واقعاً چتونه؟
یه عده صبح تا شب «مرگ بر جمهوری اسلامی» میگن، ولی هنوز چاوشی و رضا صادقی خوانندهی محبوبشونه و فوری میگن: «بابا سیاست رو قاطی هنر نکن!»
رستوران فلان آخوندزاده رو میرن و میگن: «داداش، کبابش محشره، کیفیتش فرق داره!»
برای بیرانوند و تیم ملا غش و ضعف میکنن، بعد میگن: «فوتبال که سیاسی نیست!»
بیوتیبلاگرها و اینفلوئنسرهای خونشور و نونبهنرخروز خور رو فالو میکنن، براشون لایک و ویو میفرستن، بعد میگن: «حالا چیزی نگفته که»
این دیگه تناقض نیست؛ خودفریبیه.
نمیشه هم از جمهوری اسلامی متنفر بود، هم محصولات فرهنگی، چهرهها، بیزینسها و نمادهای همون سیستم رو پرستید. نمیشه هم فحش رژیم رو داد، هم برای هرکسی که بهش وصل بوده یا ازش نون خورده کف زد.
اگر واقعاً مخالف جمهوری اسلامی هستی، باید یه ردپایی از این مخالفت توی سبک زندگیت هم دیده بشه. وگرنه «مرگ بر جمهوری اسلامی» فقط یه شعار مصرفیه؛ چیزی که میگی تا حس خوبی نسبت به خودت داشته باشی، نه چیزی که بهش پایبند باشی.
آمریکا و ترامپ شاید از سر تقصیراتتون بگذرن و باهاتون توافق کنن. ما اما تا دنیا دنیاست فراموش نمیکنیم چه پلشتهایی هستید. فراموش نمیکنیم چه بلاهایی سر مردممون آوردید، چه داغهایی به دلهامون گذاشتید.
ما حسابی با شما داریم که فقط یکجور صاف میشه؛ با "انتقام".
ما تا ابد باهاتون دشمنیم