@kidowodik مرسییییی خالهههههههه البته هنوز هیچی معلوم نیست ولی همین که استاده منو آدم حساب کرده و باهام جلسه گذاشته که کارشو برام پرزنت کنه یعنی خودش خیلی خوشحال کنندس
یادمه مامانم گریه میکرد میگفت نمیدونم چرا تو سر نوشت من باید این همه خداحافظی باشه و من نمیفهمیدم. امروز شاگردم ازم خدافظی کرد و من امروز هم برای دل خودم هم برای مامانم گریه کردم.
Pram asked me if everything was okay in my life, if I was happy, and if my partner treated me well. I said yes.
Then he said: Before, we could see the joy in your eyes and on your face. Now it isn’t there.
مرزها ممکن است ما را جدا کنند، اما دردی که میکشیم یکیست. زنی در افغانستان برای حقِ الفبا میجنگد و زنی در ایران برای حقِ نفس کشیدن. «تحصیل، کار، آزادی» و «زن، زندگی، آزادی» دو لهجه از یک فریادند.
#هرات#افغانستان