صفر تا صد داستان آتشبس، مذاکره و توافق/ تیم مذاکرهکننده چگونه تلاشهای خیرخواهانه رهبر انقلاب برای یک تفاهم عزتمندانه را نادیده گرفت؟
خانعلیزاده؛ عضو تیم رسانهای هئیت مذاکرهکننده در اسلامآباد:
از همان ساعات ابتدایی پس از شهادت رهبر انقلاب، آمریکا درخواست آتشبس میکند که قاعدتا پذیرفته نمیشود.
پس از انتخاب رهبر جدید انقلاب، یک طرح ۵ مادهای برای گفتوگو با آمریکا تهیه میشود و برای رهبری ارسال میشود که ایشان آن را رد میکنند. رفت و برگشتهای متعددی میشود که در نهایت آن ده بند نوشته میشود. همان ده بند بیانیه اول شورای عالی امنیت ملی بود.
البته بر روی همان ده بند هم رهبر انقلاب ۸ بند دیگر پاراف میکنند که اینها هن باید رعایت شود مثلا میفرمایند که اصلا مذاکره هستهای نباید انجام شود.
طرف آمریکایی نیاز به آتشبس داشت به همین دلیل ابتدا اعلام کرد مبنا همین ده بند است. آتشبس اعلام شد و وقتی تیم به اسلامآباد رفت، طرف آمریکایی گفت براساس آن ده بند مذاکره نخواهد کرد.
همانجا درباره مسئلهی هستهای، برخلاف پیام مکتوب رهبری گپوگفتهایی زده میشود. بر همین اساس ارزیابی تیم آمریکایی از طرف ایرانی این میشود که ایرانیها نمیخواهند جنگ را ادامه بدهند و اگر ما سفت بگیریم میتوانیم از آنها امتیاز بگیریم.
پس از اسلامآباد گزارشهایی از طرف تیم مذاکرهکننده به رهبری ارسال میشود که یکی از این گزارشها از طرف یکی از اعضای اصلی تیم مذاکرهکننده است.
رهبر انقلاب یک واکنش مخالفتآمیز و منفی نسبت به مذاکرات اسلامآباد مطرح میکنند. اعتراض میکنند و میفرمایند شما خلاف شرع انجام دادید، از جمله اینکه درباره هستهای مذاکره کردید و یا ده شرط را تحمیل نکردید.
در پاسخ به اعتراض رهبری به مذاکره اسلامآباد، تعدادی از اعضای شعام یک نامهای مینویسند به رهبری و مفادش نکاتی دارد. در بخشی از آن نامه میگویند نمیشود بدون هستهای مذاکره کرد. درباره ادامه جنگ و هدف قرار گرفتن زیرساختها نیز نکاتی بیان میکنند.
رهبر انقلاب در پاسخ به این نامه تاکید میکنند این مذاکرات نه به خیر دنیای شماست و نه به خیر آخرت شما و این مذاکرات جلوی زدن زیرساختهای شما را نمیگیرد.
پس از آن تیم مذاکرهکننده دوباره فرآیند تبادل پیام را از سر میگیرد و ده بند به کلی کنار گذاشته میشود و طرح ۱۴ بندی به ابتکار وزارت خارجه پیگیری میشود که خروجی آن به تفاهمنامه اسلامآباد منجر میشود.
شعام مصوب میکند و پس از ارسال به رهبری حدود ۲ هفته این طرح بیپاسخ میماند و مسئولان شعام جلسه میگیرند که این سکوت را حمل بر رضایت اعلام کنند و تفاهم را امضا کنند. در همین جلسه نامهای از سوی رهبری میآید که تعدادی سوال مطرح شده بود و از تک تک اعضای شعام میخواهند به آن پاسخ بدهند.
یک به یک اعضا به این سوالات پاسخ میدهند و مسئولان تعهد میدهند که منظور و برداشت از این مفاد چیست. مثلا یکی از تفاسیر این است که درباره بحث عدم مداخه، برخی از رسانههای معاند باید تعطیل شوند.
بعد از این تعهد مکتوب، ایشان مجوز تفاهم را صادر میکنند. کل فرایندی که منجر به این نامه «من نظر دیگری داشتم» این است.
ایشان اساسا با فرایند مذاکره مخالفت داشتند مگر بر مبنای آن ده بند. وقتی آن مسیر تغییر کرد، ایشان اصلا به مذاکره اعتقاد نداشتند. نه اینکه صرفا با این تفاهم مخالف باشند، بلکه با فرایند پسا اسلامآباد مشکل داشتند و اعلام هم کرده بودند که با فشار و پیگری و تاکید شعام پیش میرود.
چه خبره تو این مملکت!؟
نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس برای اولین بار جزییات دستور رهبرانقلاب به تیم مذاکره کننده را اعلام کرد. متاسفانه این دستورات توسط قالیباف و عراقچی نقض شده است
گفتنی است در اواسط سخنان نبویان، پخش این برنامه متوقف شد.
انقلابیها تو برجام هم از روحانی برچسب «بی شناسنامه» و «ترسو» خورده بودن؛
ولی برچسب «سوپر انقلابی» و «تندرو» و «خوارج» که از مداحا و هوادارای قالیباف خوردن بسیار تلخ تر بود، چون پشت نقاب دین و انقلاب این تهمتا زده شد.
خدارو شکر که پیام مخالفت حضرت آقا رو نتونستید سانسور کنید و خودش صریحا به مردم اعلام کرد که نظرش رو وتو کردید! و الا اگه دستتون میرسید مدیر رسانه رهبری رو هم بابت انتشار پیام عزل و توبیخ میکردید و برای رهبر انقلاب هم پرونده قضایی تشکیل میدادید!
نبویان مجرم شد 😂😂 چون پشت پرده خیانت به رهبری رو داشت فاش میکرد
مدیر شبکه خبر هم از کار بی کار کرد تو این جنگی 🤧
کودتاچیا خودشونو دارن بیشتر لو میدن هرررر روز
ظریف در صدا و سیما هزاران دروغ خانمان سوز گفت(اسنپ بک،تعلیق،...)دادگاهی نشد
نبویان حقیقتی را از زبان رهبری برملا کرد دادگاهی شد.
برنامه قطع شد
مدیر شبکه برکنار شد
از نبویان شکایت شد
#کودتا این شکلیه
«نظر دیگری داشتم»
نگاهی به چند مثال تاریخی از فشار مسئولان برای تغییر نظر ولایت
اکبر هاشمی رفسنجانی
- نظر آقای روحانی هم مثل من است که ما باید مسئلهمان را با آمریکا حل کنیم. رفتم و با آقا صحبت کردم. یکی دو ساعت بحث کردیم و به نتیجه نرسیدیم. من گفتم نمیتوانم حرف دیگری به شما بزنم و فقط مساله ما و خداست. بالاخره در روز قیامت از من و شما میپرسند چرا این همه ضرر و مشکلات برای نظام و مسلمانان ایجاد شد. اگر اینها را بر عهده میگیرید، من دیگر حرفی ندارم. ایشان گفتند: بله، جواب خدا با من باشد.
- در جلسه مشورتی، رهبری ... با تعطيلی غنیسازی که خواست اروپا و آمریکا و روسيه است، مخالفت کردند. آقایان روحانی و خرازی و خاتمی خواستار تعطيل موقت شدند.
- ظهر، هیأت رئیسه خبرگان در دفترم جلسه داشت. آنها ... معتقدند ابهت نظام شکسته شده به خصوص که برخلاف اظهارات رهبری در ماههای اخیر است و تعجب داشتند که: چگونه رهبری از حرفهای خود برگشتهاند. گفتم: از همه جوانب به ایشان فشار میآيد.
- رهبری نظرشان این بود که در صورت عدم ختم پرونده، تعلیق را لغو کنیم، ولی با توضیحاتی که دکتر روحانی دادند، اکثریت جلسه موافقت نداشت.
- رهبری از تصميم جلسه مشورتی، در مورد توقف موقت مونتاژ و قطعهسازی هستهای ناراضیاند. ولی من گفتم: تصميم خوب و بهجايی است.
- رهبری فقط با تأخير تزريق گازاورانيوم موافقت کرده و گفته اند که هیچ چیز دیگر را متوقف نکنند، ولی آقای روحانی بیش از این میخواهد. رهبری گفتند: «برای توليد چرخه سوخت مصمم هستیم و کوتاه نمیآیيم» اما آقای خاتمی گفت: «تولید سوخت را متوقف میکنیم» که این دو اظهار با هم ناسازگار در آمد.
- عصر در دفتر رهبری جلسه مشورت درباره مسائل هستهای بود. سرانجام پذيرفته شد كه با شرط بسته شدن پرونده ايران، تعليق را بپذيريم! آيتالله خامنهای مخالف تعليق بودند اما چون ديگران موافق بودند ايشان پذیرفتند.
علیاکبر صالحی، وزیر امور خارجه دولت دهم
- در اواسط سال ۹۰ وقت ملاقات خصوصی از حضرت آقا گرفتم. ایشان در این دیدار به بدعهدیها و عداوتهای آمریکا با ایران اشاره کردند. خدمت مقام معظم رهبری گفتم از باب اتمام حجت اجازه مذاکره با آمریکا را صادر بفرمایید؛ مقام معظم رهبری هم بزرگواری کردند و فرمودند با مذاکرات مخالفتی ندارم.
- دور دوم مذاکرات محرمانه با آمریکا را به زور رفتیم. دور دوم مذاکرات را فقط با آقای احمدینژاد هماهنگ کردیم و بعدبه مسقط رفتیم. این مذاکرات اوایل اسفند ۹۱ انجام شد و بیشتر از دو روز طول کشید.
مسعود پزشکیان، رئیس دولت چهاردهم
- آقا در جنگ دوازده روزه گفته بودند که ما دیگر اصلا مذاکره نمیکنیم. من خدمت ایشان رفتم و گفتم خود شما گفتهاید که «نه جنگ نه صلح» بد است، جنگ هم که بد است، صلح هم که باید عزتمندانه باشد، بگویید چگونه؟ میگویید مذاکره نکنیم، من چگونه این کار را انجام دهم؟ آقا بالاخره قبول کردند که ما باید پای میز مذاکره برویم.
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس یازدهم و دوازدهم
- (درباره وقوع مذاکره هستهای در اسلامآباد با وجود منع رهبر انقلاب) من نمیتوانستم به طرف مقابل بگویم درباره هستهای حرف نزن.
- در صورتی که من رئیس اجرایی کشور شدم اگر چنین مسائلی (اختلاف نظر با رهبری) به وجود بيايد ... من روی نظر خودم اصرار میکنم. در این صورت یا رهبری دلیل می آورند و من توجیه میشوم و یا نمیشوم و اگر نشدم در بازخورد این حکم در جامعه ايشان میتواند صحت و عدم صحت حکم را مورد بررسی قرار دهد.
امام سیدعلی خامنهای، رهبر شهید انقلاب
- (در ماجرای پذیرش محدودیتهای درون برجام) آن وقت وقتی مسئولین کشور آمدند پیش ما گفتند «ده سال»، من گفتم «ده سال» یک عمر است، چرا «ده سال» را شما قبول میکنید؛ گفتند چنین، چنان، بنا شد «ده سال» را هم قبول نکنند، اما به هر حال قبول کردند!
- در همین توافق اخیر هستهای ... وزیر خارجهی محترم ما در مواردی به بنده گفت که ما [مثلاً] اینجا را یا این خط قرمز را دیگر نتوانستیم حفظ کنیم.
- در قضیّهی برجام، بنده اشتباه کردم اجازه دادم که وزیر خارجهی ما با آنها صحبت کند؛ ضرر کردیم.
- قبول قطعنامه از طرف امام، به خاطر فهرست مشکلاتی بود که مسؤولین آن روزِ امورِ اقتصادی کشورْ مقابلِ رویِ او گذاشتند و نشان دادند که کشور نمیکِشد و نمیتواند جنگ را با این همه هزینه، ادامه دهد. امام مجبور شد و قطعنامه را پذیرفت.
امام سیدمجتبی خامنهای، رهبر معظم انقلاب
- بنده علیالاصول، نظر دیگری داشتم ولی از باب تعهّدی که رئیسجمهور محترم بهعنوان رئیس شورای عالی امنیّت ملّی از طرف خود و سایر اعضا در پاسداشت حقوق ملّت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازهی آن را صادر نمودم.