ترکیب «پهلوی-موسادچی» برچسبی برای پروندهسازی علیه کسانی است که وقایع ۲۸ مرداد را تحلیل و نقد میکنند. ادعای «عدم مطالعه مخاطبان» نیز دستپخت اردوگاه اصلاحطلبان است. در ن��ایت هم امثال عبدالله گنجی که یک عمر بر طبل آمریکاستیزی کوبیدهاند، برای اثبات ادعای خود به سخنان مقامات آمریکایی متوسل میشوند!
جمهوری جنایتکار اسلامی دوباره یکی از جوانان شجاع و بیگناه ایران را اعدام کرد و بار دیگر نشان داد که جنگ ۴۷ سالهاش علیه مردم ایران ادامه دارد.
این قتلهای حکومتی که با هدف ایجاد ترس عمومی صورت میگیرد، نشان از وحشت این رژیم ضحاکی از موج بعدی خشم و شجاعت ملت بزرگ ایران است.
نام و یاد شهرام صادقی فراموش نخواهد شد و عدالت روزی که دیر نیست، برپا خواهد شد.
@skhrzn این یک فیلمه. ایشون بازیگری کردند. جسارت میکنم ولی گمانم بهتره به سیاق رژیم به گرایشات یا هرچیز جنسی ش نپردازید و به انچه کرده و گفته به درستی نقد تند کنید.
جاوید شاه✌🏽🫡
اثباتی دیگر از اینکه باید رسانه های دوست و دشمن رو از هم جدا کنیم. رسانهی مخرب از جمهوری اسلامی خطرناک تره.
رسانهی آوا نیوز منتصب به علی جوانمردی رو میبینیم که ویدئوی هوش مصنوعی رو در قالب خبر مهم و فوری در فضای مجازی پخش میکنه.
شاهزاده رضا پهلوی در پیام ویدیویی اخیر خود به هموط��ان عزیز در استانهای جنوبی تأکید کردند که جنگ جمهوری اسلامی با ملت ایران، بهویژه مردم جنوب کشور، ۴۷ سال است ادامه دارد.
ایجاد ناامنی و گروگانگیری در سیستان و بلوچستان از ابعاد جنگ جمهوری اسلامی با هموطنان بلوچ است.
امور امنیتی سیستان و بلوچستان در اختیار قرارگاه قدس سپاه است؛ نهادی که سرکوب، قاچاق کلان، از جمله قاچاق سوخت، و ایجاد ناامنی را بر عهده دارد.
شاهد هستیم که نگاه ملی هممیهنان بلوچ، چهرهها و رسانههای اهل سنت، خشم جمهوری اسلامی را برانگیخته و این رژیم با ایجاد ناامنی و گروگانگیری، در پی انتقامگیری و زمینهسازی برای سرکوب بیشتر است. حملات اخیر نماینده ولی فقیه در این استان به چهرهها و رسانههای اهل سنت نیز در راستای پروژه سپاه است.
جمهوری اسلامی که جنایاتی همچون آتشزدن سینما رکس، انفجار در حرم امام هشتم شیعیان و شلیک موشک به هواپیمای اوکراینی را در کارنامه دارد، عامل اصلی ناامنی در سیستان و بلوچستان است.
واقعا فک میکنید "ایرانی های عادی" در زمان جنگ از کشورهای خارجی برگشتن ایران واسه حمایت از جمهوریاسلامی؟
خیر، امثال این "مسعود اقتداری" (در حال حاضر ساکن انگلیس) که در مسجد های سوئد قاری قرآن بوده و در مراسم عزاداری مذهبی اونجا حضور داشته برگشتن برای نجات رژیم.
با امثال سعید لیلاز وارد مبا��ث اقتصادی و تاریخی نشوید. خودش بهتر از شما میداند اقتصاد دهه چهل و پنجاه چه بوده. فقط انگل است و دارد خوب میچاپد. بیشتر از حزباللهیهای نفهم به جیب میزند. با مخوفترین آدمهای امنیتی نظام هم شریک است!
شاهزاده رضا پهلوی در دیدار با جمعی از نویسندگان و روشنفکران ایرانگرا، درباره نقش اندیشه، قلم و فرهنگ در مبارزه برای آزادی ایران و بازپسگیری روایت ملی از گفتمانهای مسلط بر فضای روشنفکری، رسانهای و آکادمیک گفتوگو کرد.
در این نشست، شماری از نویسندگان از تداوم سنت
ایرانگرایی و آزادیخواهی از دوران مشروطه تا امروز، نقش زنان و نسلهای جدید در گسست از میراث فکری ۵۷، و ضرورت بازتعریف تصویر ایران در رسانهها و فضای فکری غرب سخن گفتند.
آنان همچنین بر اهمیت تقویت شبکههای مستقل نویسندگان و روشنفکران، مقابله با کلیشهها و روایتهای تحریفشده از جامعه ایران و تفکیک حاشیه و هیاهو از گفتمان واقعی جامعه تأکید کردند.
جمهوری اسلامی در شرایط ضعف شدید ساختاری و بحران مشروعیت، قصد پیشبرد و اجرای «کنوانسیون رژیم حقوقی دریای کاسپین» (کنوانسیون آکتائو) را دارد. این تلاش رژیم، بدون پشتوانه اراده ملت ایران و بدون تضمین روشن و کامل حقوق تاریخی کشور، اقدامی نگرانکننده و تهدیدی جدی علیه منافع ملی ایران است.
بر اساس معاهدات ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ میان ایران و اتحاد جماهیر شوروی، رژیم حقوقی دریای کاسپین بر پایه حقوق مشترک طرفین و اصل توافق و منافع مشترک شکل گرفته بود.
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، کشورهای تازهاستقلالیافته در «اعلامیه آلماتی» (دسامبر ۱۹۹۱) بر پایبندی به معاهدات شوروی سابق و تضمین اجرای تعهدات بینالمللی ناشی از قراردادها و پیمانهای آن توسط دولتهای جانشین تأکید کردند.
بر همین اساس، هرگونه تغییر اساسی در وضعیت حقوقی این پهنه آبی راهبردی باید با توافق مشترک همه کشورهای ساحلی و با رعایت کامل حقوق ایران انجام شود.
با این حال، کنوانسیون آکتائو امکان انعقاد توافقهای دوجانبه و چندجانبه میان کشورهای ساحلی درباره بخشهایی از بستر و زیربستر دریای کاسپین را پیشبینی کرده است؛ بخشهایی که قبلاً بخشی از پهنه آبی مشترک ایران و اتحاد جماهیر شوروی محسوب میشدند.
این بدعتی خطرناک است که با دور زدن اصل اجماع همه کشورهای ساحلی، عملاً جایگاه تاریخی ایران را تضعیف میکند و نقش کشور را در تعیین سرنوشت دریای کاسپین کاهش میدهد.
از زمان امضای کنوانسیون آکتائو در سال ۲۰۱۸، بارها هشدار دادهام که «پاسداری از منافع ملی از موضع ضعف ممکن نیست». همان زمان نیز تأکید کردم که فرقه تبهکار جمهوری اسلامی، منافع ملت ایران و میهن را قربانی بقای خود میکند و در سیاست خارجی، از موضع ضعف به باجدهیهای پیدرپی تن میدهد.
موضع من درباره روند کنونی همان است. ��لاش جمهوری اسلامی برای تصویب این کنوانسیون را اقدامی مغایر با منافع ملی ایران میدانم.
هیچ تصمیمی درباره منابع، مرزها و حقوق ایران در این پهنه آبی، بدون رضایت و مشارکت واقعی ملت ایران، از مشروعیت برخوردار نخواهد بود. حقوق ایران در دریای کاسپین قابل معامله یا چشمپوشی نیست. هرگونه اقدام در جهت تضییع این حقوق، در حافظه تاریخی ملت ایران ثبت و تصمیمگیرندگان در برابر ملت ایران پاسخگو و بازخواست خواهند شد.
پاینده ایران
برای جلاد شریک نتراشید
جمهوری اسلامی و مامورانش میکوشند برای کشتار جنایتکارانه ۱۸ و ۱۹ دیماه شریک پیدا کنند. چون وقتی نمیتوان اصل جنایت را پنهان کرد، باید مسئولیتش را مثل قبض رستوران میان همه تقسیم کرد: کمی آمریکا، کمی اسرائیل، مقداری هم پادشاهیخواهان و رسانههای مستقل؛ فقط کسی نپرسد اسلحه دست چه کسی بود.
کسانی که مسئولیت جمهوری اسلامی را انکار میکنند یا میکوشند از وزن آن بکاهند، دانسته یا ندانسته، در عملیات تطهیر رژیم مشارکت دارند. برای همکاری با حکومت لازم نیست حتما حقوقبگیر وزارت اطلاعات باشید؛ گاهی کافی است درست وقتی نام قاتل مطرح میشود، عینک تحلیل به چشم بزنید و دنبال «ریشههای پیچ��ده ماجرا» بگردید. و البته عددسازیهای نظام برای جاویدنامهای انقلاب ملی را باور کنید و چوب طلا بدست بگیرید و البته بر سر خود بکوبید.
طرفداران خجالتی رژیم معمولا میگویند: «بله، ما هم انتقادهایی به جمهوری اسلامی داریم، اما...»
همین «اما» ماشین لباسشویی اصلاحطلبان و مالهکشان است؛ جنایت را خونآلود تحویل میگیرد و با دور تند «شرایط حساس کنونی» و «نباید جامعه را دوقطبی کرد» تمیز پس میدهد.
اصلاحطلب حکومتی همواره مخالف کشتار است، مشروط به اینکه نام قاتل گفته نشود. با اعدام مخالف است، اما درباره «زمینههای امنیتی پرونده» سوال دارد. از مردم حمایت میک��د، اما زمان اعتراض را مناسب نمیداند. با اصل جمهوری اسلامی مشکلی ندارد؛ فقط آرزو میکند جلاد هنگام کشتن لبخند بزند، حکم را با فونت زیباتری چاپ کند و پیش از شلیک یک میزگرد درباره گفتوگوی ملی برگزار شود.
چپ محور مقاومتی نیز طبق معمول ابتدا قربانی را بازجویی میکند: چرا اعتراض کردی؟ چرا آن شعار را دادی؟ چرا پرچم شیر و خورشید داشتی؟ چرا شاهزاده رضا پهلوی را قبول داری؟ چرا اسرائیل را محکوم نکردی؟ در دستگاه فکری این جماعت، مامور مسلح همیشه «واکنش» نشان میدهد و جوان بیدفاع باید توضیح دهد چرا کاری کرده که اسلحه ناراحت شود.
نه! جمهوری اسلامی به دلیل یک فراخوان یا یک رسانه مردم را نکشت. کشت چون بقای خود را در کشتن ایرانیان دید. فرمان را حکومت داد، ماشه را نیروهای حکومت کشیدند و دستگاه تبلیغاتی حکومت برای دفن حقیقت به حرکت درآمد. مسئولیت این جنایت را نمیتوان با چند واحد درسی از مارکس و یک میزگرد درباره امپریالیسم سبکتر کرد.
سیاست خارجی هر رژیم توتالیتر ادامه سیاست داخلی آن است. حکومتی که در داخل با زندان، گلوله و چوبه دار حکومت میکند، پشت مرز ناگهان کبوتر صلح نمیشود. جمهوری اسلامی در داخل ایرانی میکشد و در خارج تروریسم صادر میکند؛ اینها دو سیاست جداگانه نیستند، دو شیفت کاری یک کارخانهاند.
تفکیک میان «جمهوری اسلامی بد در داخل» و «جمهوری اسلامی مقاوم در خارج» همان قدر مضحک است که بگوییم با دست راست جلاد مخالفیم، اما دست چپش چون ضد امپریالیستی است، قابل احترام است. هر دو دست به گلوی ایران چسبیدهاند.
تحلیل با همدستی تفاوت دارد. تحلیل علتها را بررسی میکند، اما قاتل و قربانی را کنار هم روی صندلی متهم نمینشاند. هر کس جمله «جمهوری اسلامی مردم را کشت» را با یک «اما» ادامه دهد، در حال باز کردن در پشتی دادگاه برای فرار جلاد است.
کشتار ۱۸ و ۱۹ دیماه سوءتفاهم، حادثه یا واکنش نبود؛ تصمیم حکومتی بود که برای ماندن، ایران را میکشد. مسئولیت آن کامل و مستقیم بر عهده جمهوری اسلامی، آمران، عاملان و همه کسانی است که هنوز با سطل و تی اصلاحات و محور مقاومت دنبال پاککردن خون از عبای نظام میگردند.
#انقلاب_شیر_و_خورشید
#انقلاب_ملی_ایران
#ایران_را_پس_میگیریم
امروز فرقه تبهکار جمهوری اسلامی، در جنایتی دیگر، آروین خیرخواه، جوان دلیر ۲۰ ساله اهل شاهرود و از بازداشتشدگان انقلاب ملی شیر و خورشید را به دار آویخت.
آروین در آخرین گفتوگو با خانوادهاش گفته بود:
«نگذارید من را فراموش کنند. ما برای آزادی میهن رفتیم، نگذارید مسیری که رفتیم خاموش شود.»
هر طناب داری که این رژیم بر گردن فرزندان ایران میاندازد، اعترافی است به وحشتش از ملت ایران. رژیمی که برای بقا به اعدام پناه میبرد، قدرتمند نیست، درمانده، هراسان و در حال دستوپا زدن برای بقای خود است. از خیزش دوباره ملت میترسد و به همین دلیل جوانان ایران را یکی پس از دیگری به قتل میرساند.
آمران و عاملان این جنایت باید بدانند: روز حساب فرا خواهد رسید. نه طناب دار، نه زندان و نه سرکوب، شما را از مجازات نجات نخواهد داد. تکتک کسانی که در قتل آروین نقش داشتند، در برابر ملت ایران و دادگاه عدالت پاسخگو خواهند شد.
به خانواده داغدار آروین، دوستان و نزدیکانش، مردم شریف شاهرود و ملت بزرگ ایران میگویم: ��ون آروین و همه فرزندان این سرزمین که به دست این رژیم تبهکار به قتل رسیدهاند، هرگز فراموش نخواهد شد و دادخواهی آنان تا روز اجرای عدالت ادامه خواهد داشت.
اکنون جان شماری دیگر از بازداشتشدگان پرونده شاهرود، از جمله جواد عجم، مرتضی زمانی، مهدی رنجر، فرشید رحمانی، علیرضا ساغری و پویا ساغری نیز در خطر است.
در برابر ماشین اعدام سکوت نکنیم. صدای آنان باشیم، پیش از آنکه ��یر شود.
اظهارات موسی غنینژاد درباره نقش علی شریعتی در شکلگیری اندیشههای منتهی به انقلاب ۱۳۵۷، با واکنش عبدالکریم سروش و بازتاب گسترده در شبکههای اجتماعی روبهرو شده است.
این واکنشها بار دیگر بحث درباره نقش روشنفکران دینی در شکلگیری جمهوری اسلامی و پیامدهای انقلاب ۵۷ را داغ کرده است.
گفتوگو با پرویز دستمالچی، نویسنده و پژوهشگر سیاسی
چهل و شش سال از درگذشت پدرم میگذرد، اما او امروز زندهترین چهره سیاسی در پیشگاه تاریخ و دل ایرانیان است.
شعله عشق ملت ایران به او روز به روز بلندتر و فروزانتر میشود. همانطور که جاویدنام مجیدرضا رهنورد به نیابت از میلیونها جوان ایرانی نوشت: «نسلی عاشقت شد، که تو را هرگز ندید».
پدرم با تمام وجود، عاشقِ ایران بود. قلب او با طبیعت این خاک میتپید و باریدن باران بر دشتهای ایران، برایش بهترین و زیباترین خبر بود.
او در ۲۲ سالگی، کشور را در شرایط دشوار اشغال متفقین تحویل گرفت و با تکیه بر میهنپرستی، ایران را به سوی دروازههای تمدن بزرگ هدایت کرد. اگر فاجعه ۵۷، مسیر تاریخ ما را منحرف نمیکرد، ایران امروز یکی از درخشانترین قطبهای رفاه و توسعه در جهان بود.
هممیهنانم، اگر به راه او باور داریم، مسئولی�� بزرگی بر دوش ماست. برای وفاداری به نگاه او، ما باید ایران را از این فرقه تبهکار پس بگیریم و آن را دوباره بسازیم.
پاینده ایران
هشدار بزرگ:
هر جنگی در خلیج فارس اگر بین جمهوری اسلامی با امریکا، سر عبور کشتی های تجاری رخ بده با شرط زیر، قطعا منجر به از ��ست رفتن ابدی جزایر سه گانه خواهد شد:
از جزایر سه گانه، حمله موشکی یا پهپادی یا دریایی، علیه کشتی های تجاری عبوری یا نیروهای آمریکایی استفاده شود، چه آفندی چه دفاعی.
به بهانه تقویت نیروهای نظامی آمریکا در خلیج فارس و اعلام خبر ارسال چند هزار نیرو به منطقه باید این هشدار رو می نوشتم.
اگر امریکایی ها در عملیات احتمالی، این جزایر رو تسخیر کنند، برای آزاد سازی جزایر راهی جز مذاکره باقی نمی ماند و خواسته های احتمالی آمریکا هم قابل پیش بینی است، بستن پرونده هسته ای و منطقه ��ی! و اگر این مذاکره احتمالی به نتیجه نرسد، این جزایر به نیروهای اماراتی در بلند مدت هبه خواهد شد.
حتی در صورتی که هیچ فشنگی از این جزایر علیه نیروهای امریکایی یا کشتی های تجاری شلیک نشود هم در صورت درگیری احتمالی با امریکا در خلیج فارس، کماکان احتمال تسخیر جزایر توسط امریکا خواهد بود.
مازیار (ماکسیمیلیان) جزنی، حقوقدان ایرانی-فرانسوی و فرزند بیژن جزنی، از مسیری سخن میگوید که او را به انقلاب ملی شیر و خورشید به رهبری شاهزاده رضا پهلوی رسانده است.
روایت او یادآور این حقیقت است که آنچه آینده ایران را رقم میزند، نه گذشتههای متفاوت، بلکه همگرایی بر سر مقصدی مشترک است. انقلاب ملی ایران به رهبری شاهزاده رضا پهلوی، متعلق به همه ایرانیانی است که آزادی، آبادانی و استقرار یک حکومت ملی را بر هرگونه اختلاف، پیشینه یا گرایش سیاسی مقدم میدانند.
در این دیدار، همچنین درباره همکاریهای حقوقی آقای جزنی با پروژه شکوفایی ایران گفتوگو و تبادل نظر شد.
علیرغم میلم مصاحبهت رو دیدم.
پس میگی شکنجه نشدی تو زندان دیگه، درسته؟ پس اونهمه توییتهای اکانتت که "توماج درحال شکنجه در زندان است" و "توماج در اعتراض به شکنجهها اعتصاب غذا کرده" و اینها چی بود؟ تمامش دروغ بود؟ یا الان داری دروغ میگی؟ یا اصلا کل داستانت از ابتدا دروغه؟
اون "رضایتبخش بودن رفتار قاضیهای آدمخوار ج.ا و بغضی شدنت از دیدن عدالتشون" هم که دیگه بماند.
یک چیزی رو دقت کن بچه!
با این شامورتیبازیها شاید بتونید ۴تا دختربچه و پسربچهی کمتجربه رو موقتا فریب بدید تا باورت کنن. بقیه رو اما نمیتونید، و همون زودباورها هم دیر یا زود حقیقت رو در موردت میفهمن و تف تو صورتت میندازند. دیگه از حسین رونقی که یک جمعیتی اینجا "ستارخان، ستارخان" به خیکش میبستند و همونها امروز تف تو صورتش میندازند که گندهتر نیستی. چهرهسازی و قهرمانسازی از رونقی پروژهی امنیتیها بود و تو هم دقیقا همینطور. با این تفاوت که پروژهی تو خیلی ابلهانهتر از اونهم هست.
البته حرف خاصی با خودت ندارم. یک عروسک هستی در دستان امنیتیها، که خب خاک بر سر پل��تت.
فقط یک جمله از قول من به هادیهات بگو:
ریدید با این پروژههاتون، زبالهها!
لطفاً این تصویر را جهانی کنید! لطفاً لطفاً لطفاً!
ترجمه: چه چیزی میبینید؟! ۱- خون ۲- نفت!
راهنمایی۱ : آن مرد ایرانی است!
راهنمایی۲ : رژیم اسلامی او را کشته!
خب حالا! چه چیزی میبینید؟! خون یا نفت؟!