مدتهاست دارم سعی میکنم زندگیمو به حالت عادی (خوب و مطلوبم نه، فقط وضعیت عادی قبل) برگردونم. تو هر وضعیتی امید داشتم، اما الان دیگه تقریبا به ناامیدی مطلق رسیدم و این خیلی میترسونتم.
الان از خانوم سمانه سوادی بپرسید به نظرشون دختران افغان «همه راهها رو امتحان نکردن.» آره مردم به شما که تو عافیت نشستید رفتن همه راهها رو بدهکارن. چون لابد عمرشون نامحدوده و دوست دارن درد بکشن!
جدی جدی برای ما عکس بسیجی خاکمال میزارن با دو قطره خون که تحت تاثیر قرارمون بدن بگیم چه خشن… چقدر جنگ بده…
مایی که دو ماه پیش مغز روی آسفات و سرها و بدنهای شکافته و ترکیده دیدیم… اونم تو لباس بیمارستان… دست بسته…
بیا برو بساطت رو یجا دیگه پهن کن.
من هیچوقت این عکس یادم نمیره که پدر محمد قبادلو شب اعدام پسرش حیرون و سرگردون جلوی زندان قزل حصار منتظر کورسوی امید بود.
خوشبختی یه چیز جمعیه، یا همه با هم بدستش میاریم یا سگ بشاشه توش
من امشب از هیجانی که بهم وارد شد تا ۲۰ دقیقه تمام بدنم میلرزید. یعنی نمیدونستم با اوم همه ذوق ناگهانی چیکار کنم.
یکی از عجیبترین احوالات و قشنگترین شبهای عمرمون ✌🏻
فرزند ایران و جانفدای میهن؛ #علی_اصغر_امیری
خواهرش یکتنه و تنهایی داره نام برادرش و فریاد میزنه؛ جایی اسمش برده نشده. لطفا نامش رو فریاد بزنیم.
علیاصغر امیری ۱۹دی تو محله یافتآباد تهران با شلیک گلوله جنگی کشته شد. علی اصغر پدرش رو تازه از دست داده بود.
متین
من برای تو جور دیگر گریستم…
برای استرس توی چشمات، برای دستهای تو هم قفل شدت…
فرزندانشان بمیرن برای بیکسیت
صدای #متین_محمدی باشین،ازاین بچه زیاد گفته نشده💔
بدون ریپست و هشتگ زدن از کناراین پستها ردنشو❌
#IranMassacre#Matin_Mohammadi
طول این پرچم که مزین به تصاویر موجود از جاویدنامان است، پنجاه متر بوده که در ۱۴ فوریه روی دستهای ایرانیان ملبورن چرخیده و اشک همگان را درآورده است.
چه بدکرداری ای چرخ