@parastooSamiei یه بار بعد کلی وقت بیخبری زنگ زد تا برداشتم گفت من حافظیهام زود باش نیت کن میخوام برات فال بگیرم. بعد هم خوند برام و قطع کرد. هربار بعد اون چه بود چه بعد که نبود با هربار حافظ خواندن ی��دش هست.
@bahmandaroshafa خیلی خوشحال میشم از خوندنش هربار. اینقدر همینه که حتی من هم میدونستم آرزوم برای تو برگشتن و زندگی در ایران باشه. به تمامی زندگی کنی بهمن جان
رفتیم باغوحش، موقع خروج گفت من از فروشگاهش یهچیزی میخوام. گفتم از کارتپستالها میتونی برداری. عکس پنگوئنها رو برداشت و گفت پنگوئنها رو خیلی دوست داشتم. دیروز عصر دیدم گوشه کاناپه ن��سته عکس دستشه و بیصدا اشکاش رو پاک میکنه. بغلش کردم، میگه دلم برای پنگوئنها خیلی تنگ شده
از به یادماندنیها برای من مال زمانی بود که نوزاد داشتم. کادو بلیط کنسرت سی همایون و سهراب بود توی فضای باز سعدآباد که با حسرت پوسترش رو دیده بودم به اضافه این نوشته که اون شب بچه رو من نگهمی دارم بدون نگرانی برو. رهایی، فضا، هوا، متن محبوب و موسیقی، همه یه شب عالی ساخت برام