«شاهنشاه رضاشاه دوم»، نزدیک به نیمقرن است که بهتنهایی مشعل این انقلاب را فروزان ��گاه داشتهاند؛ مشعلی که در تندباد حوادث و در میان کارشکنیها و موانع بیشمار دشمنان ، هرگز از فروغ آن کاسته نشده است. آنان که در این مسیر سنگاندازی کردهاند،هرگزنتوانستهاند خللی در عزم استوار ایشان پدید آورند؛ چراکه مقصد این راه، چیزی جز آزادی ملت ایران و اعتلای این سرزمین کهن نبوده است. بیگمان، چنین« پادشاهی »، شایسته والاترین ستایشها و مایه افتخار هر ایرانی آزاده است.
به ایران سوگند که خدایگان سزاوار شماست
#جاويدشاه
#ایران_را_پس_میگیریم
📎نقدهای«خدایگان پهلوی اول» به مشروطه؛
رضاشاه کبیر مشروطه و قانون اساسی مشروطه را ناکارآمد میدانست و معتقد بود که این نظام به دلایل مختلف، از جمله ضعف مجلس و تعارضات سیاسی، نمیتواند مشکلات کشور را حل کند. او معتقد بود که قیام مشروطه منجر به تجزیه ایران شد پادشاه کشور را به یکپارچگی رساند و همچنین به دلیل شرایط آن زمان کشور برای اصلاح واقعی ایران باید قدرت در دست شاه باشد و نه در اختیار مجلس و گروههای سیاسی مختلف که باعث آشفتگی میشوند.
رضاشاه، مشروطه را به عنوان نظامی شکستخورده تلقی میکرد که موجب تضعیف اقتدار دولت مرکزی شده و از مشروطه به عنوان مرحلهای گذرا و ناکامل یاد میکرد که نیازمند تحولی قاطع و نیرومند است.
رضاشاه انتقادهای شدیدی به روشنفکران مشروطهخواه داشت که او آنها را در بسیاری موارد در آرمانپردازیها و راهحلهای انتزاعی و دور از واقعیت میخواند و معتقد بود که تنها با قدرت عملی و تمرکز قدرت است که میتوان اصلاحات را به اجرا گذاشت.
او همچنین از مشروطهخواهان و روحانیت به خاطر مخالفت با رویههای مدرنیزاسیون ، کشف حجاب و تضعیف نفوذ مذهبیها انتقاد داشت و سیاستهایش را برخلاف مقاومت آنان طراحی کرد.
به طور کلی، رضاشاه معتقد بود که مشروطه به شکل کلاسیک و پارلمانی نتوانسته منافع ملی را تأمین کند و برای استقرار نظم و توسعه، نیازمند قدرت شاهانه است که بتواند اصلاحات را به سرعت و بدون مانع اجرا کند.
به همین دلیل مجلس را از تصمیم گیرنده برای بازسازی ایران در مسیر مدرنیزاسیون خارج کرد
رضاشاه به صراحت به مشروطه را ناکارآمد میدانست. او معتقد بود که «هر کشوری رژیمی مناسب خود دارد» و رژیم مناسب ایران در آن زمان باید حکومت شاهانه باشد نه حکومتی پارلمانی یا مشروطه.
یکی از اظهارات او درباره مشروطهخواهان این بود که اینها «آرمانپردازان انتزاعی» و «ضعیفالنفس» هستند و اصول مشروطیت برای ایران شکست خورده است. رضاشاه معتقد بود که روشنفکران و مشروطهخواهان نمیتوانند کشور را اداره کنند و تنها حکومت مرکزی میتواند نظم را برقرار سازد
رضاشاه در مواضع فرهنگی و سیاسیاش، با مشروطه و روشنفکران آنجایی که در تقابل با ایدئولوژی او بودند، او در خلال جملههایی به قاطعیت گفته بود که مشروطه یعنی آشفتگی و ناتوانی در اداره مملکت
رضاشاه کبیر معتقد بود برای جلوگیری از فروپاشی و تجزیه، مدل مشروطه به اقتدار و نظم لازم در دولت منجر نشده و خطر تفرقه، هرج و مرج و نفوذ بیگانگان را افزایش داده است. او بر این باور بود که تنها حکومت مقتدر و تمرکز یافته شاهنشاهی میتواند ایران را در مسیر توسعه و امنیت قرار دهد.
#جاويدشاه
شما ببینید کدام کشور کثیفی قوانین مشروطه را وارد ایران کرد و از طریق ایدئولوژی داخل مشروطه به ایران ضربه زد؟ انگلیس. چرا باید ما ایرانمان را الان پس بگیریم و به قوانینی که ��وسط دشمن بزرگمان — که سپاه را تروریستی اعلام کرده و به ایران حمله میکند — وارد شده، برای تخریب دوباره بها بدهیم؟
نظر اعلیحضرت اریامهر بزرگ در مورد مشروطه.
امروز ایشان را اهرم میکنند برای تخریب رضا شاه دوم و حمله به ایشان.
مشروطیت باعث نفوذ خارجی و و چند پاره شدن مملکت شد.
امروز هم دقیقا قصد تفرقه و ضربه زدن به ایران را دارند توسط همین مشروطه اعلیحضرت.
روانتان شاد.
مهم🚨👇طولانی ولی پندآموز😅😅👇
در مواجهه با مشروطهخواهان به مغلطهای بنام «سوال بارگذاری شده» بر خواهید خورد که هدفش ایجاد اخلال در دستگاه فکریِ مخاطب است مانند این پرسشِ آقایِ @AsgharSepehri اصغرخانِ سپهری که میانِ تمامی مشروطهخواهان مشترک است: «رضاشاه پهلوی طبقِ کدام قانون پادشاه شد؟»
خب اولین نکته صلبِ لیا��ت و اقتدار یک مقتدر سیاسی است که فقط مبنای حقوقی برای مشروعیتش در نظر گرفته شده که طبق ادعای اصغر بدون قانون، رضاشاه بزرگ نمیتوانستند شاه شوند!
فکت: ادعای مشروطهخواهان در خصوص وجود نوابغی در کنار رضاشاه بزرگ که با مشاوره دادن به ایشان ایران را نوین و متجدد کردند! پس چرا یکی از این نوابغ شاه نشد؟؟؟؟
چرا با وجود این نوابغ و قانون اساسی، ایران در تاریکی و ذلت بسر میبُرد و همین قانون نتوانست در عمر ۱۹ ساله خود ایران را نتنها نجات دهد، بلکه نتوانست جلوی شاشیدن در خیابانها و رها کردن مُردهها و بساط منقل و تریاک در کوچهها را بگیرد؟؟
جوابِ اصلی به این مغلطه را شاهنشاه آریامهر در کتاب پاسخ به تاریخ به زیبایی و روشنی و بر مبنایِ اقتدار و لیاقت و مشروعیت مردمی، دادهاند🩵👇👇
«ایرانیان همانندِ محکومِ به مرگی که دیگر هیچ امیدی نداشته باشد در انتظار ضربه آخر بودند که نمیدانستند از ��مال خواهد آمد یا از جنوب! در این زمان بود که مردی برای نجات ایران قیام کرد، پدرم🩵»
حکایت امروز هم همین است و ملت ایران زیر ضربههای آمده از شمال و جنوب خود را زیر چتری یافتند به نامِ #رضاشاه_دوم که بجز مشروعیت مردمی ولیاقت و اقتدارش، با هیچ مبنای حقوقی این اتفاق نمیافتاد و این ارازل خواستارِ حقوقی بودنِ آن هستند و مردمی بودنش را انکار!!
خِرَد یارمان🩵🩵
#جاویدشاه
#مزدوران_بازگشت_به_مشروطه
درود بر عزیزان،
از این پس، در یکشنبه اول و یکشنبه سوم هر ماه، حمایت مالی خود را از کارزار «ایران را پس میگیریم» انجام خواهیم داد.
از همه عزیزان تقاضا میشود برای اطلاعرسانی به ایرانیان خارج از کشور، اطلاعیه زیر را چاپ کرده و در فراخوان ۴ تا ۹ ژوئیه همراه خود داشته باشند و میان هممیهنان توزیع کنند.
با این اقدام میتوانیم هماهنگی و مشارکت بیشتری میان ایرانیان خارج از کشور برای حمایت مالی از این حرکت ایجاد کنیم؛ حتی کمکهای کوچک نیز، در کنار هم، میتواند اثرگذار باشد.
به امید روزی که در ایرانی آزاد، بار دیگر یکدیگر را در آ��وش بگیریم.
پاینده ایران و ایران
#انقلاب_شیروخورشید
#جاویدشاه
روزهای دشواری پیش روست. شاید اکنون برای بسیاری روشن شده باشد که با هر گام شاه به جلو، موج تازهای از حمله و هجوم سازمانیافته در فضای مجازی آغاز میشود، که باید ما را بیش از پیش هشیار کند.
یک لشگر از کاربرانی در پوششها و چهرههای گوناگون روانهی تایملاین میشوند، یکی «منتقد بیطرف»، دیگری «هوادار قدیمی ناامید»، سومی «روشنفکر دلسوز»، چهارمی «خانوادهی زندانی سلبریتی»، و بخشی در پوشش «کنشگر و فعال پادشاهیخواه»، ولی در عمل همگی بخشی از یک گراف و شبکهی هماهنگ پروپاگاند��ی رژیماند که کارکرد اصلیشان بیشتر تکرار است تا استدلال.
در روانشناسی و رفتارشناسی اجتماعی پدیدهای داریم به نام mere exposure effect یا «اثر درمعرض قرارگیری صرف»، یعنی ذهن و روان آدمی به آنچه بارها میبیند، حتی اگر در آغاز رد کند، بهمرور خو میگیرد و بیآنکه خود بداند، آن را آشنا، سپس پذیرفتنی و در نهایت درست میپندارد و ارزیابی میکند. کارشان این نیست که شما را با یک پست قانع کنند. در واقع هدف و کارشان این است که هر روز شما را در معرض هزاران توییت و کامنت قرار دهند که در آنها شاه «بیکفایت»، «دور از مردم»، «بیبرنامه» خوانده میشود. شاید شما در آغاز بخندید �� یا بیاعتنا رد شوید، ولی پس از چند هفته بیآنکه خود بدانید چگونه، در گفتگو با دوستتان میگویید «خب البته او هم ضعفهایی دارد»، و چنین لحظهای که ذهن شما تنها با در معرضِ یاوههایشان قرارگرفتن چرخش میکند برای آنها پیروزی به شمار میآید.
راهکار را در چهار گام مینویسم که به گمانم برای هر پادشاهیخواه و میهندوستی نیاز است که بداند:
نخست، شناخت این بازی.
دوم، بیرون آوردن خود از معرض تکرار و دیدن آنها با بلاک، میوت و ریپورت کردن حسابهای کاربریشان.
سوم، دنبال کردن خطوطی که همزمان فعال میشوند و بیاعتمادسازی را در پوششهای گوناگون ولیهمزمان پیش میبرند، و جایگزین کردن آنها با هرچه این خطوط را روشنتر میکند.
چهارم، اگر جایی هم پاسخ میدهید، پاسخ کوتاه، مستند و آرام به این حملهها باشد. هدف قانع کردن حملهکننده نباشد چون هرگز قانع نمیشود. بلکه هدف باید پاسداری از کاربران و یا همراهان خاموشی باشد که تنها تماشاگر و در معرض این فریب هستند.
در پایان به یاد داشته باشید که در این میان بیطرف نیز نداریم، در چنین کارزار فریبی، سکوت در برابر دروغ و این استراتژی تکرار، نوعی همراهی با آن جریان است.
—-
حکم شاه رو داریم
شنبه ۴ جولای
جلوی سفارت امریکا می ببینمت
Don’t deal with terr*** orists
Stand with the Iranian people
4th July 2:00- 5:00pm
U.S. Embassy, London
#KingRezaPahlaviForIran