کدام کشور را میشناسید که ملت و دولتش دو سرود ملی داشته باشند (ای ایران و سرود رسمی)، دو پرچم، دو تقویم ملی (خورشیدی و قمری)، آیینهای متفاوتِ شادی و سوگواری، و حتی زبان و پوشش متفاوت؟ این فقط اختلاف نیست؛ این شکاف هویتی است.
#پاينده_ایران
ببین اسلام چیه که دست زدن و رقصیدن، مبارزه محسوب میشه. موی زن مبارزهس. حیووندوستی مبارزهس. بوسیدن مبارزهس. غذا خوردن مبارزهس. انگار داری با مرگ میجنگی.
تا وقتی که یاد نگرفتین این سیاستمدار هست که وظیفشه نوچه ی شما باشه و اعتماد و رضایتتون جلب کنه نه شما رضایت اونو، ایران رنگ یه انقلاب موفق و درخشان رو به خودش نمیبینه
پرستش و تعصب کورکورانه تاریکی میاره نه آزادی
الان باید فضای توییتر طوری میبود که اعدامی های اخیر، گرونی های بی وقفه و تظاهرات آبدانان رو پوشش میداد، ولی رضا تو کاری کردی که مردم دوقطب شن و به جون به هم بیفتن که توی الدنگ بشی شاه یا نه.
خاک بر سرت رضا!
#از_دموکراسی_بگو
یکی از درسهای تلخ انقلاب ۵۷ این است که آزادی را نمیشود مرحلهبندی کرد. نمیشود گفت اول یک هدف بزرگتر را محقق کنیم، بعد به حقوق و آزادی فردی و اجتماعی برسیم. لحظهای که آزادی به تعویق میافتد، معمولاً برای همیشه از دست میرود. نمونهی عریانش مارس ۵۸ است؛ وقتی زنان به خیابان آمدند و هشدار دادند، اما بخش بزرگی از نیروهای سیاسی یا سکوت کردند یا گفتند که اکنون وقت این بحثها نیست. آن لحظه مسئلهی زنان و فمنیستها دربارهی صرفا حجاب نبود؛ دربارهی این بود که آیا انقلاب قرار است همه را نمایندگی کند یا بعضیها را از همین حالا حذف و قربانی کند. آنها میگفتند انقلابی که از همان ابتدا روی بدن زنان مرز بکشد، دیر یا زود منطق حذف را نهادینه میکند و دایرهی کنترل و سرکوب را به همگان تسری خواهد داد. تنها گذاشتن زنان نشانهی این بود که برابری از همان ابتدا جدی گرفته نشد.
درس دیگر، خطر شیفتگی به وحدت بدون اختلاف است. انقلاب ۵۷ نشان داد جامعهای که اختلاف را سرکوب میکند تا تصویر یکپارچهتری از خود بسازد، در واقع راه را برای اقتدار هموار میکند. دموکراسی از دل توافق کامل بیرون نمیآید؛ از دل مدیریت دائمی اختلاف بیرون میآید. وقتی فرهنگ سیاسی تحمل تکثر را نداشته باشد، هر قدرتی دیر یا زود خودش را نمایندهی "همه" اعلام میکند.
برای امروز اما، مهمترین پرسش آنچنان که من میفهمم این است: آیا ما بالاخره پذیرفتهایم که معیار آزادی، وضعیت زنان و اقلیتها و فرودستان است، نه شعارهای کلیگویانه؟ اگر لحظه اکنون دوباره به جایی برسد که حقوق یک گروه را بتوان به نام مصلحت عمومی به پیش انداخت، یعنی هنوز همان منطق ۵۷ زنده است. عبور واقعی از آن تاریخ زمانی اتفاق میافتد که هیچ پروژه سیاسی نتواند از ما بخواهد کسی را موقتاً قربانی کنیم. چون تجربه نشان داده "موقت" در سیاست، اغلب نام دیگری برای "دائمی" است.
@NasehMohi عاشق اینم که خانواده هیچ وقت نمیتونه قبول کنه بچه های دیروز به متخصص های امروز تبدیل شدن :)))
پدرم در حد تزریقات هم مجال نمیده، چه برسه طبابت:)))
ساعدی نیا با فشار حکومت توبه نامه می نویسه و گلشیفته با فشار سلطنت.
برای اینکه کسی مجبور نباشه برای بیان نظرش توبه نامه بنویسه از دموکراسی بگو
#از_دموکراسی_بگو