و در آخر،
راهکار، برای هرکس در سطح خودش هست. از کار خرد تا کلان.
معجزه، خروجی کار جمعی هست، نه یک کنش قهرمانانه فردی.
و فکر میکنم این کار جمعی، نیاز به فهم دیگری، همدلی، نقد خیرخواهانه، و بینامی داره.
قهرمانبازی رو بذاریم برای شومنها و امثالشان.
برگشتناپذیری و هزینه از جیب دیگری، اعصابم رو به هم میریزه. برای اینترنت، امید به استارلینک، vpn و راههای دیگه بروز میکنه. در مقیاس خرد و خیابان، راهکارهایی برای کاهش هزینه هست.
برای اقتصاد، راهی مونده؟ برای زندگی از دست رفته (اعدام، جنگ، آسیب جسمی-روانی) راهی مونده؟ (1)
این همه نوشتن بدون مخاطب مشخص یه دلیل اصلی داره: من و هرکدوم از ما مخاطب سوالات این چنینی هستیم. هر لحظه که میگذره، زندگی به شکل بیبازگشت گذشته، و اقتصاد و زندگی روزمره، فاجعهتر میشه. اگر دردی هست، به جای حذف صورت مسئله (زندگی)، باید راهی برای نجات "زندگی" پیدا کرد. (6)
متاسفانه جنایتکار از گذشته، یادگیری داره (راههای جنایت با هزینه کمتر، کنترل بیشتر، رسانه و ...) و مخالفانش، به جای یادگیری، دست به تحریف و تخریب زدن.
این محدود به ایران هم نیست. الگوی تکراری شکست در برابر توتالیترها و ستمگرانه.
دو نکته رو واضح و روشن مینویسم ایشالا بفهمین:
۱/ موضع من نسبت به حکومت همیشه شفاف و مشخص بوده. اینکه توقع داشته باشین یه آدمی هر روز بیدار شه و تکرار کنه «صبح شد» همون قدر عجیبه که توقع دارین آدمی از داخل ایران در هر پست اول بنویسه«در مورد مخالفتم که خبر دارین؟» و بعد حرف بزنه.
خدایا اگر این بمبها ما و کودکان را کشت و ایران ویران شد؛
از حافظه تاریخ پاک کن
که ما مردم به جان هم افتاده بودیم ومیگفتیم
«بمباران مردم توسط کشور خارجی، بهتر از سرکوب مردم توسط حکومت داخلی است.»
اگر این بمبها آن آزادی را که میگویند بیاورد آیا برای آن آزادی مردمی زنده خواهند بود؟
این مسیری که الان رسیده به درخواست حمله هستهای به کشور، یکشبه طی نشد. از همونجایی شروع شد که مای اکثریت ،حرفها و نظراتی که ته دلمون بهش اعتقاد داشتیم را نگفتیم و سانسور کردیم؛ که فحش و برچسب نخوریم؛ که بهمون مصداق ابتذال شر و چپول و اصلاحطلب و آخوند خجالتی و نایاکی و فلسطین به فلان و مجاهد و تجزیهطلب و ووک و …نگن!
در حالی که تکلیفمون با خودمون مشخص بود و میدونستیم اون برچسبها حرف مزخرفه. ما نگفتیم؛ ساکت موندیم و بلندگوها رو سپردیم دست همینهایی که با خون ما وزنکشی میکنند و بر خاک ما ترومنطلبی.
هر سه طرف درگیر در این جنگ، بارها و بارها مرتکب جنایت شدهاند. نه جان غیرنظامیان برایشان اهمیت دارد و نه آینده ایران، نه حقوق بشر و نه کرامت انسانی، نه قوانین بینالمللی و نه قوانین جنگ!
این جنگ لعنتی را متوقف کنید.
#NowarCrimeslnIran#StopwarOnİran
بیش از یک ماه است با صدای جنگنده و انفجار میخوابیم، با همان صداها بیدار میشویم و در میان این همه ترس، سعی میکنیم چیزی شبیه «زندگی» را ادامه بدهیم.
در همین فاصله، آنسوی جهان، در دلِ آرامش و رفاه، کسانی نشستهاند و از بمب اتم حرف میزنند؛ انگار نه انگار که اینجا هر انفجار میتواند پایان چندین زندگی باشد، چه برسد به بمب اتم!
ما به معنای واقعی کلمه گیر افتادهایم؛ هر روز جانهای عزیز غیرنظامیان را از دست میدهیم، میترسیم، گریه میکنیم، گاهی فقط برای دوام آوردن لبخند زورکی میزنیم، از صبح تا شب با کانفیگ و انواع ویپیان درگیریم و هر لحظه با این سؤال زندگی میکنیم که آیا دقیقه بعد، خانه هنوز سر جایش است یا نه.
برای ما، جنگ فقط یک خبر یا تحلیل سیاسی نیست؛ فرو ریختن نفسبهنفسِ زندگی است. جنگ شما، کابوس هر شب ماست.
نه به جنگ، نه به بمب، نه به تصمیمهایی که از دور و نزدیک برای جان ما گرفته میشود.
Universities are centers of learning and hope, not battlefields.
Targeting them, whatever the justification, erodes norms that protect civilians, knowledge, and future generations.
We must not allow this to become normal.