فقط برای بقا تلاش میکنم
روز و شب عین مرده متحرکم
جنازه به تمام معنام
جز تنهایی دلم هیچ چیز نمیخواد وجودمو برای تموم ادمای دور برم اشتباهتر از هرچیزی میدونم
گاهی وقتا توهم میزنم حالم خوبه
توهم باارزش بودن و مهم بودن میزنم
حتی اگه اینطورم باشه از نظر خودم بی مصرف ترین موجودم
پذیرفتن و رها کردن
مرحله ایه که حتی اگه یه مسئله ای برات ناراحت کننده ترین چیزم باشه، تغییری درونت ایجاد نمیکنه
انگار میفهمی غصه توردن هیچ فایده ای نداره و فقط باید چیزی که اتفاق افتاده رو قبول کنی
شنیدن اینا حس خوبی داره
خوبه که آدم خوبی هستی
اما نه تا وقتی که برمیگردی و به خودت نگاه میکنی و میبینی قلبت همیشه شکسته و آدما همیشه ازت گذشتن و حتی یه نفر تو زندگیت مثل خودت نداری