امروز مستاجرم،اقا منصور، که ۳تا دختر داره
۲تا دانشجو ۱ دوره متوسط میخونه با خانوم بیمارش جواب کردم.بهش گفتم تا اخر برج ۵ خونه تخلیه کنه
سال ۹۳
۳۰میلیون پول پیش که اقا منصور داده بودبه من
دادم به دوست بساز بفروشم که سمت جیحون اپارتمان میساخت ،واحد ۷۰ متری خریدم
با وام ۲۵↕
روز مراسم ختم بابا، زنی با چهره ای آشنا اومد جلو سلام کرد ، تسلیت گفت و خودش رو معرفی کرد : «من مادر سعید زینالی هستم»، خجالت کشیدم که در نگاه اول نشناختمش، بغلش کردم، نمی دونستم چی باید بهش بگم، مادری که ۲۴ساله بی خبر از پسرش به انتظار نشسته، اومده بود تا به من تسلی بده، گفت /۱
من یادم نمیره مهدی رو وسط خیابون با تیر زدید و تنهاش گذاشتید تا جون بده و بعدش یک وانت آوردید و روی جنازش پارچه انداختید و بردید، من یادم نمیره...
#مهدی_حضرتی