امروز متوجه شدم گربه اومده تو اشپزخونمون (یه در از حیاط داره که شیشه نداره)و برای رسیدن ب چص مثقال اب کل کابینتا رو قدم رو رفته..هیچی دیگه برا این پشمکا یه ظرف اب گذاشتیم حیاط بلکه هم اونا به اب برسن هم وسایل ما سالم بمونه
فیلم ایرانی ترین صحنه امسالم،اومدم قرص مسکن بخورم دستم با روکشش برید با گریه خوردمش ابم خوردم ک در زدن و بابام بود.
همون گریه رو دم در ادامه دادم و کیسه گوجه سبزا رو گرفتم رفتم اشپزخونه.
ری اکشن بابام چی باشه خوبه..مگه زخم شمشیر خوردی دختر =/