مرگ نگین برای من خیلی دردناکتر از اون یکی دوستمه، چون وقتی اون رفت نگین بود، دید همه ما چه قدر بهم ریختیم، دید چقدر خانوادهاش اذیت شدن ولی بازم تصمیم گرفت بره، من دو چندان از رفتنش غصه خوردم. بابا حیف اون همه جوونی و زیبایی و هوش واسه خاک.
نگین تو اینستاگرام پست گذاشته بود خوشحال شدم عه نگین! بعد مدتها! بعد تو مغزم یه چیزی ترکید یادم اومد نگین دیگه بینمون نیست، دوباره آیدی رو نگاه کردم دیدم شبیه هست ولی نگین ما نیست.
اینکه مخالف سیستم پادشاهیم، دلیل نمیشه از پهلوی بدم بیاد، میبینم یکی کارهای درست مردیو کلا انکار میکنه و گوه میخوره دلم میخواد بزنم تو دهنش. از آدم متعصب بدم میاد، به درد هیچی نمیخورن حتی دو کلوم حرف زدن.
من متعلق به نسلی هستم که تحت هیچ شرایطی حاضر به پذیرش مجاهدین خلق به عنوان اپوزیسیون ج ا نیست به دلیل سابقه بسیار منفی و اشتباهات این گروه، و مشی داخلی ایدئولوژی محور دُگم آن. ولی:
وقتی یکی از اعضای این گروه در چنگ رژیم بیدادگر ج ا اسیر است، من از او هم حمایت می کنم زیرا یک زندانی سیاسی است! این مساله آنقدر واضح و بدیهی است که نیاز به استدلال ندارد! همین رویه را در مورد زندانیان پادشاهیخواه دارم با اینکه هیچ اعتقادی به عقایدشان ندارم!
اینجا مساله انسانی و حقوق بشری مطرح است، نه ساید گیریهای سیاسی!
اگر غیر از این هستید، در درستی مواضعتان و جایی که ایستاده اید، شک کنید!