پیش از این گفتوگویی تکاندهنده داشتم با یک منبع موثق از خانوادهی سپاهی دربارهی پروندهی #ابوالفضل_سپاهی و #علیرضا_سپاهی، دو پسرعمو که جمهوری اسلامی هر دو را اعدام کرد!
چند نکته دربارهی علیرضا و ابوالفضل:
علیرضا سپاهی، در دور قبلیِ انتقال برای اعدام سکته کرد. مأموران جمهوری اسلامی او را به بیمارستان منتقل کردند. بیمارستان الزهرا آن شب جوی بهشدت امنیتی و کنترلشده داشت. حتا به پدر علیرضا که برای ملاقات رفته بود اجازه ندادند دقایقی فرزندش را ببیند.
علیرضا سپاهی را نیمهشبِ هشتم مردادماه، در فضایی بهشدت کنترلشده و امنیتی، از بیمارستان به زندان بازگردانند، جایی که قرار بود جانش را بگیرند.
علیرضا سه خواهر دارد. بیست و چندساله، ۱۶ ساله و ۳ساله! با این حال وقتی مادرش، خانم سمیه افشاری به بلایی که بر سر تنها پسرش میآوردند اعتراض کرد، مادر را هم بازداشت و به پنج سال حبس محکوم کردند!
سمیه افشاری کارگر گروه صنعتی انتخاب، معروف به اسنواست، کارخانهی تولید لوازم خانگی. خانم افشاری اپراتور خط تولید این کارخانه است و همکارانش او را متعهد، ماهر و از او معدود کارگرانی معرفی میکنند که با چادر در محل خود حاضر میشد. مادر علیرضا سپاهی که ۱۷ روز پس از دستگیری پسرش، بازداشت شد برای بیست سال به عنوان «مداح اهل بیت» شناخته میشد.
علیرضا سپاهی یک کارگر نانوایی بود با دستمزدی محدود و آرزوهای معمولی و «ناچیز». پسرعموی او، ابوالفضل هم که پیش از علیرضا اعدامش کردند کارگر ساختمانی بود با دستمزد روزانهی چهارصدهزارتومان! وام گرفته بود، مدتها پسانداز کرده بود و سرانجام تنها دو هفته قبل از دستگیریِ بیبازگشتاش یک موتور خریده بود که حالا یک یادگاری تلخ است؛ گوشهی حیاط!
دو پسرعمو در ۲۱ روز اولِ دستگیری در انفرادی نگه داشته شدند اما حاضر نشدند به اعتراف اجباری تن دهند. مأموران حکومت مادر و خواهر علیرضا را هم بازداشت کردند.
مادر را در مقابل علیرضا و علیرضا را در برابر چشم مادر شکنجه کردند و اینجا بود که علیرضا به هر چه خواستند و نخواستند اعتراف کرد!
علیرضا و ابوالفضل سپاهی هیچ گرایش سیاسی خاصی نداشتند. دو کارگر محروم اما پرشور و معترض بودند و به وضعیت کشور، گرانی و بیآیندگی اعتراض کردند.
خانوادهی سپاهی با مشقت بسیار ۱۰-۱۲ سکه فراهم کرده و به وکیل آنها داده بودند، وکیلی که به گفتهی خانواده هرگز فرصت نیافت روی پرونده کار کند و حکومتِ انسانستیزِ جمهوری اسلامی هر دو جوان را پای چوبهی دار خود پرپر کرد.
لینک مصاحبه:
https://t.co/NkmVN5kulB
نظر نامحبوب امروزم اینه:
کسانی که تحصیلات دانشگاهی دارند باید فیزیولوژی پاس کنند که اینقدر راجع به نحوه کار دستگاههای بدن بیاطلاع نباشند. دیگه اینقدر راحت در دام سردی و گرمی و طبع بلغمی و این چرندیات گرفتار نمیشن.
یه کارشناس بهداشت امروز میگفت نوشابه خوردم کلیهام سرد شده 🙃
این ویدئوی اقای سلطانی خیلی حق بود .
شما هم جای اینکه از استدلال های کودکانه اطرافیانتون حرص بخورین اینو ببینین .
خیلی ساده و عالی میگه چرا اینقدر استدلال های افراد ، ساده هست !
مأموریت تازه:
عادی سازی اسلحه
زیباسازی سلول
خوشخیم بودن مشکلات اقتصادی
گل زدن روی کوه اجساد
رنگین کمان کشیدن روی دیوار بن بست
پاپیون زدن به گردن مار
مرمّت با تُف
سخنرانی از روی متن هوش مصنوعی
تعویض معنای رفاه با تجمل
تعویض کلمات دزد و نفتخوار با کارآفرین
واقعا آفرین! خیلی جدیده!
و نتیجه؟ #خاکپاشی_به_چشم_حقیقت
من از زندگیِ ده دقیقه بعدم میترسم، از فردا میترسم، از زنگ در میترسم، از پرچم جمهوری اسلامی میترسم، از کوچهٔ خلوت میترسم، از خیابون شلوغ میترسم، از مرد ریشدار میترسم، از بدونریش میترسم. از مأمور میترسم، از لباسشخصی میترسم، از قیمت پشت جلد محصولات میترسم، از اساماس بانکم میترسم، از سطل زباله میترسم، از زنگ تلفنم و شمارهای که میبینم میترسم، از زنگ تلفن با پرایوتنامبر هم میترسم. از زندان میترسم، از زندگی میترسم. از همفکرانم اینجا میترسم، از غیرهمفکرانم میترسم. از واتساپ میترسم، از ویپیانم میترسم. از اسنپ میترسم، از جاده میترسم، از حراست دمِ درِ مراکز خرید میترسم، از گشت ارشاد میترسم، از زن چادری میترسم، از فقر میترسم، از بمب میترسم، از عشق میترسم، از تنها بودن میترسم، از پریدن سیگنال موبایل میترسم از رفتن برق میترسم، از آسانسور میترسم، از هواپیما میترسم، از اخوندا میترسم، از چپ میترسم از راست میترسم، از جمهوری اسلامی میترسم از اپوزیسیونش میترسم، از قرص خواب میترسم، از کابوس میترسم. از تو هم میترسم عزیزم. بیشتر فحش بده چون بیشتر میترسم. به خواستهت میرسی.
@nbodyno1 کتاب تاکید داره که ساختن رفاقت و عشق و شجاعت و ایثار چیزهای شانسیای نیستند.
اتفاقا تلاش و کمالگرایی افراطی ولدمورت و سایر نخبههای کتاب هم به خاطر فقدان همین کیفیتها در زندگیشون بود.
چنین تلاشی همیشه محکوم به شکسته. چون هرگز درمان فقدان نیست.
@nbodyno1@Moji_Jonz7 خود ولدمورت هم همین نظر رو داره که هری شانسی و با کمک بقیه پیروز میشه.
اما کتاب تاکید داره که ساختن رفاقت و عشق و شجاعت و ایثار چیزهای شانسیای نیستند.
تلاش و کمالگرایی افراطی ولدمورت و سایر نخبههای کتاب هم به خاطر فقدان همین کیفیتها در زندگیشونه. و چنین تلاشی محکوم به شکسته.
@frying_oil تمام تلاش ج.ک رولینگ تو این کتابها بر اینه که بگه ثروت و اصالت و سرنوشت و ... معیار انسانیت و برتری نیست. داستان حول محور شجاعت و عشق و رفاقت میچرخه.
بعد تو چنین تحلیل تخمی و خاله زنکی ارائه میدی؟! واه عروس از دوماد سر بود!؟
زنهای این کتاب عاملیت داشتن و با عشق ازدواج کردن.