آگهی
دورهی آشنایی با ادبیات روسی
ممنون میشوم این آگهی را به دست مخاطبش برسانید
توضیحات جامع دربارهی به اضافهی لینک به فایل جلسهی اول (رایگان) در زیر میآید.
آیا جوانمردی یا نیکوکارزنی هست که بتواند از سوئد (ولاغیر) کتابی (یک کیلو و چهارصد گرم) بخرد و احیانا طی ماههای آتی همراه بیاورد؟
اگر بله، ممنون میشوم به من پیامی بدهد.
گفتم ادبیات جدید فارسی وجود خارجی ندارد، یکی از این روشنفکرنماها که مشخص نبود چطور و چرا به مهمانان اضافه شده آمد و جدا با من مخالفت کرد و گفت نویسندههای جوان ناشناس هستند. گفتم کجا هستند؟ یکیشان را معرفی کن.
با دقت و جزئیات داستان خودم را که تازه خوانده بود برایم تعریف کرد!
پنجمین جلسهی مَدنظر به داستان «بدرودها» نوشتهی خوآن کارلوس اونتی اختصاص دارد و سپاس ریوندی دربارهی این اثر صحبت خواهد کرد.
مطالعهی این داستان پیش از حضور در نشست توصیه میشود.
زمان: جمعه ۲۵ مهر، ساعت ۱۸
مکان: کریمخان زند، خردمند جنوبی، کوچه وفایی ورمزآبادی، پلاک۱، نشر مَد.
@M_rz666 خیلی کار خطایی میکردهاند. طفلکیها، حتما نمیدانستهاند اصلا نویسنده و مترجمی در کشور نیست که لیاقت داشته باشد به او فحشی بدهی، چه رسد به اینکه بحثی بکنی.
و نمیدانستند با انحطاط عمومی نمیشود از طریق دفع مصادیقش مواجه شد.
پینوشت: احیانا فرق نمیشناسم و ناشناس را میفهمید؟
در نود درصد مواقع جواب "نظرات" اشخاصی را که نمیشناسم نمیدهم.
در نود درصد مواقعی که مرتکب پاسخی میشوم پشیمان میشوم.
با خودم فکر میکنم جوانی ممکن است بگذرد خیال کند جوابی نبوده که داده شود. حال آنکه در واقع برای جلوگیری از اتلاف وقت و اعصاب است که نباید جواب داد.
اتفاقی اکانت داداشمو دیدم، یکی از سیاسی نویسای اینجاست.
با توجه به چیزی که تو خونه دارم میبینم اگه بقیه سیاسی نویسای اینجا هم اینطوری باشن به نظرم وقتتون اینجا تلف نکنین، کیر من بیشتر میفهمه.
روی قلب هر مردی نوشته شده: تقدیم به سهلالوصولترین زن!
این جمله را پوشکین، بنیانگذار ادبیات روسی جدید، به زنش گفته، به امید اینکه زنش از عشوهگری برای مردهای دیگر دست بردارد و خیال نکند ستایشهای مردان چیزی جز حرف مفت است.
هنوز نمیدانم توی کلاس این را هم بگویم یا نه :)
آگهی
دورهی آشنایی با ادبیات روسی
ممنون میشوم این آگهی را به دست مخاطبش برسانید
توضیحات جامع دربارهی به اضافهی لینک به فایل جلسهی اول (رایگان) در زیر میآید.
@mydoclolit نزدیکترین تجربهی اینها از فرهنگ همین است!
یاد شورویها که میگفتند موزه و گالری بورژوازی (!) است، ایستگاه مترو را برای مردم عادی به گالری بدل کنید بخیر! :)) لااقل متروی مسکو واقعا کار دست دو تا هنرمند است
@dondiegovegga شاید یک علتی دارد که تعریض را دربارهی ایشان مینویسم، نه شما!
شاید ایشان نوعنمون آن سنخ مد نظر من است، نه شما!
چرا با با هر خدازدهای بصرف اشتراکی کلی از این دست باید در یک کشتی بنشینید؟
نوعنمون جماعتی که اگر ازشان بخواهی حتی نمیتوانند ده سطر دربارهی ادیانی که نام بردند بنویسند.
بماند که کل دایرهی ادیان شناخته برایشان هم همین چهارتاست.
به معنی واقعی کلمه درون پوست گردو زندگی کردن و خود را شهریار لایتناهی پنداشتن...