ساعت جهانی صلح
من تاریخ ام و تا امروز شاهد هزاران سال پیشرفت بشریت بودهام، اما انسان با وجود تمام دستاوردهای نوینش از اصل خویشتن دور مانده است. از این اصل که همهی انسانها پارههای یک تن واحدند و بنابراین هویت خود را از دست دادهاند.
اما وقت آن رسیده که بشر از یکی از بزرگترین مشکلاتش یعنی بی هویتی، رها شود و برای دستیابی به کرامتش، صلح حقیقی را بیاموزد.
بیایید صلح را انتخاب کنیم و در ساعت جهانی صلح قرار ما عبور از منفعتگرایی به سمت معرفت گرایی باشد.
سازمان صلح طاهری ما را به بازشناسی هویت هستی وطنی فرا میخواند. مالکیت زمین متعلق به همهی انسانهاست و صلح پیمان مشترک ما در راه رنسانس فکری نوینی است.
@TaheriOfficial
#محمدعلی_طاهری
#مکتب_عرفان_کیهانی_حلقه
#سازمان_صلح_طاهری
#ساعت_جهانی_صلح
#صلح_جهانی
#UniversalHourOfPeace
#Taheri_Movement
مانیفست رنسانس ایران آزاد؛ ثروت ملی، حق همگانی ملت ایران
یکی از ریشههای اصلی فروپاشی اخلاقی و اقتصادی کشور، انحصار ثروت ملی در دستان اقلیتی است که خود را مالک ایران و مردم آن میپندارند.
در حالیکه میلیونها خانواده زیر خط فقر زندگی میکنند، منابع عظیم نفت، گاز، معادن طلا، مس و دیگر ذخایر کانی، در سایهٔ فساد سازمانیافته، غارت میشوند و هیچ نظارتی از سوی ملت وجود ندارد.
مانیفست رنسانس ایران آزاد با صراحت اعلام میکند که تمامی منابع طبیعی و زیرزمینی کشور، از نفت و گاز تا معادن طلا و سایر ثروتهای ملی، متعلق به همهٔ مردم ایران است و هیچ فرد یا گروهی حق تصرف یا بهرهبرداری اختصاصی از آن را ندارد.
حاکمان، صرفاً مستخدمان ملتاند و موظفند این سرمایهها را نه در تشریفات، تبلیغات و پروژههای نظامی، بلکه در خدمت رفاه، آموزش، سلامت و آبادانی کشور به کار گیرند.
فقر و نابرابری، نه نتیجهٔ کمبود منابع، بلکه پیامد مستقیم حذف نظارت مردم از ساختار قدرت است.
زمان آن رسیده است که ملت ایران با آگاهی و همبستگی، خواستار استقرار نظامی شوند که در آن، حق نظارت مالی و قانونی ملت بر ادارهکنندگان کشور تضمین شود.
بدون این نظارت شفاف و دائمی، چرخهٔ غارت و تباهی ادامه خواهد یافت.
مانیفست رنسانس ایران آزاد، با تأکید بر حق برابر همهٔ ایرانیان در بهرهمندی از درآمدهای ملی، خواهان حذف هزینههای تجملاتی حکومت، تمرکززدایی از پایتخت و توزیع عادلانهٔ بودجه میان استانهاست.
ایران از آنِ همهٔ ایرانیان است، نه ملک شخصی صاحبان قدرت. بازگرداندن ثروت ملی و منابعی چون طلا، مس نفت و گاز به دستان ملت، نخستین گام در مسیر آزادی، عدالت و بازسازی این سرزمین است.
#محمدعلی_طاهری
#مانیفست_رنسانس_ایران_آزاد
لو رفتن نیات «دیکتاتورها» در کمتر از دو دقیقه
انتشار و پخش فیلمی دو دقیقهای از اشخاصی که سودای سلطنت، خواب از سرشان ربوده، نیات پنهان ایشان را بیشتر از پیش عیان میکند.
در فیلم کوتاه یاد شده، چند مورد اساسی به چشم میخورد که در ذیل به آن اشاره میکنیم:
1️⃣- عجیب است که سخنران لقب «پدر» را برازنده خویش میداند، چرا که:
فرزندانی که سالها طعم فقر، جنگ، زاغه نشینی، بیعدالتی و... را چشیدهاند، نمیتوانند کسی که بیش از نیم قرن است با ثروت ملت و حق آنها که با خود بردهاند، اموراتش را گذرانده، پدر خطاب کنند.
ایشان بیشک باید آنقدر هوشمند باشند که بدانند وقتی فرزندان و اهالی خانواده زیر آتش و بمباران به خود میلرزند، هیچ پدری به طمع کسب تخت و تاج، از این محفل به آن محفل نمیدود و چنین رفتاری، نه برازنده یک پدر، که وصف رفتار یک «پدرسالار» است.
2️⃣- وجه اشتراک جالب و تأملبرانگیز بدنامترین دیکتاتورهای تاریخ این بوده که خود یا اطرافیانشان، لقب «پدر» را در دنیای سیاست به آنها دادهاند.
دیکتاتورهایی از جمله استالین، کیم ایلسونگ، فرانکو، صدام، قذافی، موگابه، حافظ اسد، موسولینی و... در این دستهبندی جای دارند و با توجه به تمایل و علاقه پهلوی به لقب «پدر»، تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل.
3️⃣- سخنران، طی یک عوامفریبی مهندسیشده، دموکراسی خواهان ایران را به دو دسته «جمهوری خواهان» و «سلطنت طلبها» دستهبندی کرده است، که در این باره باید خدمت او یادآور شد اولاً ایجاد این دو قطبی و مهندسیِ انتخاب از میان «این گزینه یا آن گزینه»، از جنس همان نقشههای شومی است که خمینی در سال ۱۳۵۸ به تاسی از آن، با برگزاری رفراندوم فریبکارانهی «آری» یا «نه» گفتن به «جمهوری اسلامی»، یک ملت را افسون کرد و حالا با درس گرفتن از آن تجربه تلخ، دیگر هیچ احدی این اجازه را ندارد که با اعطای مقام «رهبری دوره گذار» به خود، پیش پیش برای مردم گزینه تعیین نماید.
ثانیاً، پیوند زدن سلطنتطلبان به دموکراسیخواهان در فیلم مذکور، بیشتر شبیه یک شوخی است، چرا که نظام پادشاهی، با تنها واژهای که قرابت معنایی ندارد، دموکراسی است و نظامی را که در آن شاه سایه خدا و خدایگان خوانده میشود و جز او کسی جرات و اجازه تصمیمگیری نهایی ندارد را باید نظامی مادامالعمری، تکحزبی و دیکتاتوری خواند، نه دموکراتیک؛ همانطور که طرفداران چنین نظامی را که از هم اکنون سجدهکردنها و دستبوسیها آغاز شده، باید حامیان بردهداری و اربابرعیتی لقب داد، نه دموکراسیخواه و اما اگر منظور از نظام سلطنتی دموکراتیک، آن چیزی است که در بریتانیا، هلند، سوئد، ژاپن و... شاهدش هستیم و آقایان سینهچاک میکنند تا به مقام پادشاهی سمبلیک و نمادین مملکت دست یابند، باید عنوان کرد که مملکت و ملت به یک مجسمه و دکور بیتأثیر که جز خرجتراشی عایدی دیگری برای ایران ندارد، هیچ نیازی نخواهد داشت.
4️⃣- در این فیلم، سخنران با ژستی که انگار از همین حالا به عنوان ارباب مردم ستمدیده و غارت زده ایران سخنرانی میکند، از تعابیری چون «وظیفه مردم» یاد میکند و سخنان خود را با این عبارات دستوری به پایان میرساند: «اجازه خواهیم داد که ملت ایران سرنوشت آینده خود را با دست خودشان انتخاب کنند!»
در این باره باید خاطرنشان ساخت که ایشان فقط میتوانند خطاب به امثال شخصی که در مراسم سخنرانی مونیخ مقابلشان سجده کرد، امر و نهی کنند و ملت غارتزده ایران در قبال کسانیکه دهههاست در داخل و خارج از کشور، با ثروت مردم در ناز و نعمت زیستهاند، هیچ «وظیفه»ای ندارد و این چپاولگران هستند که موظفند بابت ریخت و پاشهای میلیارد دلاری با ثروت ملت، پاسخگو باشند.
ضمناً ایرانیان معترض و مبارز، برای تعیین سرنوشت خویش، هیچ نیازی به «اجازه» و دستور احدی نداشته و نخواهند داشت.
5️⃣- به سخنران پیشنهاد میکنیم فیلم اعترافات دیرهنگام پدرشان را تماشا کنند. فیلمی که در آن شاه سابق صراحتاً به «ظلم»، «خفقان»، «بیقانونی»، «فساد مالی»، «فساد سیستماتیک» و... معترف شد، که اگر چنین جنایاتی رخ نمی داد، ما ملت ایران امروز در چنگال رژیم اهریمنی جمهوری اسلامی گرفتار نمیشدیم.
معالوصف، در تفکر رنسانسی، دیگر هیچکس پادشاه، شهبانو، رهبر، پدر و... نخواهد بود و تمامی مسئولین، مستخدمینی هستند که توسط مردم انتخاب شده و بابت آن حقوق میگیرند و هیچکس در مقام صادرکننده دستور و اجازه به ملت، تریبونی نخواهد داشت، مضاف بر آنکه کلید طلایی، امضای طلایی، دستور طلایی و... دیگر جایی در این تفکر ندارد.
@TaheriOfficial
#محمدعلی_طاهری
#سازمان_صلح_طاهری
#مانیفست_رنسانس_ایران_آزاد
#نه_به_حکومتهای_مادامالعمری
#Taheri_Movement
«پدر ایران» به «رهبر ایران» تبدیل شد
با مطالعه هشت خط ابتدایی از بخش اول طرح ارائه شده توسط رضا پهلوی (طرح موسوم به پروژه شکوفایی ایران) جهت مدیریتِ پیش و پس از فروپاشی جمهوری اسلامی، به روشنی میتوان دریافت که شهوت قدرت و عطش در اختیار گرفتن تاج و تخت پادشاهی چنان سراسر وجود ایشان را فرا گرفته که حد و حصری برای آن متصور نیست.
در همان چند سطر ابتدایی این طرح، ایشان خود را «رهبر خیزش ملی» معرفی کرده و تعابیری چون «تصمیمات رهبر»، «به پیشنهاد اعضا و تأیید رهبر»، «وظیفهی عملیاتیکردن تصمیمات رهبر»، «تحت رهبریِ رهبر خیزش...» و .. در بند بند این طرح موهومی موج میزند.
تحکم مشهود در ادبیات این طرح چنان بوی دیکتاتوری میدهد که هر کسی به سادگی در مییابد تشنگان سلطنت و عاشقان سیستم ارباب-رعیتی و مشتاقان تحمیل «حکومتی تک حزبی و مادامالعمر» به مردم، حتی در فریب ملت نیز ناشیانه رفتار کردهاند و نتوانستهاند در ابتدای کار، نیات واقعی خود را پنهان سازند. با این پردهدری، از همین حالا میتوان تصور کرد که رهبر خودخوانده سلطنت، فعلاً شعارهای تکراری میدهد و در صورت یافتن مجالی، به دیکتاتور دیگری مبدل خواهد شد.
نامگذاری مجلس شورا به «مهستان»، بدون مشورت با مردم و اشارهی مستقیم به انتخاباتی که تنها دو گزینهی «رئیسجمهور» یا «پادشاه» را به ملت ارائه خواهد کرد، یادآور مدل رفراندوم ۱۳۵۸ جمهوری اسلامی است که مردم صرفاً «آری یا نه» به یک نظام از پیش طراحی شده داشتند، نه حق انتخاب واقعی.
پهلوی که پیشتر خود را دلسوزی بیاعتنا به مقام و مسند معرفی میکرد، در ادامهی مسیر، به سبک و سیاق استالین و موسولینی از علاقهاش به شنیدن لقب «پدر» سخن گفت و حالا، در جای جای یک طرح توهم آلود، خود را «رهبر فلان خیزش» مینامد و بدیهی است هر تحلیلگر منصفی در مییابد افق چنین رویکردی جز #تمرکز_قدرت و #حذف_ملت، چیزی نخواهد بود.
در ساختارهایی که در سدهی اخیر جهان دیگر منسوخ شدهاند، شاه و رهبر در رأس بودهاند، اما مردم ایران اکنون از هر دو الگو آسیب دیدهاند، وای به شخص و اندیشهای که خود را «هم رهبر» و «هم شاه» میداند و پیشاپیش از دستورات، تصمیمات و لزوم اطاعت زیردستان سخن رانده است.
در مسیری که آینده سیاسی ایران باید طی کند، اصل بنیادین مردم سالاری نباید قربانی قدرت طلبی شود. هر طرح نجاتبخش و واقعی، زمانی مشروعیت خواهد داشت که بر محور ارادهی مردم و نه افراد یا گروهها، شکل گیرد.
ساختار مطلوب آینده باید بر پایهی شوراهای منتخب مردم، نظارتپذیری مستمر و نفی تمرکز قدرت بنا شود، به گونهای که هیچ فرد یا نهادی نتواند خود را بالاتر از ملت قرار دهد یا نقش رهبری دائمی برای خود قائل شود. اگر قرار است گذار از استبداد واقعی باشد، تنها با حذف کامل منطق سلطهگری و اولویت دادن به خرد جمعی میسر خواهد بود.
و اما یکی از مشکوک ترین بخشهای طرح پهلوی، اشاره به بازهی زمانی «دو الی سه ساله» (با تأکید بر امکان تمدید!) برای #دوران_گذار است، تا جناب «رهبر خودخوانده» فرصت کافی برای رهبری، لابیگری، مهندسی انتخاب و... داشته باشد، غافل از آنکه دوران چنین فریبکاریهایی به سر آمده و مردم بسیار آگاهتر از گذشته، به دنبال مطالبه حقوق مسلم خود هستند.
#محمدعلی_طاهری
#رنسانس_ایران_آزاد
#نه_به_حکومت_مادامالعمری
#Taheri_Movement
📣همراهان گرامی،
در رابطه با یکی از موضوعات مهم روز ایران، نظرسنجیای منتشر شده است که هم اکنون از طریق صفحات اجتماعی ایکس (توییتر)، اینستاگرام و تلگرام محمدعلی طاهری موومنت، در دسترس است.
🗳خواهشمندیم ضمن شرکت در این #نظرسنجی، آن را با دیگران نیز به اشتراک بگذارید تا صدای جمعیمان رساتر شود.
@TaheriOfficial
#محمدعلی_طاهری
#سازمان_صلح_طاهری
#مانیفست_رنسانس_ایران_آزاد
#Taheri_Movement
❓در صورت گذار کامل از نظام فعلی، به کدام نوع ساختار سیاسی برای اداره کشور، باور و اعتماد بیشتری دارید؟
گزینه ۱ـ ساختاری مردم سالار، مبتنی بر رأی مردم تنها برای مدت ۴ سال و تحت نظارت شورای معتمدین ملت، بدون رهبر و بدون وابستگی خارجی.
گزینه ۲ـ ساختاری موروثی یا مادامالعمر که قدرت را در یک خاندان یا فرد تثبیت کند.
گزینه ۳ـ ساختاری تکحزبی که با کنترل تمام ارکان قدرت، کشور را در مسیر دلخواه خود هدایت کند.
گزینه ۴ـ ساختاری با حمایت خارجی و وعده آزادی، که قدرت را قبضه کرده و انتخابات را به تعویق بیندازد.
مملکت ما یک حکومت اسلامی دارد، یک جمهوری اسلامی دارد. یعنی یکی از کلاههایی که از آن اول سر ما گذاشتند، این بحث بود که یک حکومت اسلامی داریم، خودش یک خرج کلانی دارد، یک نگهداری کلانی دارد. فقط تعداد نمایندگان ولی فقیه که این حکومت مال اوست، خودش یک رقم بزرگی است.
محمدعلی طاهری بنیانگذار مکتب عرفان کیهانی حلقه و سازمان صلح طاهری / وبینار با انجمنهای عرفان کیهانی حلقه ترکیه به مناسبت سالگرد صدور حکم آزادی بدون قید و شرط
https://t.co/Xk0dq2PO2k
@TaheriOfficial
#محمدعلی_طاهری
#سازمان_صلح_طاهری
#حکومت_اسلامی
#جمهوری_اسلامی
#Taheri_Movement
این مردم هستند که باید حاکمان واقعی سرنوشت خود باشند، نه آنهایی که برای تاراج مجدد این سرزمین صحنهگردانی میکنند.
#MohammadAliTaheri#رنسانس_و_تفکر_نوین
https://t.co/wfh3i11iVj
نکته ۱۱ : از آنجا که نظام تک حزبی نشان از استبداد پیدا و پنهان میدهد؛ بنابراین، انقلاب رنسانسی نمیتواند هیچگونه همخوانی با نظام تک حزبی داشته باشد (تاریخ گذشته نشان می دهد که اینگونه نظامها به طرزی وحشتناک به نابودی کشیده شدهاند). بدیهی است که احزاب آزاد که نمایندگان گروه های مختلف مردم هستند باید تشکیل شده تا بتوانند به عنوان حافظان منافع مردم در نهایت آزادی به فعالیت خود ادامه داده و ناظران بر حسن انجام وظیفه همه دست اندرکاران اداره امور مملکت بوده و افراد نخبه و کارآمد و متخصص را برای تصدی پست های مختلف و خدمت به مردم را معرفی نمایند، بدون آنکه خود در اداره امور مملکت مداخله ای داشته باشند.
🕊🕊
#MohammadAliTaheri
#رنسانس_و_تفکر_نوین
📍لینک مطالعه مانیفست رنسانس ایران آزاد:
https://t.co/TXsa9yrqit
🕊🕊
شورای معتمدین و منتخبین ملت؛ حافظ منافع مردم
در مانیفست رنسانس ایران آزاد، شورای معتمدین و منتخبین ملت، همواره حافظ منافع ملت در مقابل ادارهکنندگان امور مملکت میباشد.
معتمدین و منتخبین ملت، اشخاصی هستند که دارای حسن سابقه در خدمت به ملت، ظلمستیزی و رفع ستم از ملت میباشند و در جلوگیری از غارت مملکت مصمم بوده و هستند. این شورا تلاش خواهد کرد که گذر از شرایط موجود به نحو احسن صورت گرفته و انتخابات سرتاسری برگزار شود.
برگزاری کلیه رفراندومها نیز زیر نظر این شورا انجام میشود و سپس در صورت برخورد با موارد مخالف قانون اساسی و مصوبات آن، این شورا میتواند بودجه مستخدمین ملت را از خزانه ملی تا رفع اشکال قطع کند و یا در صورت بروز مشکلات جدی، رأی به ابطال هیئت مدیره دولت داده و تقاضای برگزاری رفراندوم جدید نماید. همچنین، احزاب و گروهها، اصناف و طبقات مختلف میتوانند کاندیداهای خود را برای این شورا معرفی کنند تا در رفراندومهای شهری و استانی انتخاب شده و به عضویت و استخدام این شورا در آیند و به امر نظارت بر امور، برای مدت تعیین شده تا انتخابات بعدی بپردازند.
https://t.co/qeSGOyVRcF
#MohammadAliTaheri
#رنسانس_و_تفکر_نوین