روز بعد از حمله اتمی به ایران
عراقچی :
ما تو این جنگ نابود شدیم ولی اخلاق رو بردیم و حقانیت ما به همه ثابت شد.
رافائل گروسی :
ایران باید آمار دقیق کشته شدگان حمله اتمی دیروز را اعلام کند وگرنه پرونده را به شورای امنیت ارسال میکنیم.
اصلاح طلب:
الان دیگه وقت معامله با ترامپه
این حرف که «ساخت بمب و خروج از NPT پاس گل طلایی به اسرائیل است» یک جای مهمش خالی است: پاس گل برای چه کاری؟
برای حمله؟ حمله که شد. برای زدن تأسیسات هستهای؟ آن هم شد. برای ترور فرماندهان و رأس حاکمیت؟ آن هم اتفاق افتاد. برای زدن زیرساختهای کشور؟ آن را هم دیدیم. پس وقتی تقریباً همه آن چیزهایی که سالها میگفتند «اگر ایران به سمت بمب برود رخ میدهد» بدون بمب هم رخ داده، دیگر نمیشود همان استدلال را بدون هیچ بازنگری تکرار کرد.
یک استدلال دیگر هم این است که «حرکت به سمت سلاح هستهای ممکن است بهانه حمله اتمی اسرائیل را فراهم کند.»
بسیار خوب. اما سؤال بعدی مهمتر است: اگر اسرائیل واقعاً بخواهد از سلاح هستهای استفاده کند، در غیاب یک بازدارندگی معتبر چه چیزی قرار است جلویش را بگیرد
نکته والتز دقیقاً همینجاست. بازدارندگی یعنی طرف مقابل بداند جنگ را میتواند شروع کند، اما نمیتواند مطمئن باشد که بعد از ضربه اول، خودش از پاسخ در امان میماند. مسئله اساساً خودِ «بمب» نیست؛ مسئله این است که آیا میتوان هزینه حمله را آنقدر بالا برد که محاسبه طرف مقابل عوض شود یا نه.
باور نمیکنم انرژی کشور به جای تقویت روحیه قوای نظامی و تحکیم مقاومت ملی، به توضیح این نکته خیلی خیلی خیلی خیلی بدیهی اختصاص یافته است که: تفاهم را آمریکا نقض و بمباران کرد و ما صرفا واکنش نشان دادیم.
دولت شهیدرئیسی دی۴۰۲ تصویبکرد حق ماموریت خارجی مسئولان، ریالی پرداخت شود.
دولت فعلی در اولین مصوباتش در آبان۴۰۳ آن مصوبه را لغوکرد.
دولتمردان محترم بهترنیست صرفهجویی را از خودشان شروعکنند؟
شما که دیروز در جریان ززا با ولع و هیجان ویدیوهای کودکانی را منتشر میکردید که در مدرسه شعار میدادند و مقنعه هوا میکردند و به تقابل بیشتر تشویقشان میکردید، امروز نگران حضور کودکان در راهپیماییهای ملی و عکس گرفتن با کلاشینکف شدهاید. حقوق کودک برایتان ملعبهای بیش نیست.
هرجای دنیا مترو اتوبوس چندین ماه رایگان بود ازش دستاورد میساختن و تو کل دنیا صداش رو در میاوردن؛فقط تو ایرانه که مردم به خاطر رایگان بودن وسایل نقلیه هم ناله میکنن!
زمانی معاون رییس جمهور رییسی گفت نمایندگان نباید در عزل و نصبها دخالت کنند، در مجلس پدری از مملکت و دولت دراوردند که شهید رییسی کوتاه آمد و معاونش را عزل کرد.
حالا معاون رییس جمهور رسما آرمان هایی را که رهبر شهید جانش را برایشان داد لگدمال میکند و اصلا مجلسی نیست که حرفی بزند.
نگذارید قبح اعمال مجرمانه در کشور بریزد.
قبح شکنی ترس انجام جرایم را کاهش میدهد.
قبح شکنی خانوادههای مجرمان را از یک اقلیت شرمسار، ترسان و فراری، به اقلیتی دادخواه، متوقع، فتنهگر، هنجارشکن، طلبکار، رقصنده و یک بلاگر صفحات اجتماعی تبدیل میکند.
خبرهایی که از وضعیت رسیدگی به نیروها در مرز و جزایر میرسه واقعا تاسف برانگیز هست، جوریه که بعضا ماجرای ناو آمریکایی پیشش شرف داره اما تو این مملکت برای این هرزه خرجیها پول هست اما برای آب و غذای نیروی مدافع وطن در میانه جنگ پول نیست، رئیس جمهور هم منت میذاره که پول یک هفته فروش نفت رو به نیروهای مسلح اختصاص داده. این یک مشت نمونه خروار است.
اگر تاریخ روسیه از پتر کبیر تاکنون را بررسی کنیم، پوتین یکی از غربگراترین رهبران این سرزمین بوده است. پوتین نخست وزیر دولت غربگرای یلتسین بود، با استعفای یلتسین، جانشین او و رئیس جمهور موقت شد و با حمایت باند غربگرای حامی یلتسین توانست رئیس جمهور شود. پوتین حدود دو دهه تلاش کرد/۱
چراا نشستید و منتظرید کلنگ کوه رو شبیه نطنز و فوردو کنه بعد کاسه چه کنم چه کنم دست بگیرید.
چراا رئیس جمهور نباید بیاد قاطعانه و شجاعانه اعلام کنه اگه دست از پا خطا کنید بصورت اتومات ماشه خروج از NPT چکانده خواهد شد.
چراا سردار قالیباف نباید بیاد بگه بعنوان رئیس قوه مقننه اعلام میکنم نزدیک به کلنگ کوه بشید قانون خروج از NPT بدون نیاز به طی تشریفات مطول قانون گذاري مصوب شده و اجرا و اعلان اون منوط به تجاوز دشمنه.
دیگه چیزی برای باختن نمونده که مصلحت سنجی بخواید بکنید.
رهبری شهید شد، جنایتی نبود صورت نگرفت ، تحریم دریایی اجرا شد بسیاری از زیرساختها نابود شد و........ شما تسبیح به دست در حال استخاره هستید.
یا نجنگید یا دست از این بچه مثبت بودن ها بردارید.
از این لاک دفاعی خارج بشید وقتی یقین دارید دشمن دست از سرمون برنمیداره.
هیچ ضربه ای به اندازه خروج از NPT برای دشمن ویران کننده تر نیست.
هیچ غلطی هم نمیکنن و سر جاشون میشینن.
این سرمایه ملت ایران هست ازش محافظت کنید همین........
فردوسی پور رانتی نمونده که توی صداوسیما نگرفته باشه، از دادن گزارش بازیهای مهم و حذف سایر کزارشگرها تا تعطیل کردن برنامه های فوتبالی دیگه برای بهتر دیده شدن۹۰.
به نظرم کسی که سالم رشد نکرده و همه چی در خدمتش بوده که دیده بشه بهتره ادای مظلوم بودن در نیاره.
یعنی آمریکا یک نفر تحلیلگر فوق تخصصی در تراز عراقچی و مهدی محمدی و احدیان و آجرلو و... نداره که به این ترامپ ملعون بگه عوارض ۱۵ دلار به ازای هر بشکه برای تنگه ای چند هزارکیلومتر آنطرف تر از مرزهای سرزمینی ات، خلاف قوانین بین المللی و غیر قابل قبول است؟
والا داستان از این قرار است که ما همگی دوشادوش هم داشتیم در خیابان و میدان و تنگه میجنگیدیم. قرارمان این بود که تا دور کردن سایه جنگ از کشور و گرفتن انتقام عزیزانمان به جنگ ادامه بدهیم. بعد چند نفر یکهو بیرون آمدند و رفتند با دشمن خوش و بش کردند و نشستند و توافق امضا کردند. وقتی برگشتند ازشان پرسیدیم یک مقدار عجیب نبود کارتان؟ جواب دادند شما تفرقهاندازید، بزرگ شوید، زیر بادکولر حرف نزنید، مامور موسادید، پای لرزش بشینید، حرف ترامپ را غرغره نکنید، نه درجنگ کمک کردید نه در مذاکره، خفه شوید من حرف دلتان را بگویم.
به شما گفته شد صلاح نیست. به شما گفت شد خلاف شرع است. به شما گفته شد خیر دنیا و آخرت در آن ندارید. به شما گفته شد علی الاصول مخالفم. اصرار ورزیدید و فشار آوردید تا این مخالفت علنا ابراز شد. حالا که به گل نشستهاید زبان دراز هم دارید؟به قول آن شهید بزرگوار، رهایتان نمیکنیم.
خامنهای شهید را بسیار غریب یافتم
دیشب برای شرکت در مراسم عزاداری شب عاشورا به یکی از مساجد نسبتاً نامدار رفته بودم و از آغاز مراسم (خطبه و منبر) تا پایان آن (سینهزنی) حضور داشتم. در خطبه از فضائل حسین (ع) بسیار گفته شد؛ از نیت و مقصد الهی او و یارانش هم همینطور. از مصیبتهای دشت کربلا نیز سخنان سوزناکی به میان آمد؛ از اینکه حسین (ع) و یارانش را چه سنگدلانه و با قساوت تمام به شهادت رساندند.
در مراسم سینهزنی نیز همان ادبیات خطبه تکرار شد و حدوداً نیم ساعت برای شهدای کربلا سینه زدیم. از ابتدا تا انتهای مجلس عزاداری که مملو از جمعیت بود، سخنی از شبیهترین انسان روزگار ما به حسین (ع) به میان نیامد؛ نه در خطبه، نه در روضه و سینهزنی و نه حتی در دعای پایانی. انگار نه انگار که این مجلس عزاداری در تابستان ۱۴۰۵ برگزار میشد. این مراسم هیچ تفاوتی با مراسم سالها و دهههای قبل نداشت؛ گویی هنوز خبر تجاوز به ایران و شهادت بزرگمردانش به این مجلس نرسیده است. دیگران با روضهی عباس (ع)، زینب (س) و حسین (ع) میگریستند و من در ماتم مظلومیت خامنهایِ شهید و فرماندهان دلیرش فرو رفته بودم.
مگر میشود عاشورا و کربلا را اینگونه از متن حیات معاصر جدا کرد؟ مگر عاشورا چیزی است جز سرمشق فداکاری، ایستادگی، شجاعت، وفاداری و مبارزه علیه ظلم؟ چطور میتوان درس عاشورا داد، یاد نینوا کرد و از علقمه خواند، بیآنکه نامی از فرزندان این مکتب برد؟ فرزندانی که ایستادگی، دلیری، تظلمخواهی و شهادتشان را نه در کتب تاریخ و نه در مقاتل، که پیش چشمانمان دیدیم. بهراستی چگونه میتوان برای حسین (ع) مرثیه خواند و در سوگ خلفش، علی، سکوت کرد؟
دیشب و امروز عزادار دو سوگ بودم؛ بر شهید عطشان دشت کربلا و فرزند شهیدش گریستم، فرزندی که در مساجد کشورش هم غریب است.
خطیبی به توانمندی شهید خامنهای، خوب جایگاه و اثر کلمات را میدانست. اینکه برای نامیدن وقایع دی، بر خلاف موارد مشابه از لفظ فتنه، اغتشاش و آشوب استفاده نکرد بی دلیل نبود. او بیش از نیم قرن و در بالاترین سطح فعالیت سیاسی کرده بود. معنی «کودتا» را میدانست و با مختصات آن به خوبی آشنا بود. مطابق فرهنگ عمید کودتا عبارت است از: «توطئه و قیام ناگهانی بخشی از طبقۀ حاکم برای براندازی حکومت و تشکیل دولت جدید.».
نکته دیگه که دستگیرم شد: دلیل اصلی تسلیم، محاصره دریایی بوده. وقتی آمریکا محاصره دریایی کرد، اینها سه تا راه داشتند، یا تسلیم، یا باز کردن محاصره از طریق ایجاد بازدارندگی، یا زدن کشتیهای آمریکایی.
از زدن کشتیهای آمریکایی ترسیدند و به شدت از این که آمریکاییها تلفات بدند میترسند چون «ترامپ ناراحت میشه» و مهمتر اینکه امکان توافق پایین میاد.
روش دیگه ایجاد بازدارندگی یعنی تهدید متقابل کنی که اگر محاصره رو پایان نده، و به خصوص اگر زیرساختهای حیاتی ایران رو بزنند، ایران مقابله به مثل میکنه و زیرساختهای طرف مقابل مثل آبشیرینکنهای عربستان را میزند.
این رو هم ترسیدند.
بعد هم رفتند تسلیم شدند تنگه رو که فرزندان مملکت جان دادند بسته بمونه به خاطر بزدلی باز کردند.
با این وضعیت جنگ بعدی به زودی و هزاران برابر نابودکنندهتر خواهد بود چون با وجود جانفشانی نظامیان کشور، تصمیمگیران بلندمرتبه با چنان بزدلی بزرگی در آخر تسلیم شدند که ایران الان مطلقا کوچکترین بازدارندگیای نداره چون میدونند هر چقدر هم ایران رو بزنند و هر چقدر هم ایران توانایی نظامی و اهرم ژئوپولیتیک داشته باشه، به خاطر بزدلی تصمیمگیران ازشون استفادهای نمیکنه.
در نتیجه همه بازدارندگیای که در طول جنگ ایجاد شده بود هم با این تسلیمنامه یک روزه هپلی هپو شد.
گمانهزنی من درباره آینده اینه که اسرائیلیها همانطور که خود وعده داده بودند مدل لبنان یا به عبارت دیگه مدل «چمنزنی» را در ایران پیادهسازی میکنند چون میدانند مسئولین ایرانی بزدل هستند و تا وقتی نابودی ذره ذره و روزانه انجام شود و ناگهانی نباشد، پاسخی نمیدهند.
آقایون هم به همین راضی خواهند بود از نظر اینها چه اشکالی داره فلان نظامی یا فلان دانشمند ترور بشه یک سری مردم عادی هم در عملیات چمنزنی کشته بشوند، مهم اینه که نون خودشون قطع نشه یک وقت.
امیدوارم اشتباه میکنم ولی چشمانداز زیاد جالب نیست. به نظر میاد آینده ایران فعلا همون مدل بدترین حالت ممکن هم چوب خوردن هم پیاز است.