یکی از چیزایی که خیلی رو اعصابم میره اینه که تو ۲۱ سالگی هنوز مثل بچه های کوچیک باهام رفتار میکنن. انگار نمیخوان قبول کنن که تموم شد اون دوران بچگیم. انگار یه بچه ام که نیاز به مراقبت دارم
من تا سال کنکورم هیچ مشکلی نداشتم.
همه چی خوب بود، اکثر چیزایی که میخواستم فراهم بود، ارتباطاتم با آدما خوب بود راحت با همه ارتباط میگرفتم. سال کنکور جوری ورق زندگیم برگشت که تو تمام زمینه ها به مشکل جدی خوردم طوری صبح تا شب تلاش میکنم که به دوران قبل ۱۸ سالگیم برگردم
بچه های متوسطه اولمون دارن قرار بیرون میذارن با هم، منم تو گروهشونم
ولی انگار نقش سایه دارم اونجا. نه تگم میکنن نه حرفی نه چیزی. خیلی حس بدیه واقعا. از اینکه نمیتونم با کسی صمیمی باشم حس خوبی ندارم.