خواهرزادمو دارن از پوشک میگیرن، کثیف کرده بود، برق رفت، آب نبود بشورنش، تا برن خونه یه فامیل نزدیک که آب باشه، مدام گریه کرد منو تمیز کنین، قول میدم دیگه تو پوشک pp نکنم
بچه فکر میکرد دارن تنبیهش میکنن به خاطر اینکه نتونسته بگه...
یه سوالی؟ مامان شمام وقتی ازش -حداکثر هشت ساعت- پول قرض میگیرید، مرده و زندهتونو میاره جلو چشمتون که چرا مدیریت ندارید پس انداز کنید؟
حالا جالبه پول بود ولی سیستم بانک اختلال داشت نمینشست به حساب. ولی پیرمو درآورد این خانم خانما
@Bijankhan123 بچهها آمیرزا میگن موادشون امریکن هستش و از کون امریکا مستقیم ریده شده توی محصولاتشون. پس شما هم به جای اینکه غر بزنین برین یک و دویست بدین برای دو تیکه مرغ امریکن اصیل حرفم نزنین🤣
یه کارگاه رفتم برای معاینات حساس پزشکی.
بعضی نکاتش جالب بود برام.
مثلا راجع به پاپ اسمیر، میگفت:
۱- به بیمار نگید پاهاتو باز کن. بگید اجازه بده زانوهات از دو طرف آزاد باشه.
۲- یا اولین تماس شما و بیمار اسپکولوم نباشه. بهش بگید: الان دستکشم (نه دستم) رو روی داخل رونت حس میکنی.
حالا همیشه میگن تو ازدواج خانواده طرف از خودش ممهمتره، هیچکس نمیگه اولین کسی که تو ازدواج اشتباه گیر میفته همون خانواده طرفه. از سالی که این عروس ما شده ما درگیریم. باورتون میشه لباس نو پیشش بپوشیم با داداشم دعوا میکنه؟ درامد هردو چند برابر ماست🤦♀️.
دستهی T سیمکش از بالا در رفت و کوبیده شد تو بینیم. دقیقا همونجایی که قبلا شکسته بود. هیچی دیگه الان با یه دماغ ورم کرده و چشایی که از شدت درد باز نمیشن تو ترافیک رسیدن به مطب دکترم😬
رابطه ی عاشقانه داشتن تو فامیل اینجوریه که؛
یه مدت عاشق همید.
از ترس فامیل جدا میشید
بعد هی جلو چشمته، میبینیش، ساکت میشی، دیگه مثل قبل نمیتونی باهاش حرف بزنی، روش حساسی، غیرتی ای، ته دلت هنوز حست زندهس
یهو میشنوی داره ازدواج میکنه
باید لباس بخری، بری تبریک بگی، بشینی یه گوشه :(
ظاهرا مادربزرگ پدری علائم آلزایمر داره. راستش رو بخواید خیلی خوشحالم براش و امیدوارم سختی و عذاب خیلی خیلی شدیدی رو تحمل کنه و مرگ راحتی نداشته باشه.
نه سال از دستش آسایش نداشتیم. اشک بابای ناتوان از سرطانم رو درآورد. مادرم و خواهرمو فحش میداد. وقتی رفتیم برای کارهای انحصار
۱/