زمین کشاورزی چال میکردیم که تو راه ازمون نگیرن! یه دست لباس و کفش پاره هم میپوشیدیم که ارزش دزدیدن نداشته باشه! خلاصه اینجوریاس! این لرا که الکی با خاندان پهلوی مخالفت میکنن بهتره یه ذره تاریخ بدونن
بابای ما از قول باباش تعریف میکرد برام.
میگفت زمانی که هنوز نظم رضاشاهی تو مملکت نیومده بود مملکت پر از یاغی و غارتگر بود. بابابزرگ من توی یکی از دهاتای نزدیک خرم آباد کشاورزی میکرده و اون دهات انقدر نزدیکه که الان جزو شهره. میگفت که انقد ناامن بود که ما بیل و کلنگمونو تو همون