میدونید تلخیش کجاست؟ که ذرهای از این خاطرات رو نه داشتم نه میتونم بفهمم!
تا جایی که یادمه تابستونا برای من مساوی با خرحمالی و کارگری زیر آفتاب داغ تابستون بود🥲
هیچی اندازه بوی کولر آبی و جنس خنکیش آدمو نمیبره به حس و حال تابستونای بچگی. امتحانای خرداد و بعدش سه ماه درس و مشق تعطیل. صبح تا شب، شب تا صبح بازی، بطالت، رهایی مطلق. جام جهانی، پلیاستیشن ۱، هندونه، یخ در بهشت. گذشت و رفت و دیگه برنمیگرده.