من هر کاری که دوست داشتم بقیه برام بکنن رو با تموم وجودم برای همه کردم. همدردی کردم، امید دادم، ذوق کسیرو کور نکردم، وقتی نیاز داشتن تنهاشون نذاشتم، من همیشه در حد توانم سهم خودم رو ادا کردم؛ حتی وقتی هیچ برگشتی نگرفتم. هرچند دوست داشتم این جاده گاهی دوطرفه میبود.
ازم میپرسی بزرگترین ترست چیه؟
عزیزم من هم رها شدم
هم ازم دزدی شده
هم نادیده گرفته شدم
هم بهم دروغ گفته شده
هم بهم خیانت شده
هم پشت سرم دروغ گفتن
هم دوست صمیمیم دورو بوده
بنابراین فقط از عنکبوت میترسم.