@variouseggs قبول دارم کاملا. آره متاسفانه، نمیدونم چطور شدت فاجعه رو نمیتونن درک کنن. سیاست برای بهبود حاضر نمیشه سر یه چیزا به قولی از خر شیطون پایین بیاد، ولی متاسفانه علم خیلی جاها، سر چیزایی که نباید، کوتاه میاد.
@variouseggs تو همون دوره هم تازه بخاطر همون تمرکز بر سود و سرمایه خیلی ضررهای اجتماعی و جانی، جهان متحمل شد که میشد ازشون اجتناب کرد کاملا. ولی منم بنظرم چرخشی که در نتیجهی اون دوران ایجاد شد، اوضاعو یکم بهتر کرد.
@variouseggs آره بخاطر ذهنیتی که کاپیتالیسم و نتایجش تو جامعه ایجاد کرده، اولویتها، حتی تو کار علمی، شده سود و سرمایه به نوعی که هدف اصلی کمرنگ شده متاسفانه. و خب تو شرایط اضطراری مثل کرونا تازه یکم نتایج منفی این رویکرد مشخص شد و نشون داد که اولویتها باید تغییر کنن دوباره.
@variouseggs این تغییر هدف هم پیروش وفاداریهای مختلفی بوجود آورده که بعضاً با هم تناقض داشتن. ممکنه این تناقضات در مرحلهی اول مشاهده نشده بوده باشن ولی چون اون تفکر جلو رفته دیگه اون تناقضات، به شکل درست، ارجاع و رفع نشدن و این سیکل ادامه پیدا کرده.
@variouseggs من حس میکنم این از اونجا نشأت میگیره که کار علمی میدونه برای چه واقعیتی تلاش میکنه، چون میتونه مشاهدهش کنه یا موقعیتی بسازه که مشاهدهپذیر بشه نتیجهش؛ ولی کار سیاسی، واقعیتی که براش تلاش میکنه مشاهدهپذیر نیست و این منجر به این شده که هدف اصلیش تغییر کنه.
@BoleroMutedOne من متاسفانه اکثرا موفق نمیشم تفکیک کنم
دیدم انسانها خیلی (یا حتی اصلا) فکر نمیکنن در رفتار و گفتارشون و نمیفهمم طرف انسان کیریه یا من خیلی نسبت بهش biased شدم
ولی خب از یه طرفم حس میکنم واقعیتم تا حدی قضاوت ذهنیم از خود واقعیت واقعیه :))) برای همین تو لوپ گیر میکنم :)))
انسانها رو بولی میکنید into submission و این کار میکنه چون انسانهای اطرافتون از تنها بودن میترسند، ولی خب who gives a shit چه تنها باشی چه نباشی جنگ ادامه داره و تکتک جاهایی که میشناختیم و تکتک آدمهایی که میشناختیم دونهدونه نابود میشن.
الان ظاهراً فرمول خیلی ساده شده:
هر خانهای که میزنند «خانه تیمی» است. هر کسی هم که زیر آوار میمیرد «حتماً سپاهی بوده». حتی اگر یک بچه ششماهه باشد.
همسایهها هم اگر بمیرند؟ مهم نیست. مهم این است که شاید آن وسط یک نفر هدف بوده. بقیه که عدد نیستند. چون «جان من که نیست».
آثار باستانی هم اگر خورد؟ به درک. میگویند «بهترش را میسازیم»، انگار درباره پاساژ محل حرف میزنند، نه چند هزار سال تاریخ.
هر جا هم بمب میخورد، قبل از اینکه حتی معلوم شود کجا بوده، از پنجاه هزار کیلومتر آنطرفتر فوری اعلام میشود: «پاسگاه بوده.»
سرباز بدبخت و مظلوم کشته میشود و هورا میکشند. چرا؟ چون خودشان پول و پارتی داشتهاند و سرباز نبودهاند که بدانند بیکسترین و فقیرترین بچههای این کشور در خطرناکترین نقاط میروند خدمت.
همین آدمها ۱۷ و ۱۸ دی ضجه میزدند که «دیگر طاقت نداریم، داریم میمیریم از غصه».
ظاهراً مرگ بعضی آدمها خیلی دردناک است، مرگ بعضی دیگر کاملاً قابلقبول.
دلم برای بیگناههایی میسوزد که الان زیر آوار میمیرند و بعد همین جماعت میآیند و بهشان لعنت هم میفرستند.
وقتی با انتقام کور شدهاید، هر کاری میکنید تا کشورهای دیگر را تشویق به حمله به ایران کنید. هر روز هم میخندید و میرقصید. فرق انتقام و دادخواهی را هم نمیفهمید.
نتیجهاش این شده که مردم یا به دست شما میمیرند یا به دست جمهوری اسلامی.
شما عامل هستید و عاملیت دارید. مسئول خونهایی هم هستید که با حملات آمریکا و اسرائیل ریخته میشود.
مشکل شما نه جنگ است، نه عدالت، نه دیکتاتوری.
مشکل شما این است که چرا خودتان جای دیکتاتور نیستید.
#زن_زندگی_آزادی #از_دموکراسی_بگو #StopWarOnIran
من میدونم که دلیل اصلی جنگ نه مخالفت ما بوده نه موافقت ما
ولی حقیقتا اگر این جنگ به زودی پایان پیدا نکنه هیچوقت دلم با کسایی که با شادی از موشک باران شدن کشورم استقبال کردن، کسایی که خایه بیگانه رو مالیدن تا مملکت رو بمبارون کنه، صاف نمیشه.
متاسفم که به این نقطه رسیدیم.