@caalm_blue_sky ماه در زلف ِسيه اوست
نمي دانم شايد در چشمان درشت و زيبايش
شايد در خنده هاي او
شايد در طنين صدايش وقتي شعر مي خواند
شايد در دستان ظريف و كوچكش پنهان كرده ماه را
شايد او خود ماه بود...
دکتر کلی ذوقمو کرد و بهم گفت آفرینن
منم مات و مبهوت مونده بودم که چطور دکتر منو یادشونه انقدددد دقیق! تازه من یه سال پیش عینکی هنوز نشده بودم اما الان عینک داشتم و دکتر منو شناخت…
چقد امروز حالم خوب شد از این دیدار 🥲
دکتر کلی ذوقمو کرد و بهم گفت آفرینن
منم مات و مبهوت مونده بودم که چطور دکتر منو یادشونه انقدددد دقیق! تازه من یه سال پیش عینکی هنوز نشده بودم اما الان عینک داشتم و دکتر منو شناخت…
چقد امروز حالم خوب شد از این دیدار 🥲
امروز بعد از حدود ۳ سال که از ارتودنسی میگذره رفتم پیش دکترم برای گرفتن ژل بیلیچینگ
دکتر بهم گفت هم��نجا ارتودنسی کردی گفتم بله حدود سه سال پیش
گفت همونی که دانشجو پزشکی بودی
گفتم بله
گفت تکتم؟
گفتم بلهههه
بهم گفت هنوز اون بن سای که برام هدیه آوردی رو دارم
امروز بعد از حدود ۳ سال که از ارتودنسی میگذره رفتم پیش دکترم برای گرفتن ژل بیلیچینگ
دکتر بهم گفت همینجا ارتودنسی کردی گفتم بله حدود سه سال پیش
گفت همونی که دانشجو پزشکی بودی
گفتم بله
گفت تکتم؟
گفتم بلهههه
بهم گفت هنوز اون بن سای که برام هدیه آوردی رو دارم
صبح که بیدار میشویم،
از شبِ قبل که خوابیدهایم فقیرتریم...
نه قمار کردهایم،
نه شب دزد به ما زده است،
نه حتی کار اقتصادی انجام دادهایم؛
ما فقط خواب بودهایم...