یه وقتایی آینده کلمهی ترسناکی نبود، یه چیز مبهمی بود ولی دشمن نبود
الان اما آینده مثل یه کوچه تاریکه که هرچی جلوتر میری صدای پات بلند تر میشه و دلت میخواد که برگردی…
دوست داشته شدن خوب است، اما قشنگتر آن است که کسی باشد که بلدت باشد. دلیل غمت را، عمق خندهات را، راه شاد کردنت را، و حتی گاه اذیت کردنت را. آدم بیبلد سرگردان است. میخندد، اما لذت نمیبرد. آدم بیبلد میگرید، اما خالی نمیشود…