یک مشکلی که بین ما ایرانیها بخصوص خیلی رایجه ترس از متوسط بودن و نداشتن موفقیته. ترس از متوسط بودن چنان ریشه داره که تقریبا تمام رفتارهای ما مثل تلاشهای زیاد ما و فرسودگی که بعدش میاد رو جهت میده و یک علتش هم اینکه میانمایگی و متوسط بودن مساوی ضعیفبودن تلقی میشه.
چیز عجیبیه.
بدترين و ازاردهنده ترين ویژگی من براى خودم، سرزنشگری، مقايسهگری و سختگیری هست كه نسبت به خودم دارم. از یکجایی به بعد انگار هیچوقت براى خودت كافى نیستی، انگار هیچیک از دست اوردهات رو نمیبینی. انگار به هیچ جايى نرسيدى.
این تصور فانتزیتون از آمریکا هم جالبهها. آمریکا فقط شهرای فیلم و سریالا نیست فک کنید از این سر تا اون سرش پر شهرای خفنه. ۴،۵ تا مگاسیتی داره، و ۷، ۸ تا شهر نسبتا بزرگ. ۹۵ درصد باقی کشور هیچ فرقی با هم ندارن یه مشت جاده و خونه شبیه هم که بینشون والمارت و مکدونالد قطار شده
امروز توی یکی از اتوبوسای خط علومتحقیقات_ آزادگان این آگهی رو دیدم. نمیدونم چقدر احتمالش هست که گمشده اینجوری پیدا شه، ولی اعلان رو به اشتراک میذارم. شاید کمکی شد:
دقت کردید همیشه حتی در معاشرتهای فامیلی مذهبیها انتظار دارن رعایت حالشون بشه؟ جلوشون مشروب نخورید، لباس باز نپوشید، اسمش هم گذاشتن “احترام”. ولی مثلا نمیشه گفت به احترام من تو خونه من نماز نخونید یا حجاب رو بردارید. مذهب ذاتش دیکتاتوره، وای به اینکه قدرت دستش بیفته!!