یه نوع خیال پردازی هست که درباره چیزیه که میدونی قرار نیست هرگز اتفاق بیوفته.
به خودت میای و میبینی تو رویاهات غرق شدی و لبخندی رو لبته که غم انگیزترین لبخند دنیاست :)
چهل روز است که من در عجبم که چطور خاک ایران از شدت خون نلرزید. چطور اسمان به زمین نیامد. چطور عقربه های ساعت متوقف نشدند. چهل روز است که دیگر معنای زندگی را نمیفهمم. من چهل روز با تمام وجودم کل دنیا را نفرین کردم...
چهل روز گذشته است
چهل روز است سپهر بابا بلند نشده است
چهل روز است نیمکت سینا در مدرسه خالیست
چهل روز است مهسا بی متین زندگی میکند
چهل روز است مادر آیدا چشم به راه آمدنش است
چهل روز است که مادر بهنام دیگر پسر ندارد
چهل روز است که ماهم با نگین سوختهایم
چهل روز است داغی بر روی سینه ما گذاشته اند که هنوز جگرمان میسوزد و هیزم آتش انتقام میشود
سوگند یاد کرده ایم به انتقام
این خاک را پس خواهیم گرفت به هر بهایی!
#IranMassacre
#KingRezaPahlavi
من واقعا ديگه از تلگرام
از توييتر
ازاينستا
از موبايلم
از خوابيدن
از آدماى دورم
از ايرپادم
ازفكر كردن
ازفيلم ديدن
از سگ دوزدن ونرسيدن
از شب بيدارى
از استرس
از بغض
از گريه
ازغم
از كلافگي
ازعصبى بودن
از اورتينك خسته شدم، من فقط خسته شدم.