غصه خورد که بیمارستانی شد :( خیلی نگران حالشم و خیلی عاجز از هرکاری که بتونه کمی مرهم باشه براشون. همشم میره میلیون میلیون پول کانفیگ میده که پستا و ویدئوهای غمگینی که درباره سینا درست میکنه رو بذاره اینستا :( چندهزارتا پدرمادر دیگه هستن که بعد سی سال کار و عمری خدمت واقعی به مملکت، بدبخت کردید؟!
#مرگ_بر_جمهوری_اسلامی #سینا_کاظمی
هی به خودتون یادآوری کنین، بسیجیها سینما رکس رو با مردم توش آتیش زدن، نیزار ماهشهر رو با زخمیهاش، بازار رشت رو با معترضین داخلش، ما با انسانها طرف نیستیم
هدفشون رونق کسب و کار نیست، جمع کردن حامیه و آلوده کردن تعداد بیشتری از مردم به رانت با کمترین هزینه. میدونن اونی که وامدار جمعوری اسلامی باشه، احتمال اینکه راضی به ور افتادنش بشه کاهش پیدا میکنه. سیمکارت سفیدها رو ببینید چطور در دوران اعتراضها و جنگ برای ج ا سفیدشویی کردند.
وقتی #امجد_یوسف داشت با خونسردی به بازداشتشدگان تیرخلاص میزد، اسد در اوج قدرت بود، پوتین و خامنهای پشتش بودند و فکرش را هم نمیکرد ۱۳ سال بعد که اسد فرار کرد، خامنهای مُرد و پوتین پشتشان را خالی کرد، دستگیر شود.
و این درس عبرتیست برای مزدوران جمهوری اسلامی؛
اگرچه «دست جنایت بیرحم است» ولی فراموش نکنید «دست عدالت بلند است.»
دادگاهیتان میکنیم. حتی اگر یک نفر از ما و یک نفر از شما باقی بماند.
ویدیوی کشتار محله التضامن سوریه (۲۰۱۳) از وحشتناکترین ویدیوهای لو رفته از سوریهست که دیدم. پیشنهاد میکنم نبینیدش. چند نیروهایی امنیتی سوریه که با ل��خند و آرامش، بدون عجله، پیر و جوون رو یکی یکی با چشمبسته میندازن توی گودال و تیربارون میکنن. یکیشون که بعدا گاردین هویتش رو پیدا کرد کسی بود به اسم امجد یوسف. امروز بعد از ۱۳ سال دستگیرش کردن.
این جنایت موقعی اتفاق افتاد که هنوز خلافت داعشی نبود، اما سلیمانی و سپاه قدس برای ابقای اسد از سال ۲۰۱۱، شونه به شونه هیولاهایی مثل امجد یوسف با مردم سوریه میجنگیدن و جنایت میکردن. همین توحش و سرکوب سیستماتیک، باعث جنگ داخلی و یکی از دلایل قدرت گرفتن داعش شد.
تهران اون عکسها و فیلمها نیست. تهران اونجاست که مردم خسته، نگران، پریشون و مستأصلند. با سبدهای خرید کوچیکتر، با اینترنتی که نیست، با روزمرگیای که فقط میگذره. شگفتی این شهر، نه توی قابهای فیک، که توی دوام آوردن بعد از هر بار حساب کردن پای صندوق سوپرمارکته. بقیهش اداست..
“تنها دو دست لباس داشتند و دریایی شرافت”
حکم اعدام همسرش را که دادند و برای مصادرهی اموالشان رفتند، باور نکردند که زندگی وزیر اسبق و همهی دارایی دو استاد تمام ِدانشگاه تهران و زوجی چنین فرهیخته، مترجم و نویسنده، تا بدین حد مختصر باشد.
این داستان ِزندگی دکتر زهرا کیا (خانلری) است، که تنها خواستهاش از “برادران ِغارتگر” این بود که دستنویس آخرین پژوهش و ترجمهاش را مصادره و ضبط نکنند.
مصادره نکردند؛ سوزاندند!
جُرم دکتر پرویز ناتل خانلری و همسرش دکتر زهرا کیا تنها یک چیز بود؛
خدمت به فرهنگ ایران و پیکار با بیسوادی.
زیرا میگفت:
«وای بر ما اگر روزی فرهنگ ایران، بیوارث شود»
دکتر زهرا کیا (خانلری) مصداق همان چیزی بود که روزگاری در باب “زن ایرانی” گفته بود؛
که زن ایرانی از عه��ه هر کاری بر میآید و به هیچ روی کم استعدادتر از زنان دیگر کشورها نیست.
و اگر عقب ماندگی در ساحت ِاجتماعی زن ایرانی هست:
«تنها علت آن، استبداد ِحکومت است»/۱