ایرانیان خارج از کشور برای توقف تافل و GRE در ایران، قطع پروازهای بینالمللی و سختتر شدن انتقال پول و دارو هم برنامهای برای تجمع دارند، یا تجمع فقط وقتی موضوعش درخواست جنگ و بمباران بود جذابیت داشت؟
@mamad_dev به نظرم برای کاهش خطا کلی میره تا کانتکستش رو کامل کنه. البته شاید با تغییر effort بشه تا حدی بهترش کرد. اما منم حس کردم که کارهای خیلی کوچک رو دیگه زیادی کش میده و کارهای کمی بزرگتر رو سریعتر از خودم انجام میده.
فقط هم محدود به تحلیلگری نیست. در بحث خبرنگاری هم همینه. مردم دوست دارند اون چیزی که خودشون دوست دارند رو از زبون کسی بشنوند که اسم خودش رو تحلیلگر یا خبرنگار گذاشته. یه چیزی بشنوند که تائیدی بر نظرات و آرزوهای خودشون باشه.
این مفهوم که تحلیل من هیچ ربطی به عقاید و آرزوهای خودم نداره جا نیفتده و پذیرفته نشده. اگر هم کسی بخواد همچین صحبتی بکنه باید قبلش هزار بار تاکید کنه که والله بالله من خودم مخالف یا موافق این هستم ولی واقعیت اینه که .....
یک تحلیلگر یا خبرنگاری واقعی نقطه قوت خودش رو در شناسایی و تحلیل مسايلی می بینه که خودش لزوما با اونها موفق نیست نه در خشنود کردن اونهایی که موافق نظراتش هستند. اصلا نظر خودش را مهم نمیدونه که بخواد کسی رو باهاش خشنود کنه.
مردم دنبال حرفهایی هستند که دل خنکی بده، نه حرفهایی که بهشون ناامیدی بده یا اشتباه بودن نظرشون رو نشون بده. برای همینه که مخاطب همیشه و همچنان چشم به دهان آدمهای شیادی می دوزه که تحلیل هاشون روزانه عوض میشه و پیش بینی هاشون هزار بار غلط از آب در میاد ولی با کمال وقاحت به کارشون ادامه میدن.
این شرایط فقط هم مختص به ایرانی ها نیست. در آمریکا زمانی بود که خبرنگار بی طرف بودن اجر و قربی داشت. ولی الان شرکت های بزرگ رسانه ای به مجری هاشون میلیونها دلار حقوق میدن تا برن جلوی دوربین و نظرات شخصیشون رو راجع به مسايل دنیا توضیح بدن و با تفسیر هر خبر به میل خودشون، به مخاطب همفکر خودشون حس امیدواری بدن.
مردم عموما دنبال دل خنکی و تائید افکارشون هستند تا آگاهی و اطلاعات نقیض.