حامیان مالی و سیاسی رضا پهلوی چه کسانی هستند؟
در بخشی از مصاحبه رویترز با رضا پهلوی، ��ه موضوع کمکهای مالی به او پرداخته شده است. رضا پهلوی علاوه بر برگزاری جلسات فاندریزینگ یا بهقولی «بشقابی» (که برای هر بشقاب تا ۵۰۰۰ دلار)، از برخی سرمایهداران ایرانی، با دادن وعده و وعید برای آینده، پول دریافت میکرد. پولهای کلان دیگری را هم از افرادی مانند دارا خسروشاهی، مدیرعامل اوبر، که با پزشکیان نیز در مهر ۱۴۰۴ (اکتبر ۲۰۲۵) ملاقات کرده بود، دریافت میکرد.این مبلع حد اقل 3میلیون دلار بوده است.
بیخود نبود که در برنامههای مونیخ و یا واشنگتن به طور گسترده هواپیما، اتوبوس و قطار برای آوردن جمعیت اجاره شده بود. بر اساس برخی گزارشها، به ۶ نفر از اقلیتهای دستسازی که برای این جلسه آورده شده بودند، به هر کدام ۵۰۰۰ دلار پرداخت شده بود تا به مدح و ثنای بچهشاه بپردازند و او مدعی شود که همه مخالفان با او هستند؟!
آوردن تعدادی از پسماندههای گندیده گروههای مختلف و بهاصط��اح روشنفکران و بریدهمزدوران بدنام و فرزند فدایی شهید بیژن جزنی، با پادویی مزدور نفوذی ایرج مصداقی به نزد پهلوی، نیز در همین دستگاه قابل تفسیر است. زیرا برای خیلیها اکنون سیاسی شدن به یک بیزینس تبدیل شده است. بخشی از هنرمندان، صاحبان رسانه، روشنفکران، فیلمسازان و شاعران بدبخت و مفلوک، بهراحتی خریداری میشوند تا مجیزگوی نیمپهلوی شوند.
ریشه دعوای اصلی میان نفرات دفتر رضا پهلوی و یا نزدیکان او را باید در سهمخواهی از این پولهای بادآورده تفسیر کرد.
رویترز مینویسد:
«پس از آنکه اسرائیل در جنگ دوازدهروزه سال گذشته ایران را بمباران کرد، پانزده تن از ب��جستهترین بازرگانان ایرانی-آمریکایی یک گروه واتساپی به راه انداختند تا به طور خصوصی درباره وضعیت ایران گفتوگو کنند. این گروه در نهایت به ۲۸ عضو گسترش یافت.
به گفته یکی از اعضای گروه، مجموع ارزش بازار شرکتهایی که این افراد اداره میکنند بیش از یک تریلیون دلار است.
.....یکی از اعضای گروه گفت: "آنها اطمینان نداشتند که این (منظور رضا پهلوی است) همان فرد درست برای این کار باشد."
در نهایت، کمتر از ده نفر از اعضا در مجموع بیش از سه میلیون دلار کمک مالی کردند.
در میان اهداکنندگان، دارا خسروشاهی، مدیرعامل شرکت اوبر، نیز حضور داشت؛ ..... سخنگوی شرکت اوبر تأیید کرد که خسروشاهی کمک مالی کرده است، اما گفت او سلطنتطلب نیست و عمدتاً برای تأمین هزینههای امنیتی رضا پهلوی مشارکت کرده است »(لازم به یادآوری است که دارا خسروشاهی در مهرماه ۱۴۰۴ / اکتبر ۲۰۲۵ با پزشکیان نیز در نیویورک ملاقات کرده بود.)
در ادامه، در گزارش رویترز آمده است:
«برای ارتقای جایگاه و اعتبار سیاسی رضا پهلوی، یکی دیگر از حامیان مالی او ترتیبی داد تا با جیمی دایمن، مدیرعامل بانک جیپی مورگان چیس، دیدار کند. (بانک جیپی مورگان چیس غول سرمایهگذاری آمریکا و جیمی دایمن یکی از چهرههای شاخص دنیای مالی آمریکا است - م). سخنگوی این بانک برگزاری این دیدار را تأیید کرد، اما از توضیح درباره محتوای گفتوگو خودداری کرد.
سومین کمککننده مالی، حمید مقدم، رئیس هیئتمدیره اجرایی شرکت بزرگ لجستیکی و املاک پرولوگیس، .....»
اما این کمکهای بزرگ چگونه هزینه میشود؟
«کامرون خوانسارینیا، رئیس دفتر پهلوی، گفت این پولها عمدتاً صرف حفاظت، سفرها، حقوق کارکنان، پروژههای رسانهای و برنامهریزی برای دوران گذار به یک دولت جدید میشود.»
در همان زمان برخی در فضای مجازی نوشته بودند که هزینه سفر او از فرانسه به استکهلم در ۱۳ آوریل ۲۰۲۶ بین ۹۰ تا ۱۵۰ هزار دلار بوده است. داستان عیاشیها، خوشگذرانیها و قماربازیهای بچهشاه نیز موضوع پنهانی نیست....
#نه_شاه_نه_شیخ
رویترز در گزارشی تحقیقی نوشته تلاش رضا پهلوی برای کسب رهبری ایران با عدم حمایت آمریکا، ناامیدی اهداکنندگان مالی (کمک ۳ میلیون دلاری ایرانیان ثروتمند به او) ، نوع رفتار مشاوران و هوادارانش با مخالفین خود، عدم توانایی او در ایجاد اجماع بین اپوزیسیون و عدم حمایت حداکثری اپوزیسیون از او، با موانع جدی مواجه است و شانس موفقیتش بسیار کاهش یافته.
https://t.co/LiN63VNr8g
Yesterday in Irvine, community leaders and Iranian Americans rallied to demand urgent global action to stop executions in Iran. With political prisoners on hunger strike and repression intensifying, silence is not an option.
Regime change in Iran by Iranian people and their organized resistance NCRI is the only viable option to #StopExecutionsInIran #FreeIran @OrgIAC@CBSLosAngeles@KTLA@ABC7@FOXLA@ocregister@latimes #Humanrights @ReutersIran
بی آبرویی رضا پهلوی در مصاحبه با رویترز
رویترز درتاریخ 28 ژوییه مصاحبه با رضا پهلوی انجام داده است. رویترز با ۵۰ ایرانی از طیف های گوناگون مصاحبه کرده است که آنها روی مواضع ضد دموکراتیک و دیکتاتورمابانه و هم سویی رضا پهلوی با رژیم درهنگام برده شدن سپاه درلیست تروریستی و سرکوب ایرانیان مخالف سلطنت درخارج کشورو .... انگشت گذاشته اند. این اظهارات با گفته های رضا پهلوی که سپاه و بسیج را پایگاه خودش معرفی میکند هم خوانی دارد . در��سمتی از این مصاحبه نوشته است :
«..... رضا پهلوی بارها در شبکههای اجتماعی حمایت خود را از تروریستی اعلام شدن این نهاد اعلام کرده است؛ اقدامی که باعث میشود سپاه از انجام فعالیتهای بانکی و تجاری با شرکتهای غربی محروم شود.
او به رویترز گفت:«حداقل در ده سال گذشته، من یکی از نخستین مدافعان قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست سازمانهای تروریستی بودهام.»
اما دو فعالی که در کارزار جهانی برای تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران نقش داشتند، میگویند به جز چند پست در شبکههای اجتماعی و دستکم یک مقاله در روزنامه، رضا پهلوی عملاً حضور چشمگیری در این تلاشها نداشت. »
رویتر سپس از قول علیرضا آخوندی نماینده ایرانیتبار پارلمان سوئد، مینویسد : «در سال ۲۰۲۳ دو بار با رضا پهلوی دیدار کرد تا از او برای حمایت از این تلاش دعوت کند؛ ... او گفت از پهلوی خواسته بود بیانیهای را امضا کند که قرار بود در روزنامههای اروپایی و آمریکایی منتشر شود تا حمایت طیف گستردهای ��ز گروههای مخالف جمهوری اسلامی را نشان دهد. او همچنین از پهلوی خواسته بود شخصاً در تجمع بروکسل شرکت کند یا دستکم یکی از دخترانش را به آنجا بفرستد.
آخوندی گفت که به پهلوی گفته بود: «اگر بخواهی، میتوانی مالک این کارزار باشی.»آخوندی گفت پهلوی پس از یکی از دیدارها به او گفته بود که بعداً پاسخ خواهد داد.او به یاد میآورد: « او گفت که جواب را به من خواهد داد. اما هیچوقت این کار را نکرد.»به گفته آخوندی، پهلوی اگرچه در شبکههای اجتماعی از قرار گرفتن سپاه در فهرست سازمانهای تروریستی حمایت میکرد، اما نه آن بیانیه را امضا کرد و نه در هیچیک از دو تجمع حضور یافت.
از ��ول یک ایرانی دیگر به نام «حسن ورکیانی نوشته است:«رضا پهلوی ما را تحریم کرد.» او افزود: « رضا پهلوی از شرکت در همه رویدادهای مرتبط با کارزار سپاه اجتناب کرد.»
....«به گفته ورکیانی، تنها چند روز پس از دومین دیدار آخوندی با پهلوی، بسیاری از حامیان شاهزاده اعلام کردند که دیگر در این کارزار فعالیت نخواهند کرد و حمایتهای مالی نیز متوقف شد. ورکیانی گفت: «همان افرادی که تا دیروز با ما پشت یک میز مینشستند، حا��ا با ما میجنگیدند.»
او افزود که همان افراد اکنون میگفتند قرار گرفتن سپاه در فهرست سازمانهای تروریستی ضروری نیست... »
بنا براین میتوان نتیجه گرفت که بچه شاه خواهان سرنگونی این نظام نیست . بچه شاه مساله آینده ایرا ن نیست . او همین الان مساله است .او راه بند قیام است . او تلاش میکند عمر رژیم را طولانی کند.
#نه_شاه_نه_شیخ
https://t.co/9apZhS9jnt
یک تجربه تاریخی
در جریان جنگ هشتساله ایران و عراق، در حالی که از سال ۱۳۶۱ زمینه دستیابی به صلح و پایان جنگ فراهم شده بود، خمینی تا سال ۱۳۶۷ بر ادامه آن اصرار ورزید، بیشترین خسارتهای جنگ بعد از سال 1361 بود. شعارهایی همچون «جنگ، جنگ تا رفع فتنه از عالم» و «راه قدس از کربلا میگذرد» نیات پلید خمینی را نشان میداد. در آن دوران، بسیاری از گروههای به اصطلاح مخالف، این شعارها را صرفاً تبلیغاتی تلقی میکردند، اما مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت این خط واستراتژی رژیم را جدی گرفته و آن را بخشی از یک پروژه برای تشکیل امپراطوری اسلامی تلقی کردند و بصورت جدی به مقابله با آن پرداختند.
مجاهدین از خرداد ۱۳۶۱ و عقب نشینی عراق به پشت مررهای بین المللی ، ادامه جنگ را «ضدملی و ضدمیهنی» توصیف کردند. این موضعگیری در شرایطی اتخاذ شد که عوامل ولابی های رژیم و ملی گرایان پوشالی و بورژوازی ضد انقلابی، جنگ را ملی و میهنی توصیف میکردند. رضا پهلوی از خمینی درخواست شرکت درجنگ بعنوان یک خلبان ��ا کرده بود .
در مقابل، مجاهدین خلق بدون اعتنا به اتهاماتی نظیر «همکاری با دشمن »، استراتژی متفاوتی را در پیش گرفتند و درسال 1365 با تشکیل ارتش آزادیبخش ملی ایران و «شعار صلح صلح آزادی »و اجرای بیش از 100 رشته عملیات نظامی همراه با فعالیت های دیپلماتیک وسیاسی، کوشیدند ماشین جنگی رژیم را که سرپوش اختناق بود،درهم بشکنند. بعد از فتح شهرمهران بوسیله ارتش آزادیبخش ، رزمندگان مجاهد درمهران شعار« امروز مهران و فردا تهران »سردادند . خمینی ناچار شد که « جام زهر» بنوشد. این در حالی بود که وی تا پیش از آن بارها بر ادامه جنگ تأکید کرده و پیشنهادهای متعدد میانجیگری بینالمللی را رد کرده بود و گفته بود که تا آخرین خشت سالم درتهران به جنگ ادامه میدهد.
ارتش آزادیبخش ملی در عملیات فروغ جاویدان، توانست با اتکا به ایمان و قابلیت های نظامی وحمایت های مردمی تا نزدیکی کرمانشاه پیشروی کند. آنچه معادلات سیاسی و نظامی آن دور�� را دستخوش تغییر کرد، صرفاً فشارهای بینالمللی یا تحولات میدانی نبود، بلکه حضور یک نیروی ایرانی سازمانیافته، برخوردار از آلترناتیوی سیاسی و متکی بر یک ارتش منظم بود که توانست چشمانداز جدیدی را در برابر خمینی قرار دهد. خمینی فهمید، تهدید اصلی نظامش نه از تهدیدات خارجی، بلکه از ظهور یک نیروی سازمانیافته ایرانی و نارضا��تی فزاینده در داخل کشور میباشد.
در سال ۲۰۰۳ و پس از سقوط حکومت عراق، ایالات متحده ارتش آزادیبخش ملی را خلع سلاح کرد و خدمت بزرگی به بقای رژیم کرد. این اقدام آمریکا منجر به حذف یکی از مهمترین موانع راهبردی در برابر گسترش نفوذ منطقهای خمینی انجامید و زمینه را برای پیشروی بیشتر رژیم در کشورهای منطقه فراهم ساخت.
اکنون رژیم، با وجود بحرانها و چالشهای متعدد و بن بست های همه جانبه وضعف مفرطش ، همچنان همان مسیر راهبردی را دنبال میکند؛ زیرا بقای خود را در استمرار جنگ و بحران میبیند. از این منظر، نه سیاست مماشات و نه مداخله نظامی خارجی قادر به تغییر بنیادین وض��یت موجود نیست. تجربه نشان داده است که : تغییرو سرنگونی رژیم مستلزم حضور یک نیروی سازمانیافته و مقاوم و آبدیده درکوران حوادث ۴۷ ساله است؛ نیرویی که بتواند همانند مانند سال 1367، بچه خامنه ای را در برابر یک انتخاب سرنوشتساز قرار دهد.
برای سرنگونی رژیم هیچ راهی بجز مقاومت ایران و کانونهای شورشی وجود ندارد. بازی شب جنگ و روز مذاکر�� باید پایان پیدا کند.
امروز سیکل غیر متعارف جنگ و مذاکره مانند سال 1367 از آلترناتیو دموکراتیک شورای ملی مقاومت میگذرد. کافی است که سلاحهای گرفته شده از او را برگردانند. هم چنان که خانم رجوی بارها تاکید کرده است . ما از غرب نه پول میخواهیم و نه سلاح بلکه میخواهیم که در مسیر پیشروی این مقاومت سنگ اندازی نکنند، به درست کردن آلترناتیو های فیک و دست ساز خاتمه بدهند . حق این مقاومت را برای سرنگونی رژیم را به رسمیت بشناسید.
#نه_شاه_نه_شیخ
در سالگرد جاودانگی مجاهد قهرمان فرامرز محب پور، الگوی ماندگار اخلاق و ایستادگی بر آرمان رهایی
آخرین روز شهریور ۱۳۵۶ بود. در سبزهمیدان رشت، من و فرامرز بر نیمکتی نشسته بودیم و در انتظار حرکت اتوبوسی که قرار بود ما را به مازندران ببرد، لحظههای آخر با هم بودن را سپری میکردیم. فرامرز از دو سال پیش در دبیرستان استرآبادی گرگان مشغول تحصیل بود و من نیز قرار بود برای ادامه تحصیل راهی ساری شوم.
��ن سالها، دانشگاه گیلان تازه در آستانه تولد بود. هنوز بهروشنی به یاد دارم که فرامرز با شور و امید از دانشگاه نوپای گیلان برایم میگفت؛ از اینکه قرار است رشتههایی، از جمله ماهیشناسی، با حضور استادان و پروفسورهایی از آلمان تدریس شود. در نگاهش، آینده روشن بود و فردا دستیافتنی.
اتوبوس ساعت دو بعدازظهر به ��اه افتاد. از شهرهای زیبای گیلان گذشتیم و به جاده دلانگیز کناره دریای خزر رسیدیم. راننده اهنگی از هایده را در فضای اتوبوس طنینانداز کرد:
«جدایی از حد که بخواد بگذره، فاصله بین ما یه دیوار میشه...»
با شنیدن آن ترانه، اندوهی غریب و سنگین بر دلم نشست؛ اندوهی که گویی از آیندهای نانوشته خبر میداد. بیاختیار نگاهم را به فرامرز دوختم تا در صلابت نگاهش پناهی برای دلتنگیام بیابم. اما او، با همان وقار همیشگی و سکوت اندیشمندانهاش، چشم به کوههای استوار سمت راست جاده دوخته بود؛ گویی روحش از همان روز با استقامت کوهها پیمان بسته بود.
آخرین بار، در اواسط آبان ۱۳۶��، تنها چند روز پیش از خروج من از کشور، او را در جاده منتهی به خانهاش دیدم. من بر موتور سیکلت نشسته بودم و او در کنارم ایستاده بود. هر واژهای که بر زبان میآورد، تا ژرفای جانم نفوذ میکرد؛ چرا که فرامرز، تجسم بیبدیل اخلاق، شرافت و انسانیت بود. بعید میدانم کسی حتی ساعاتی را در کنار او گذرانده باشد و مجذوب منش انسانی، صداقت، فروتنی و بزرگی روحش نشده باشد.
از فرامرز محبپور، عزیزترین برادر و صمیمیترین رفیقم، هزاران خاطره در سینه دارم؛ از مردی
«که میگفت قلب را شایستهتر آن که به هفت شمشیر عشق در خون نشیند، و گلو را بایستهتر آن که زیباترین نامها را بگوید...»
و سرنوشت نیز او را همانگونه رقم زد؛ سرنوشتِ
«شیرآهنکوهمردی از اینگونه عاشق، رویینتنی که راز مرگش اندوه عشق و غم تنهایی بود.»
درست در همین روزها، در تابستان خونین ۱۳۶۷، دژخیمان، به فرمان جلاد قرن و سارق بزرگ انقلاب ضدسلطنتی، خمینی، فرامرز قهرمان و سی هزار تن از عاشقترین، پاکبازترین و شریفترین فرزندان مردم ایران را در برابر انتخابی هولناک قرار دادند: تسلیم یا اعدام.
اما فرامرز، با تأسی به مقتدای تاریخی خویش، امام حسین (ع)، آرمانش را با جان خویش معامله نکرد. او ایستاد؛ استوار، سرافراز و بیت��لزل. مرگ را پذیرفت، اما تسلیم را نه؛ و جان خویش را نثار آزادی و رهایی مردم ایران کرد.
این روزها، در سالگرد جاودانگی فرامرز قهرمان، بار دیگر امتداد آن سفر مشترک از سبزهمیدان رشت تا جادههای شمال، در ذهنم جان میگیرد. میاندیشم که آن سفر هرگز پایان نیافت؛ تنها مسیرش از جادههای خاکی به راهی جاودانه در تاریخ این سرزمین کشیده شد.
امروز، با تمام عشق، احترام و دلتنگی، بار دیگر با او تجدید عهد میکنم و سوگند میخورم که راهش را، راه همه آنان که بر آرمان آزادی ایستادند، هرگز از یاد نبرم.
قسم به خون یاران؛ ایستادهایم تا پایان.
حسین یعقوبی
۲۵ ژوئیه ۲۰۲۶
#1988Massacre #IranMassacre
#مسعود_رجوی : #فروغ_جاویدان ، بیمهنامه فروغ؛ راه بند ارتجاع واستعمار، تعرضی عظیم که لرزه سرنگونی رو بر سراپای رژیم انداخت و هنوز که هنوز است رژیم جشت میگیرد که سرنگون نشده است...
#قيام_تا_سرنگونى
رژیم ولایت فقیه، فرصت حدود نیم قرن را که میبایست صرف توسعه دموکراتیک ایران میشد، برای ساختن برنامه اتمی و شهرکهای موشکی برباد داده است.
در نتیجه امروز اقتصاد ایران در حالت سقوط آزاد است. سالهاست که رشد تولید ناخالص داخلی منفی میشود. اقتصاد ایران توانایی تولید شغل را از دست داده است.
پول ایران از بیارزشترین پولهای جهان شده است، زیرساختهای کشور دچار ویرانی شده و محیط زیست در عرصههای متعدد فروپاشیده است.
بسیاری شهرها از جمله پایتخت به شدت با کمبود آب مواجهاند. کشوری که روی دریای نفت و گاز است، در تأمین انرژی مورد نیاز خود ناتوان است و این رژیم با قرار دادن اقتصاد کشور تحت کنترل سپاه پاسداران و بنیادهای وابسته به خامنهای، طبقه متوسط و بخش خصوصی مستقل را نابود کرده است.
صحبتهای بحق این خانم که از روی دلسوزی و مسئولیت پذیری نسبت به اینده مملکت است .
که در واقع بخشی از وظیفه هر فرد اگاه است تا مردم را به تهدیدات استعماری خمینی دیگری را بار نزنند برای ما در ایران پیاده کنند ..
جامعه را باید نسبت به این تهدید اکاه کنیم ..!
#نه_شاه_نه_شیخ
۲- ادامه جنگ از جانب رژیم ناشی از قدرت است یا ضعف؟
برخی تصور میکنند رژیم از موضع قدرت به جنگ با آمریکا ادامه میدهد. بالعکس، ولیفقیه نمیتواند مذاکره و عقبنشینی کند، زیرا ضعیف است. مذاکره و صلح برای مجتبی خامنهای و هسته سخت نظام که اکنون مسلطتر هستند، خطرناکتر از جنگ است. خامنهای گفته بود اولین عقبنشینی، سلسلهای از عقبنشینیها را به دنبال خواهد داشت و رژیم را تا سرنگونی پیش خواهد برد. عراقچی در این مصاحبه بهوضوح به این مسئله اعتراف میکند. دعوای بین جناح سرسخت و نرمتنان نیز از همینجا سرچشمه میگیرد.
موگویی: «یه لحظه اینجا وایستید. اگر ما اونو (مذاکره) قبول میکردیم، جنگ نمیشد؟ اون تعلیق دو سه ساله رو قبول میکردیم هفتم اسفند...»
عراقچی: «نمیشود با قاطعیت گفت، ولی اگر قبول کرده بودیم خسارتی بیشتر از جنگ میدیدیم.»
موگویی: «چرا؟ »
عراقچی: «به هر حال عزت کشور را فروخته بودیم و ما هم جنگ دوازدهروزه، خسارتهای خودش را داشت و هم اینکه اینجا بالاخره قبول میکردیم که دشمن به خواستههایش برسد.»
پس مذاکره خواسته دشمن است و نه باند ولیفقیه. خواسته آنها جنگ است. چرا��
اکنون سوالی که دراین جا مطرح میشود این است : آیا در جنگ امکان پیروزی نظامی برای پاسداران متصور است که خواهان ادامه جنگ هستند؟ هرگز. این را قالیباف به روشنی گفت: «این به معنی این نیست که ما در قدرت نظامی از آمریکا قویتر هستیم.»
پس چرا رژیم مذاکره نمیکند و به جنگ ادامه میدهد؟
موگویی: «حالا ما یه دو سه سال تعلیق رو قبول میکردیم. این نتانیاهو و ترامپ، این زوج طلایی، میرفتند. دوباره میرفتیم تو یه سوراخی و دوباره شروع میکردیم غنیسازی رو انجام دادن.»
پس رژیم حتی قدرت مذاکره و عقبنشینی تاکتیکی را هم ندارد، زیرا خامنهای دیگر نیست. فرزند او نیز که معلوم نیست، دست پا، گوش و چشم و ... ندارد ، جرأت ظاهر شدن در مراسم تشییع جنازه پدرش را هم نداشته است. آنقدر ضعیف است که حتی وزیر خارجهاش در حساسترین دوران مذاکرات نیز او را ندیده است.
پس چرا به جنگ ادامه میدهد؟ حتی شاخ و شانه میکشد؟
عراقچی میگوید خسارت مذاکره یا توافق از جنگ بیشتر است. !؟
آن خسارت بزرگتر و ب��لاترکه عراقچی از آن درمذاکره نام می برد چه چیزی است؟ خسارتی که بزرگتر از کشته شدن ولیفقیه، بالاترین فرماندهان پاسدار، مسئولان امنیتی و حفاظتی و از بین رفتن مراکز فرماندهی و مقرهای سپاه پاسداران و... است .
فقط یک چیز میتواند باشد: سرنگونی تام و تمام رژیم. یعنی بقای رژیم.
این رژیم از سال ۱۳۶۰ به بعد هیچگاه تثبیت نشده است. به دلیل وجود موقعیت انقلابی و یک مقاومت سازمانیافته و ریشهدار، همواره چکش سرنگونی را بالای سر خود میبیند. بنابراین تنها راهحلش، از موضع ناچاری، جنگ است؛ اما تلاش میکند این ضعف را قدرت نشان دهد تا بتواند عدهای را بفریبد.
بله اکنون رژیم در آخر خطش ،بقای خود را با فشار بر مردم، فقر و فلاکت بازنشستگان و دلار نزدیک به ۲۰۰ هزار تومان تأمین میکند. این راهحل نیز در نقطهای کارایی خود را از دست میدهد و به ضد خود تبدیل میشود.
این همان حرفی است که مسعود رجوی طی ۴۰ سال گذشته بهطور مستمر تکرار کرده است. این رژیم آلترناتیو دموکراتیک خود، یعنی همین مق��ومت، را بزرگترین تهدید و دشمن خود میداند.
مریم رجوی گفت: «این رژیم با جنگ و مماشات سرنگون نمیشود؛ تنها راهحل سرنگونی، مردم و مقاومت ایران است.»
مساله ای که در همه قیامها نیز همه به چشم دیدیم.
ازطرف دیگر، مماشاتگران نیز یک آلترناتیو دموکراتیک را برنمیتابند، مگر آنکه به آنها تحمیل شود. اما بدون شک، وقتی جنگ و مماشات ��ه ته ته خط برسد، ناچار راهحل اصیل برای سرنگونی رژیمی که بهمثابه یک سرطان جهانی است، راه خود را باز خواهد کرد.
#نه_شاه_نه_شیخ
وضعیت نظامی و امنیتی رژیم در جنگ ۴۰روزه و بعد از آن
عراقچی و موگویی، در حالی که تلاش میکنند تصویری پیروز و قدرتمند از رژیم درجریان جنگ ۴۰ روزه ارائه کنند، اما در لابهلای مصاحبه به ناچار درحین تعریف بخش کوچکی از وقایع آن روزها، تصویری فلاکتبار از رژیم را نیز به نمایش میگذارند؛ تصویری که به همریختگی و دربوداغانی رژیم را در روزهای جنگ نشان میدهد. این وضعیت تا میزان زیادی هنوز ادامه دارد.
او در قسمتی از مصاحبهاش، پس از بمباران خانه خامنهای ــ که عراقچی هم در قسمت دیگری از همان مجموعه حضور داشته و جان سالم به در برده است ــ میگوید:
«بچههای محافظ آمدند، دیگر خلاصه سریع دست منو گرفتن که مثلاً گفتن خارج شویم چون احتمالاً ادامه پیدا خواهد کرد دیگر سریع آمدیم ماشین مون هم که گیر افتاده بود و از تو گیت هم ترکش اینا خورده بود هم دیگر امکان خروج نبود آمدیم تو خیابون یه جوانی پیدا شد.
موگویی: تاکسی گرفتین
عراقچی: تاکسی نه یه جوانی رو گرفت آقا بیا این وزیر خارجه رو ببر بنده خدا آمد به نظرم یه .... بود یا ۲۰۶ بود نمیدانم یادم نیست آوردنش و ما سوار شدیم آوردن منو رسوند وزارت خارجه»
این وضعیت گوی��ی شرایط نظامی و امنیتیِ امنیتیترین منطقه رژیم درقلب تهران بوده است؛ بهطوریکه در آن لحظه حتی یک پاسدار یا بسیجی در آن حوالی وجود نداشته که وزیر خارجه کشور را از محل دور کند. هر کسی در گوشهای و سوراخ موشی مخفی شده بود.
در جای دیگری عراقچی میگوید:
«نیروهای انتظامی ما شبها زیر پل میخوابید��د، تو اتوبوس میخوابیدند.»
اما جالبترین بخش افلاس و درماندگی رژیم، که عراقچی بخش کوچکی از آن را بیان میکند، به شرح زیر است:
«کی فهمیدید آقای خامنهای شهید شدند
غروب به بعد ما من از همینجا آمدم وزارت خارجه و تا سه روز شاید ما کاملاً قطع بودیم از همه چی فقط دنبال این بودیم که ببینیم کی زنده است کی شهید شده حتی از رئیس جمهورم من خبر قطعی نداشتم البته روز خبر رسید که ایشان زنده است شهید نشدند ولی ارتباطی نداشته من اولین بار سه روز بعد از شروع جنگ رئیس جمهورو دیدم آقای لاریجانی رو شاید پنج روز بعد دیدمش اولین بار و اولین جلسهای که حالا شما میگویید جلسه اولین جلسهای که تشکیل شد شش روز بعد بود که توی محل امنی که سه تا از اعضای اون جلسه بعداً شهید شدند .... خدمت شما عرض بکنم که منتها دیگر از اون لحظهای که من آمدم تو وزارت خارجه دیگر خودمختار بلافاصله ما بیانیه صادر کردیم»
او ادامه میدهد:
«ضمناً اینو بگویم که ما ارتباطاتمان سخت بود ....... دیگران رو نه حالا دیگر اسم نمیآورم، آقای فلانی کارش داریم، بیست و چهار ساعت بعد میگفتند نمیدانم دسترس (نداریم) حالا رهبری که به جای خودش اون اصلاً حسابش فرق میکرد ولی همه افراد معمولی هر کی کار داشتیم باید یه صبح تا ظهر دنبالش میگشتیم.»
در قسمت دیگری میگوید:
«من حتی ما خب چون شبها بالاخره جاهای مختلف میرفتیم .... یعنی مثلاً فرض کنید که من خب هیچ مسئولی دیگر گوشی تلفن نداشت بدلیل امنیتی که همه میدانند ولی من متأسفانه نمیتوانستم گوشی تلفنو کنار بگذارم ..... یه ساعتهایی در روز رو اختصاص میدادیم من سوار ماشین میشدم میچرخیدیم تو شهر که حداقل یه جا ثابت نباشد.»
در جای دیگری میگوید:
«هیئت دولتی نبود هیئت دولت شاید هفته پیش تازه اولین جلسهاش برگزار شد.»
توصیفات ناقص و قطرهچکانی عراقچی نشان میدهد که همه فرماندهان و مسئولان رژیم در مکانهای امن، تونلها یا سوراخموشها مخفی شده بودند و کاری به اداره امور کشور نداشتند. وقتی هم که وارد تونلها و پناهگاهها میشدند، چند روز از دسترس خارج میشدند.
موگویی : «شرط تونل میدانید چیه که بروید دیگر باید م��لاً چند روز بمانید نمیتوانید سریع بروید و بیاییدو شما نمیتوانید بروید چون کار دارید بیرون»
عراقچی درمورد دولت میگوید:« هیئت دولتی نبود هیئت دولت شاید هفته پیش تازه اولین جلسهاش برگزار شد البته در تماس بودیم وزرایی که نیاز داشتیم رو هماهنگی بکنیم تماس میگرفتیم پیدا میکردیم همدیگر رو »
این وضعیت از نظر نظامی- امنیتی چه معنایی دارد؟
از نظر نظامی، فرماندهی و کنترل رژیم دستکم در چند روز نخست در مرز فروپاشی بوده است. شبکه ارتباطی و فرماندهی کارایی نداشته و ساختار تصمیمگیری و ارتباطی شناسایی شده، از دور خارج شده و فلج شده بود.
در جنگهای مدرن، غافلگیری چند ساعت نخست جنگ تا حدودی طبیعی است، اما وقتی یک وزیر مهم دولتی میگوید چند روز فقط دنبال این بودهایم که چه کسی زنده است و چه کسی کشته شده و دولتی در کار نبوده، معنای آن این است که ضربهای سنگین به سیستم فرماندهی و امنیتی رژیم وارد شده بود. ضربات رژیم استراتژیک بوده است و نه تاکتیکی
همین الان هم نباید تصور کرد که این وضعیت پایان یافته است، بلکه هنوز به نوعی پایهها و عوامل اصلی این مشکل وجود دارد. عراقچی میگوید که بعد از چند ماه هنوز مجتبی خامنهای را ندیده است. مجتبی خامنهای نیز در تشییع جنازه پدرش شرکت نمیکند.
��نین وضعیتی، صرفنظر از تفاوتها، در حمله غافلگیرانه شوروی به اوکراین، یا در حمله هیتلر به شوروی در سال ۱۹۴۱، یا در حملات ۱۱ سپتامبر به برجهای دوقلو و پنتاگون وجود نداشت. سیستم فرماندهی متلاشی نشد و آنها بهسرعت بر شرایط مسلط شدند.
بنابراین، ادعای پیروزی رژیم کسی را فریب نمیدهد. رژیم سرنگون نشدن خود را به حساب پیروزی میگذارد، در حالی که اولاً آمریکا به دنبال سرنگونی نبوده است. ثانیاً، همانگونه که بارها مقاومت ایران گفته است، این رژیم با مماشات یا جنگ سرنگون نمیشود؛ بلکه سرنگونی رژیم بهوسیله مردم و مقاومت ایران و استراتژی کانون شورشی محقق میشود.
#نه_شاه_نه_شیخ
پیام #مريم_رجوى به ایرانیان آزاده در گردهمایی در ایتالیا:
شما نیروی اصلی مستقل و دموکراتیک برای تغییر در ایران هستید
به شما درود که با تمام قوا به دفاع از مرزبندی ملی ایرانیان با دیکتاتوریهای شیخ و شاه و مظاهر استبداد و وابستگی برخاستهاید
#نه_شاه_نه_شیخ
https://t.co/yy9KG4y3jS
#مريم_رجوى در پارلمان ایتالیا: طنز تاریخ اینجاست که امروز پسر شاه، برخلاف خواست مردم #ایران برای بازگشت ایران به گذشته،فعالیت و تبلیغ میکند این فعالیتها که با جعلیات و فریبکاریهای تلویزیونی و اینترنتی صورت میگیرد.. #نه_شاه_نه_شیخ#آری_به_جمهوری_دموکراتیک
https://t.co/5V0jpSRUZ6
کنفرانس«#ایران فراتر از جنگ، قدرت مردم بعنوان راهحل» در ایتالیا: #مريم_رجوى: تردیدی نیست که راهحل، نه درجا زدن در زمان حال و استمرار این رژیم است، نه بازگشت به گذشته و احیای دیکتاتوری سرنگون شده شاه. این راهحل، آینده را پیش روی خود دارد #نه_شاه_نه_شیخ
https://t.co/X8qN7PQmxx
اولویت رژیم ولایت فقیه و اولویت ما
در درون نظام ولایت فقیه یک اولویت وجود دارد که همانا حذف کامل رقیب است، اما برای مردم ایران اولویتی دیگر وجود دارد که همانا حذف کامل کلیت نظام با تمام دستهجات و دم و دمبالچههای استعماری آن است.
#نه_شاه_نه_شیخ#جمهوری_دموکراتیک
براستی اینهمه اصرار برای ماله کشی و سفید سازی نوچههای اطلاعاتی رژیم که به فرموده به خدمت دربار دیکتاتور «بچه شاه» در آمدهاند برای چیست؟
تلاشهای مفتضحانه مصداقی نوچه لاجوردی، واقعی��ها را تغییر نمیدهد جز اینکه هر چه بیشتر عرضه ناداشته خود میبرد و زحمت ما میدارد
#نه_شاه_نه_شیخ
قیام ۳۰ تیر مردم ایران در سال ۱۳۳۱ در حمایت از دکتر #مصدق در برابر شاه خائن
#مسعود_رجوی در دادگاه نظامی دیکتاتور - بهمن ۱۳۵۰ : «روز ۳۰ تیر ۱۳۳۱ روز تجلی اراده خلق؛ در آن روز، خلق بر ننـگ تسلیم پیروز شد. در آینده از این روزهای طلایی بسیار خواهیم داشت»
#نه_شاه_نه_شیخ