بیست سال پیش منتظر به دنیا اومدن پسر داییم بودیم..
اما زندایی قشنگم ما رو تنها گذاشت و رفت و هیچوقت پسرش رو ندید ،اون نوزاد رو گذاشتن تو بغل مامانم و مامانم براش هم عمه شد، هم مادری که هیچوقت ندید و از اون روز شد برادر کوچیکتر من.
حالا تولد بیست سالگی همون یادگارِ زنداییه..
@MbSH27 مردی که با تمام وجود بهش افتخار میکنم ،کسی که هر جا اسمش میاد، از شرافت، درستکاری و زحمتکش بودنش میگن.
بینهایت خوشحالم که دخترِ همچین مردی هستم این روزها بیشتر از همیشه دلتنگشم 🥺❤️
@mustachioedDad خیییلی زیاد و واقعاااا نمیدونم خوبه یا نه
ولی خب اینو از مامانم یاد گرفتم چون از کمک کردن و به قول خودشون دست کسی رو گرفتن به شدتتت خوش حال میشه و این اخلاقش به منم منتقل شده :)