توجه کردم خیلی قطع رابطه با دوستام و آدما برام راحته و خیلی بکیرمه نمیدونم دلیلش از مشغله فکری زیاده یا داشتن دوستا و آدمای بیشتریه و ترس از تنهایی ندارم
امشب با خواهرم دعوا کردم فقط و فقط بخاطر اینکه پیراهنی که من میخام بپوشم برم دانشگاه اونم میخاد بپوشش باهاش بره کتابخونه ولی خداروشکر من بردمممم ))))))
بچهها به شما خوش میگذره؟ نمیدونم چجوری بگم ولی انگار فقط منم که به زور میرم دانشگاه، زبانم خوب نیست، باشگاهمو ول کردم، نمیتونم برم سر کار، توی روابط اجتماعیم مشکل دارم و کلی چیزای دیگه
نمیخوام غر بزنم ولی میشه یکیتون که خوشبخته بیاد یادم بده دقیقا باید چه غلطی بکنم؟
بدترین دوران زندگی من میتونست توی این بیست سال هرچی باشه ولی شده این دوره با این دانشگاه مضخرف
راه دور
ساعت کلاسا بد
رشته ای که علاقه ندارم
استاد های مضخرف
محیط بد
و کلی چیز دیگه که توان ناله ندارم و ادم زیاده مثل من