اقا من از بچگی دوس داشتم وقتی کفش میخرم از همون تو مغازه بپوشم بیام بیرون
امشب بعد از ۲۷سال تجربش کردم و تمام راه کفشامو به همکارم نشون دادم و مثل یه بچه ۵ ساله گفتم
کفشششش خریدممممممم😍😍
لباسای یک هفتهام رو اتو کردم ،داخل اتو از عطرم خالی کردم اخر سر هم دو پاف رو همه لباسام زدم که بوش بمون ،لحظه اخر قبل ازینکه لباسامو جمع کنم بذارم تو کمدم ،مامانم زحمت کشید بوی پیازداغ تو خونه راه انداخت
مرسی مادر💖الان لباسام بوی پیاز جونده میده
خستگی روحیم به جایی رسیده که خسته و کوفته از سرکار اومدم کارامو کردم ساعت دوازده و نیم نصف شب خوابمم میاد صبح هم باید زود پاشم ولییییی حوصلللله ندارم بخوابم،تاحالا شده خسته باشی ولی حوووووصله نداشته باشی بخوابی؟اصن حوصله ندارم حتی نفس بکشم!
یادمه بچه بودم یه روز کامل منتظر بودم بابام بیاد ازش پول بگیرم برم بستنی بخرم کل شور و شوق هیجانش یادمه اما به محض اینکه بسته بندیش رو باز کردم افتاد زمین،بعداز اون برای هرچی خواستم ذوق کنم تصویر بستنی چپه شده رو زمین اومد تو ذهنم
دیدی میگن القاب اصلی خانم دکتر خانم مهندس و خانم وکیله
لقبی مثل بیبی وعزیزم و عسلم راحت به دست میاد؟
من لبخند رضایتی رو به دست اوردم که پدرمو بردم پیش یک پزشک مشهور که باهاش کار میکنم و اون من رو خانم مهندس خطاب میکرد ، باید برق چشم های بابامو میدیدی
من خودم رو به کافه مورد علاقم دعوت میکنم برای خودم گل میگیرم برای خودم جایزه میگیرم گاهی هم بابت ضعفی که داشتم خودم رو تنبیه میکنم ،شاید بی نیازی چیزی شبیه به من باشه
بچه ها هم کسخل شدن طفلیا بچه اومده تو تاکسی بامامانش نشسته بعد نگاه میکنه به من لبخند میزنه بعد ک من لبخند زدم زد به دستم اخم کرد گف عععه
بچه ها هم شیشه میزنن