مهدی مطهرنیا خودش صراحتاً اعتراف میکنه که پرچم جمهوری اسلامی رو پرچم ایران میدونه؛ حتی میگه این پرچم رو به همسرش ترجیح داده. پرچم همون حکومتی که هزاران نفر از مردم ایران رو در دیماه به خاک و خون کشید. جالبه خودش رو میهنپرست هم میدونه و مدام رهبری رضاشاه دوم رو زیر سؤال میبره. نمونهی واقعی یک اصلاحطلب شارلاتان؛ خاک بر سر اون کسانی که هنوز گول این جماعت رو میخورن.
ناخودآگاه اشکم سرازیر شدبادیدن این کلیپ
خسته ای؟
نه
تو موفق شدی،
دارم سعی میکنم
خیلی بهت فکر میکنم،
من در عوض هر روز به تو فکر میکنم
من اونی هستم که انتظار داشتی؟
نه، خیلی بهتر ی
ناجی ایران پاینده باشید
#جاویدشاه
قرار بود با سر و صدایی که راه انداختند شما این حرفهای روبیو رو نشنوید.
عفو بینالملل یک کلاهبرداری است، آنها تیر خلاص زدن به معترضان ایرانی در بیمارستانها را نادیده گرفتند.
«بجنگ.»
این آخرین تصمیم مشترک شیری و یاردِن بیباس بود؛ در اتاق امن خانهشان در کیبوتص نیر عُز، ساعت شش و بیستونه دقیقهی صبح هفت اکتبر ۲۰۲۳.
یاردِن جنگید و اسیر شد. شیری، کْفیر نُهماهه و آریِل چهارساله را در یک پتو پیچید و به سینه فشرد. آنها را به غزه بردند. مادر و آن دو پسر مو نارنجی هرگز زنده برنگشتند.
همان صبح، این قصه هزار و دویست بار تکرار شد. دویست و پنجاه و یک نفر به گروگان رفتند. بزرگترین کشتار یهودیان در یک روز، پس از هولو*کاست. اگر در ایتالیا ر�� داده بود، یعنی هفت هزار و دویست کشته در یک صبح.
در این ویدیو از چهرههایی میگویم که قاتلان دیدند و باز هم کشتند، از اسنادی که رد پای سپاه قدس را در «نبرد بزرگ» نشان میدهد، و از پدری که بعد از ۴۸۴ روز اسارت برگشت، اما خانهای نبود که به آن برگردد.
سه سال گذشته.
آریِل. کْفیر. شیری. 🕯️
اسمشان را بلند بگویید.
اسم یکی از قربانیان جنایت هفت اکتبر را این زیر بنویسید، تا این صفحه دیوار یادبودشان شود.
#هفت_اکتبر #October7 #خانواده_بیباس #حماس #شاهین_مدرس
خانواده امید قانونی، جوان ۱۹ ساله اهل روستای ارجنک شهرستان خوانسار، پنجشنبه ۱۶ مهر مقابل پاسگاه ویست تجمع کردند و خواستار پاسخگویی درباره جانباختن او پس از بازداشت شدند.
مادر امید در این تجمع گفت: «ماموران دوشنبه ۱۳ مهر جلوی خانه بازداشتش کردند و سهشنبه ۱۴ مهر داد��ستری خوانسار جنازه پسرم را به من داد. جواب بدهید چه بلایی سر پسرم آمده است.»
یک منبع مطلع به ایراناینترنشنال گفت امید قانونی شامگاه ۱۳ مهر، پس از مشاجره لفظی با یکی از نیروهای بسیج، با تماس تلفنی از خانه بیرون کشیده شد و سه نفر او را با قنداق اسلحه بهشدت مورد ضربوشتم قرار دادند و سپس به نیروی انتظامی تحویل دادند.
به گفته این منبع، امید شب را در پاسگاه ویست گذراند و صبح ۱۴ مهر برای بازجویی به دادگستری خوانسار منتقل شد. او در جریان بازجویی دچار درد شدید شکم شد، اما با وجود درخواست پدرش برای انتقال به بیمارستان، بازجویی ادامه یافت.
این منبع افزود کادر درمان بیمارستان فاطمیه خوانسار علت مرگ امید را «خونریزی داخلی» اعلام کردند و آثار کبودی و جراحت بر بدن و صورت او مشهود بوده است.
مردم در کف خیابانهای ايران شماها را محاکمه ومجازات خواهند کرد، کارتون به دادگاها نمیکشه، حتی یه ثانيه هم شک نکنید که قسر در میرید...
تيک تاک مادر قحبه های هزارپدر، شیعیان رافضی
#انقلاب_ملی_شیروخورشید#گاردجاویدان_ایران
تصاویر وحشتناکی که در آن دو دختر کوچک برای نجات جان خود میدوند، در حالی که یک فلسطینی آنها را تعقیب میکند، گویی طعمه هستند.
او به دختر اول از پشت شلیک کرد، در حالی که او ناامیدانه سعی در فرار داشت. دختر دوم خشکش زد، برگشت و التماس کرد که او را نکشد.
او به هر حال، بدون کوچکترین تردیدی، او را کشت
این کاری است که فلسطینیهای غزه در ۷ اکتبر انجام دادند.
هرگز آن را فراموش نکنید.
من سمیرا عینی، مادر جاویدنام سودا اکرمیفرد، به زبان لکی میگویم: ما مردم ایران همه یکی هستیم و چند هدف داریم؛ سرنگونی کل نظام وجمهوری اسلامی، آزادی ایران و آمدن رهبرمان شاهزاده رضا پهلوی. #پاينده_ایران#سودا_اکرمی_فرد#جاويدشاه ✌️
مادر جاویدنام ایلیا ولیپور اهریجانی با انتشار ویدیویی از فرزندش، متنی با عنوان «لالایی برای قهرمانِ خفتهام» نوشته است. او در بخشی از این لالایی میگوید:
«لالا لالا قهرمانم، تو خوابیدی و من بیدارم
ببین مادر چه بیتابه، فقط گریه شده کارم
بخواب ایلیا… بخواب قهرمانِ من…»
جاویدنام ایلیا ولیپور اهریجانی، ۱۸ ساله و تکفرزند خانواده، شامگاه ۱۸ دیماه در جریان اعتراضات گوهردشت کرج با شلیک گلوله جنگی کشته شد.
بنا بر روایت ارائهشده، ایلیا ابتدا با اصابت ساچمه به قفسه سینه مجروح شد. دوستانش از او خواستند که به مراکز درمانی یا خانه برود، اما نپذیرفت و در خیابان ماند. او در محدوده میان خیابانهای هشتم و نهم گوهردشت، از پشت هدف دو گلوله جنگی قرار گرفت؛ گلولههایی که به پهلو و قلبش اصابت کردند و جانش را گرفتند.
«ادامه میدم برای گیسو و راستین؛ که شادیشون بمونه و انگیزهشون هیچوقت کم نشه. فاطمه نیست، اما من نمیذارم غیبت مادرشون، لبخندشون رو ازشون بگیره».
همسرِ جاویدنام #فاطمه_سلطانی