رزیدنتی روان به من ثابت کرد که بیماری های اعصاب و روان مزمن صد پله بالاتر از سرطان نشستن . مثل انگلی می مونن که چون دیده نمیشن جدی هم گرفته نمیشن اینقدر توی پستو و خفای بی ارزشی می مونن که در نهایت مثل یک زخم چرکی سرباز می کنن و تمام اعضای یک خانواده رو بیمار می کنن!
خودکشی مژگان خیلی ذهنمو درگیر کرده
اخرای فارغ التحصیلی منم حال روحی خوبی نداشتم و خب مبتونستم منم مژگان باشم
خیلی ناراحتم
هیچ کاش ای تاثیر نداره چون همه چی گذشته
من ادم برونگراییم و خیلی راحت با ادمای مختلف دوست میشم و صمیمی میشم ولی توی ۲۸ سال زندگیم نتونستم توی شهر خودم این کارو بکنم
برای عروسیم دوست همشهری ای که ازش انتظار داشتم ساقدوشم باشه عروسیم نیومد و حتی تبریکم نگفت
واقعا نمیدونم چرا ولی هیچ وقت احساس تعلق نداشتم به شهرم