@bahmanjvn دقیقا همون روزای جشن عروسی دستم خالی خالی بود چون همه هزینه های ازدواج را خودم میدادم یه دوست طلا فروش دارم قرار شد طلا را قسطی بدون سود یکساله بده با همسرم صحبت کردم حلقه منم از اونجا بگیرم پولش را نقد به من داد(پول ۱۰ گرم طلا) یکساله پرداخت کردم .
@GoodieHimSelf یکی از فامیل از مکه برمی گشت قرار شد من برم خونه اونا بخوابم چون همه پيشواز میرفتن فرودگاه منم همون روز دوشیف مدرسه بودم ساعت ۷ بعد از ظهر خوابیدم صبح ساعت ۱۰ صبح با ورود یکی از بستگان ازپنجره بیدار شدم
همه فکر میکردن اتفاقی برام افتاده😂😂😂😂😂
@SAA_IRAN یه دوست طلا فروشی دارم چند سال پیش به شاگردش تقریبا دوبرابر من حقوق میداد نزدیک بود از معلمی استعفا بدم برم پیشش خیلی هم مشتاق بود برم ولی الان خیلی خوشحالم که نرفتم با آن حالی که حقوق ما کم است ولی خیلی سود کردم هم از لحاظ حقوق و هم از لحاظ ساعت کاری
@EsmaeilShabani دیروز بعد ۲۶ سال یکی از دانش آموزانم را دیدم گفت آقا منو میشناسی از چهره اش شناختم و مرور خاطرات شد موقع خداحافظی گفت آقا دو سه روز دیگه پدربزرگ میشم گفتم جدی گفت آره ولله
چقدر زود پیر شدیم خودمون خبر نداریم
@km1355713912671 سال ۷۹ دانشجوی تربیت معلم بودم تو روستا زندگی می کردیم کار روستا تمام شد گفتم برم یه شهر دیگه کار کنم برای خرید لباس و ... صاحبکار وقتی فهمید دانشجو معلمم در بهترین قسمت برام کار جور کرد که زیاد اذیت نشوم
برای جبران بخشی از مشکلات زندگی کار کردن عیب نیست