🔴فقط طی یک هفته ی گذشته:
۱-دست بوسی عادل فردسی پور
۲-کتک زدن خانمها در لایو
۳-زن بیژن!!
در آنسو:
۱-اعدام
۲-اعدام
۳-اعدام
فقط کافیست با خود تکرار این جمله کنیم که:
#ایران و ایرانی هرگز از سلبریتی خیر ندید،
لازم نیست به زن ��یژن و زن داوود و زن دیگران یا شوهرانشان بپردازیم و یا از عملکردشون شوکه بشیم، نگاه به پشت سر، کافیست!
🟢در تمام درازنای تاریخ معاصر ایران، قشر سلبریتی اعم از آل احمد و زنش، ایدین اغداشلو و زنش- شاملو- شریعتی گرفته تا الهام چرخنده و غفوریان و ده نمکی و پرویز پرستویی و ... هرگز و هرگز بجز شعله ور کردن اتش خشم جامعه ی سرخورده، بجز همراهی با رژیمی به جد جنایتکار، قدمی در حمایت از ملت ایران برنداشتند و صدایشان در حمایت از جنایت ها، رساتر بوده تا حمایت از ایرانی.
🟠همیشه به این جمله احترام تام میگذاریم:
حضور هنرمند در عرصه ی سیاست، وضع یک مملکت بحران زده را، بحرانی تر میکند اگر به صرف شهرت در این عرصه قدم گذارد و وقتی که حامی حکومت باشند که دیگر #هیچ!
و برای چاشنی مطلب کافیت تا یاداور صحبت «شیطان سعید حجاریان» بیوفتیم، که در آنصورت حتی لازم نیست به این جماعت رس��ا بپردازیم:
«ما باید صحبت ها و خواسته هایمان را از دهان سلبیریتی ها به جامعه بگوییم»
پ ن:
درسته که ما تیم مدیا نداریم، درسته که سازوکاری در قبال تقابل با پروپاگاندای رژیم نداریم، اما منِ جلال حتما توان استفاده از تجربه هامو دارم و میتونم حداقل یک خط در میون ملعبه ی دست رژیم در فضای سوشال مدیا بشم!
نمیتونم؟
#پسرعاقل_نوح
یک سال از پیدا شدن پیکر #رضاشاه گذشت و این پرونده ملی همچنان برای من و بسیاری از هممیهنان باز است. صدای این جوانان را میشنوید؟ با دزدیدن پیکر پدربزرگم نمیتوانید نام و خدمات او را از حافظه تاریخی مردم #ایران حذف کنید. #رضاشاه_روحت_شاد
رضاشاه فرزند ملت بود. او پیش از آنکه به مقام پادشاهی برسد، در جایگاه یک نظامی میهنپرست، دور تا دور ایران را گشته و دیده بود که نبود یک دولت کارآمد و قدرتمند چه رنج و فلاکتی برای ملت به بار آورده است.
سردارسپه در روزگاری برای نجات میهن به پا خاست که فقدان سازوکار مدرن و دخالت دولتهای خارجی، مشروطیت نوپای ایران را زمینگیر کرده و سالها بود که مجلس شورای ملی به عنوان نماد مشروطیت، تعطیل بود. بعد از بازگرداندن نظم و امنی�� به کشور، رضاشاه و یاران ایرانسازش، استقلال ایران از بیگانه و تاسیس نهادهای کارا و مدرن را در دستور کار خود قرار دادند و مشروطیت نیمهجان را جانی دوباره بخشیدند.
میهنپرستی و مردمدوستی، حکومت قانون و نظم، تجددگرایی، ورود زنان به اجتماع، و تفکیک دین و دولت، از مهمترین اصول و ارزشهایی بودند که رضاشاه و یارانش برای نجات و ساخت ایران سرلوحه کار خود قرار دادند. ما نیز اگرچه در زمانهای متفاوت هستیم، اما نیاز داریم تا آن اصول را در کنار ارزشهای دنیای امروز همچون دموکراسی لیبرال و حقوق بشر در دستور کار خود برای بازپسگیری و بازسازی ایران قرار دهیم.
زادروز رضاشاه، فرصت و بهانهای است تا بار دیگر خدمات ماندگار او به ایران و ایرانی را یادآوری کنیم. موجب خشنودی من است که چند نسل از نوجوانان و جوانان امروز با گذشت یک قرن، قدردان آن مرد بزرگ هستند.
شاهنشاها، یکسال دیگر از آخرین دیدار ما سپری شد، و این بار من هم از طرف خودم، و هم از طرف نمایندگان ملت ایران، برای ادای احترام، و همینطور دادن گزارشی کوتاه از آنچه با تو و بی تو بر ایران و ایرانی گذشته و میگذرد، با تو همسر عزیزم گفتگویی دارم.
امروز چهل و شش سال از روزی که ایران و ایرانیان، و همینطور من و خانواده ات را ترک کردی میگذرد، و در این مدت چه ها که بر ما و بر سر این ملک و ملت گذشته.
از اوایل قرن بیستم ایران با داشتن دو رهبر بزرگ نگر، قدم در راهی گذاشت که هیچ کشور دیگری در منطقه حتی تصور آن را هم به خودش راه نمی داد.
پدرت، رضا شاه بزرگ، در سختترین دوران جهان آنروز، ایران را از تقسیم و تجزیه نجات داد و پایه های کشوری متمدن و مستقل را بنا نهاد.
سپس به همت کار مداوم تو، شاهنشاه ایران، کشور ویران بعد از جنگ، تبدیل به ایران آباد شد، و ایرانی سرافکنده، مغرور و سربلند.
ایران کم کم مورد ��گاههای حسرت بار بعضی و امیدواری بعضی دیگر قرار گرفت، و ابر قدرتها نیز ��ه تدریج با نگاههای نگران به آن نگریستند.
در انتهای آن دوران طلایی، تمامی کشورهای منطقه در آرزوی بدست آوردن جزیی از آنچه ایران به دست آورده بود بودند، ولی تو کماکان به دنبال نشاندن ایران در سطح پیشرفته ترین کشور های جهان.
تو، شاهنشاه ایران زمین، با اعتقاد به حمایت بی چون و چرای ملت ایران هيچ نوع توافقی را با بزرگان جهان که حتی قدمی با ایران بزرگ مورد نظرت تفاوت داشته باشد قبول نداشتی، ولی افسوس که آن حمایت از تو دریغ شد، و بدون آن پشتیبانی حیاتی، تا به امروز شاهد خسارات بسیار سنگین و کمرشکن اش بوده ایم و هنوز هم هستیم.
ایرانی را که تو ترک کردی با تمامی کشور های جهان رابطه دوستانه داشت، و درهای آنها بدون ویزا برای ما باز بود، ولی ایران امروز، با عنوان حامی نخست تروریسم جهانی، تنها با شماری اندک رابطه ای نیمه دوستانه دارد.
در ایرانی که تو ساختی، درآمد یک کارگر ایرانی امکان یک زندگی راحت را به خانواده اش میداد. امروز کارگر ایرانی حتی قادر به تهیه مایحتاج اولیه زندگی اش ��م نیست.
ایران تو در مهم ترین کارخانه های جهان سرمایه گذاری میکرد، و به کشورهای اروپایی پول قرض میداد، و امروز کاسه گدایی دولت آن در انتظار اجازه آمریکا برای خرید غذاست.
پادشاه تاجدار من، به تو به عنوان همسری بی مانند و مهربان، و پدری با علاقه و توجه بسیار به زندگی و تربیت فرزندانش درود میفرستم.
به تو به عنوان ”بزرگ ارتشتاران فرمانده“ درود میفرستم. تو با جهان بینی، برای میهنت پنجمین نیروی دفاعی جهان را بوجود آوردی، تا هیچ کشوری حتی فکر تجاوز به ایران را هم به خود راه ندهد.
نسل جوان و برومند امروز ایران، همانهایی که رژیم اسلامی با صرف هزینه های هنگفت و دروغهای ��زرگ درباره دوران ما، می خواست حامی خودش باشد، با آگاهی بسیار از آنچه ما ساختیم، با دست خالی، ولی با اراده ای آهنین رو در روی آنها ایستاده، به خاندان پهلوی درود میفرستد، و با صدای بلند سقوط رژیم وحشت را میخواهد.
همین چندی پیش شاهد بزرگترین کشتار تاریخ ملتی توسط دولت حاکمش بودیم، دهها هزار جوان برومند ما به فرمان رهبران امروز ایران، در تنها دو روز در خاک و خون غلطیدند، و ملتی را داغدار و خونخواه خود کردند.
امروز همان رهبران در آتش جنگی خانمان سوز، سخت درگیرند، و ملتی که آن روز همه چیز داشت، امروز گرسنه، بی دفاع و مستاصل نمی داند با چه فردایی رو بروست.
رضا، پسر بزرگت که هنگام رفتن تو جوانی ۱۹ ساله بود، رهبری باز پس گیری ایران و رسیدن به دوران گذار را به عهده گرفته.
امید من و همه ایرانیان است که با پیروزی نهایی نور بر تاریکی، ایرانیان، یک دل و یک صدا، و دست در دست هم کمر همت به ساختن آینده آن ببندند، و از نو ایرانی پیشرفته و سر بلند بسازند.
تا آنروز و آن خبر، با درود بر تو و عشقی بی پایان
فرح پهلوی
رضا شاه بزرگ و محمدرضا شاه در دوران حکمرانی خود کوشیدند ایرانی بسازند که متعلق به همه ایرانیان باشد. آنها تلاش کردند همه نخبگان و اندیشمندان کشور را فارغ از تبار و مذهب و نگاه سیاسی برای ساختن ایران به کار بگیرند. بر پایه چنین نگاه و باوری بود که بسیاری از کارگزاران پادشاهی پهلوی از نخبگان دو��ه قاجار بودند. و در راستای بهرهبرداری حداکثری از ظرفیت انسانی کشور بود که پدربزرگ و پدرم راهگشای حضور زنان در اجتماع و سیاست شدند و نیمی از جمعیت ایران را از پستوی انزوا و تحجر خارج کردند. آنچه ما باید از رضاشاه و محمدرضاشاه بیاموزیم ترجیح منافع ایران بر منافع شخصی و گروهی است.
رضا شاه در سفرنامهاش پس از نجات خوزستان آرزو کرده بود آنقدر عمر کند تا بتواند آن وطن «جذاب و عزیز» را چنان آباد سازد که حتی کسانی که مهر وطن ندارند هم زندگی در آن را به زندگی در «خارجه» ترجیح دهند. هم پدربزرگ و هم پدرم به همراه یاران ایرانسازشان، مُجدّانه و دلسوزانه برای برآورده کردن این آرزو کوشیدند و ایرانی ساختند که تا پیش از فاجعه خانمانسوز ۵۷، کمتر ایرانی حاضر به ترک همیشگی آن بود.
اکنون رضاشاه و محمدرضاشاه نیستند که ببینند جمهوری اسلامی با «وطن جذاب و عزیز»شان کاری کرده که حتی فرزندان و وابستگان رهبران این رژیم نیز با وجود برخورداری از رانتهای فراوان، زندگی در «خارجه» را به حضور در ایران ترجیح میدهند.
رضاشاه و محمدرضاشاه اما اگر امروز بودند به جوانان آگاه و دلاور ایران افتخار میکردند. جوانانی که با درسآموزی از گذشته، و با عزمی میهنپرستانه، میخواهند ایران را پس بگیرند و از نو بسازند؛ ایرانی که دوباره متعلق به همه ایرانیان باشد و همه نخبگان و نیروهای توانمند کشور، فارغ از تبار و جنسیت و باور و نگاه سیاسی در بازسازی آن به کار گرفته شوند. با اتکا به این جوانان است که یقین دارم فردای ایران بهتر از گذشتهاش خواهد بود.
این سه تا بچه ظاهرا امروز ملاقات آخرشون بوده و بزودی قراره اعدام بشن و متاسفانه هشتگزدن ما هم توفیری نداره!
ما همه راهها رو رفته بودیم و این روزها رو میدیدیم که فریاد میزدیم Finish the job!
#علیرضا_سپاهی متولد ۱۳۸۰
#ابوالفضل_سپاهی متولد ۱۳۸۱
#علی_دشتی متولد ۱۳۸۵
شش ماه پیش، در چنین شبی، تهران در تاریکی فرو رفت. سراسر ایران در تاریکی فرو رفت. اما حتی آن تاریکی نیز نتوانست میلیونها ایرانی را در خانههایشان نگه دارد.
۱۸ و ۱۹ دیماه تنها دو شب برای اعتراض نبود. شبهایی بودند که سکوت ایران شکست. میلیونها نفر به خیابانها آمدند، میدانها را پر کردند و بر بام خانههایشان ایستادند، اما رژیم با گلوله به آنان پاسخ داد. در آن چهلوهشت ساعت، دهها هزار تن از هممیهنانم جان خود را از دست دادند. از آن روز تا این لحظه نیز دهها هزار نفر دیگر بازداشت، شکنجه یا به مرگ محکوم شدهاند.
آنان مصمم و با شه��مت به خیابان آمدند. من هر روز به آنان میاندیشم. در آن دو شب، هممیهنانی را از دست دادم که هرگز فرصت دیدارشان را نخواهم یافت. برای من عدد ۴۰ هزار هرگز یک آمار نیست. هر بار که آن را میشنوم پسری را میبینم که دیگر هرگز به آغوش مادرش بازنگشت. دختری را میبینم که همیشه جای او بر سر سفره خانوادهاش خالی خواهد ماند. هر یک از آنان را چون فرزند، برادر یا خواهر خود میدانم و سنگینی بار نام تکتک آنان را بر دوش خود احساس میکنم. اما هر هفته که با خانوادههای جانباختگان دیدار میکنم، اراده ملتم برای ادامه این راه استوارتر میشود. فرزندان آنان بیهوده جان ندادند. آنان برای آزادی جان دادند، و با سربلندی جان دادند.
تاریخ فداکاری این زنان و مردان را از یاد نخواهد برد، و من نیز نخواهم گذاشت نام و راه آنان فراموش شود. همانگونه که مقاومتگران اروپای اشغالشده در برابر استبداد ایستادند و همانگونه که انقلابیون آمریکا برای آزادی جنگیدند، فرزندان ایران نیز ایستادگی کردند. اما شجاعت آنان، ویژگی دیگری داشت. آنان نه ارتشی داشتند، نه پشتیبانی هوایی، و نه هیچ پشتوانهای جز باور به آرمانی که برای آن برخاسته بودند. با اینهمه، ایستادند. ملتی یکپارچه تصمیم گرفت در کنار یکدیگر در برابر گلولهها بایستد، نه آنکه حتی یک روز دیگر در ترس زندگی کند. مردان و زنان ۱۸ و ۱۹ دیماه در تاریخ ایران بهعنوان نسلی جاودانه خواهند ماند که مرگِ آزاد و سرافراز را بر زندگیِ در زنجیر و زانوزده ترجیح داد.
من تنها این را به جامعه جهانی میگویم: اجازه ندهید آنچه در اتاقهای مذاکره در ژنو یا اسلامآباد رقم میخورد، حقیقت آنچه را در خیابانهای تهران، مشهد و کرمانشاه رخ داد، به فراموشی بسپارد. آنان برای آزادی جان دادند و با آزادی ایران، تنگه هرمز گشوده خواهد شد، تهدید هستهای پایان خواهد یافت و ما به صلح واقعی دست خواهیم یافت.
به هممیهنانم گفتهام آنچه شما در ۱۸ و ۱۹ دیماه آغاز کردید، مسیری بازگشتناپذیر است. ما با هم جایگاه شایسته کشورمان در جهان را بازپس خواهیم گرفت، عزت ملی خود را احیا خواهیم کرد و یاد قهرمانانمان را با ساختن ایرانی آزاد زنده نگه خواه��م داشت. اکنون زمان آن است که درنگ کنیم، دوباره نیرو بگیریم، و بار دیگر خود را وقف پیروزی کنیم.
ما یاد جانباختگان را با به پایان رساندن راهی که آغاز کردند گرامی میداریم. ایران آزاد دیگر یک امید نیست. یک قطعیت است.
و جهان باید بداند که هممیهنان دلیر من تنها برای آزادی خود نمیجنگند، آنان برای صلح و ثبات جهان نیز مبارزه میکنند.
I want to thank the Committee on Foreign Affairs of the Dutch House of Representatives for inviting me to speak today on behalf of millions of my compatriots fighting for liberty, justice, and democracy.
I am grateful to the Dutch police and parliamentary security services for their professionalism, assistance, and protection.
My heartfelt thanks also go to our Iranian compatriots who gathered respectfully outside Parliament to stand with the people of Iran.
The message I brought to The Hague was simple: the plight of the Iranian people must become the driving focus of international policy on Iran. Empowering them, not emboldening this regime, will bring lasting peace and stability.
هم میهنان عزیزم،
امسال چهل و هفتمین سال درگذشت شاهنشاه ایران در مصر است، و در تمامی این سال ها حضور پر شکوه و چشمگیر شما نشانه ��ارزی از ارج نهادن به خاطره آن پادشاه بزرگ و خاندان پهلوی است.
جمهوری مصر و روسای جمهور آن از همان ابتدا، تا به امروز، همیشه و با ابراز محبتی برادرانه نسبت به خانواده پهلوی، در کنار ما بوده اند، و من برای همیشه از این همه لطف و دوستی بی شائبه سپاسگزار و قدردان هستم.
امسال دولت مصر، به دلیل مسائل امنیتی و همینطور اوضاع آشفته و درهم منطقه ای، صلاح در آن دیده که این مراسم در سطح دیداری محدود و تنها برای خاندان پهلوی انجام پذیرد.
رعایت کامل چنین تصمیمی برای من، همه فامیل پهلوی، و همچنین همه ایرانیان راستین و میهن پرست بطور کامل لازم است، و توقع من از همه هم میهنانم احترام و ارج گذاری به این تصمیم ملت و دولت دوست و برادر ماست.
امسال، و در غیاب شما، من نه تنها از طرف خودم، بلکه به نمایندگی از سوی همه شما، به روان پاک شاهنشاه آریامهر درود خواهم فرستاد.
با سپاس از پشتیبانی روز افزون همه شما، و در انتظار پیروزی نور بر تاریکی،
فرح پهلوی
هممیهنانم، درود بر شما و شرف و شجاعتتان.
جمهوری اسلامی تلاش کرد با تعطیل کردن اماکن عمومی و دانشگاهها، شما را خانهنشین کند. اما شما شجاعانه در خیابانها ایستادید.
به تکتک شما افتخا�� میکنم.
نیاز به همبستگی هرچه بیشتر و حفظ خیابانهاست. بنابراین از شما میخواهم در روزهای آینده از هر فرصت و گردهمایی و رویدادی برای گسترش این حرکت استفاده کنید. من و تیمم همچنان در جهت بسیج بیشتر نیروها، و ریزش بیشتر از نظام، و همچنین رساندن صدای شما به جهانیان تلاش خواهیم کرد. پیروزی از آنِ ماست.
BBC Persian reporters have been mourning since Feb 28! They are the regime political pimps. Pathetic Ardalan had Khamenei's hand pic in his Twitter profile yrs back. BBC Persian leeches on the Iranians' blood and the British taxpayers' money.
To the foreign representatives in Tehran to mourn Iran’s deceased dictator, Ali Khamenei: Iran is not mourning him.
Iran is mourning more than 40,000 sons and daughters slaughtered on January 8 and 9 by Khamenei, Ghalibaf, and their machinery of repression.
The regime is spending vast amounts of the Iranian people's wealth to stage this propaganda spectacle, yet not a single democratic leader attended.
What you see today is not a nation in grief for its ruler. It is a nation filled with righteous anger, and that anger and heroic bravery will bring down what remains of this criminal regime.